خرید iptv  ,خرید Cccam  ,خرید سی سی کم  ,خرید سیسیکم  ,خريد فرش ماشينى  ,buy glass mosaic tile online  ,Covid 19 Clinic testing and vaccination  ,طراحی وب سایت  ,دستگاه ضبط صدا  ,عکاسی صنعتی  ,آموزشگاه خیاطی  ,download serial irani  ,آبنما خانگی  ,صنایع دستی اصفهان  ,میناکاری  ,
سلام خوش آمديد - وبلاگي مفيد و دوست داشتني و گلچيني از جديترين مطالب آموزنده كانون اديب قوچاني لطفا براي بهتر شدن ما نظر بدهيد

سلام خوش آمديد - وبلاگي مفيد و دوست داشتني و گلچيني از جديترين مطالب آموزنده كانون اديب قوچاني لطفا براي بهتر شدن ما نظر بدهيد
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 416
دیروز : 262
افراد آنلاین : 2
همه : 1959147
پيوندهای روزانه
لينكي ثبت نشده است
چت باکس
در پديده اي حيرت آور بدن نوجوان 12 ساله يزدي اجسام آهني را به سادگي به خود جذب و مثل يك آهن ربا عمل مي كند.
كد خبر: ۵۱۸۰۱۴
تاريخ انتشار: ۲۸ تير ۱۳۹۴ - ۰۵:۳۰ - 19 July 2015
در پديده اي حيرت آور بدن نوجوان 12 ساله يزدي اجسام آهني را به سادگي به خود جذب و مثل يك آهن ربا عمل مي كند.

به گزارش باشگاه خبرنگاران جوان از يزد؛ ابوالفضل نوجوان 12 ساله يزدي تحت تاثير يك فيلم تشويق به چسباندن قاشق به بدن خود ميشود ودر نهايت تحير متوجه خاصيت آهنربايي خود مي شود.

پسر آهنربايي يزدي
ابوالفضل الان با چسباندن قاشق وسيني به بدن خود اطرافيان خود را شگفت زده كرده است.
پسر آهنربايي يزدي
هرچند خانواده اين نوجوان همه وسايل فلزي را دور از دسترس وي قرار ميدهند اما ابولفضل اين خاصيت آهنربايي خود را دوست دارد و مي ترسد روزي اين خاصيت را از دست بدهد!

پسر آهنربايي يزدي

گفته مي شود اثرات مغناطيسي بيشتر در قسمت هاي قفسه سينه و شكم اين كودك محسوس است.


در اين رابطه بيشتر بخوانيد: http://www.tabnak.ir/fa/news/518014/%D9%BE%D8%B3%D8%B1-%D8%A2%D9%87%D9%86%D8%B1%D8%A8%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%DB%8C%D8%B2%D8%AF%DB%8C © www.tabnak.ir

ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۲۸ تير ۱۳۹۴ ] [ ۰۸:۴۳:۳۰ ] [ اديب قوچاني - داودي ]

لكه لباس را اينگونه پاك كنيد

برطرف كردن انواع لكه ها از روي لباس: نكات عمومي در برطرف كردن لكه ها از روي لباس: براي رفع لكه سريعا” اقدام نماييد. از قسمت پشت لكه بايد شروع نماييد. به اين ترتيب از پخش شدن لكه جلوگيري...

برطرف كردن انواع لكه ها از روي لباس: نكات عمومي در برطرف كردن لكه ها از روي لباس:


براي رفع لكه سريعا” اقدام نماييد.


از قسمت پشت لكه بايد شروع نماييد. به اين ترتيب از پخش شدن لكه جلوگيري به عمل مي آيد.


هنگامي كه پارچه ديگري را به محلول لكه بر آغشته كرديد و مي خواهيد از آن براي پاك كردن لكه استفاده كنيد، پارچه را بر روي لكه نماليد بلكه پارچه را روي لكه بفشاريد و با سيستم ضربه اي عمل نماييد


براي پاك كردن لكه ابتدا از محدوده خارجي لكه شروع كنيد و به سمت وسط لكه ادامه دهيد.


براي لكه هاي غير چرب از آب سرد استفاده نماييد. آب داغ لكه غير چرب را پايدار مي نمايد.


1- لكه خون:

لكه را زير آب سرد قرار داده و آنرا با آب سرد بشوييد. لكه از بين مي رود. در صورت عدم تأثير مي توانيد محلولي از نشاسته با كمي آب تهيه نماييد تا خمير غليظي شود آنرا روي لكه خون بماليد. بعد از خشك شدن نشاسته، نشاسته را از پارچه جدا نماييد سپس لباس را بشوييد لكه خون از بين مي رود.
راه حل ديگر براي تميز كردن لكه خون از لباس هايي كه خوني شده اند آن است كه لباس را در كوكاكولا بخيسانيد و سپس آنرا با آب و پودر لباسشويي بشوييد.


2- لكه گل و لاي بر روي لباس:

يك عدد سيب زميني را با چاقو به دو نيم كنيد و بر روي لكه بماليد، سپس لباس را در آب سرد بخيسانيد و سپس با پودر رختشويي شست و شو دهيد. در صورتي پايداري لكه، پارچه اي را به الكل آغشته كنيد و بر روي لكه بماليد.

3- لكه آدامس:

براي از بين بردن آدامس با يك تكه يخ چند مرتبه بر روي آدامس بكشيد تا از روي لباس جدا شود . اگر آدامس از پارچه جدا نشد مي توانيد از بنزين استفاده كنيد.

4- لكه شكلات:

ابتدا باقي شكلات را از روي پارچه برداريد سپس يك پارچه سفيد را چند لايه تا كنيد و زير پارچه در محل لكه قرار دهيد . حال به نسبت مساوي سركه و الكل را مخلوط كرده با پنبه روي محل بكشيد و با پنبه ديگر روي آن را خشك كنيد . چنانچه با اين روش لكه پاك نشد مي توانيد از آب اكسيژنه استفاده نماييد و در آخر پارچه را با آب گرم و صابون بشوييد.

5- لكه روژ لب:

خمير دندان بر روي لكه بماليد و سپس لكه را با آب گرم شست و شو دهيد.
يا محل لكه را در گليسيرين بخيسانيد سپس روي لكه را الكل يا بنزين بماليد پارچه اي كه آغشته به محلول پودر رختشويي شده را روي لكه بماليد بعد در محلول پودر رختشويي بشوييد ، سپس خوب آب كشي كنيد.

6- لكه بستني:

پارچه لك شده را با محلول آب و مايع لباسشويي خيس كنيد و بعد با پنبه اي آغشته به بنزين روي آن بكشيد و بعد آب كشي كنيد.

7- لكه آب ميوه:

اگر اين لكه بر روي پارچه سفيد بود ، با آب و صابون آن را بشوييد .
اگر لكه روي پارچه پشمي بود آب اكسيژنه را با چند قطره آمونياك مخلوط كرده با آن لكه را پاك كنيد.
اگر لكه روي پارچه هاي ابريشمي سفيد و يا رنگي بود آب و الكل سفيد ۹۰% را به نسبت مساوي مخلوط كرده و با آن لكه را محو كنيد.
يا مقداري نمك بر روي لكه بريزيد و سپس آن را ۱۰ دقيقه در آب سرد بخوابانيد. پس از آن با آب گرم و پودر رختشويي بشوييد.

8- لكه ميوه هاي رنگين:

لكه ميوه هايي كه رنگين هستند ( توت فرنگي، آلبالو و ….) را مي توان با آب و آمونياك شستشو داد و نيز مي توان مقداري نمك روي لكه ريخته و بعد از مدتي با پودر رختشويي بشوييد و اگر لكه نرفت مي توان از محلول كلر استفاده كرد.


9- لكه تمشك :

محل لكه را در محلول پودر رختشويي بخيسانيد و اگر شستيد و نرفت مقداري ماست رويش بريزيد. سپس با آب گرم شستشو دهيد.

10- لكه آبرنگ:

لكه با آب سرد بشوييد سپس آنرا با آب نيمگرم و پودر رختشويي بشوييد و آبكشي نماييد.اگر هنوز لكه برطرف نشده است، پنبه را به گليسيرين آغشته نموده و روي آن بماليد سپس با آب گرم و پودر رختشويي بشوييد و آب بكشيد و اگر نتيجه نگرفتيد از تربانتين استفاده نماييد.

11- لكه رنگهاي پلاستيكي:

باقيمانده رنگ را از روي پارچه بتراشيد سپس لكه به مدت ۱۰ دقيقه در نفت بماند و بعد با آب گرم و صابون بشوييد و آبكشي نماييد.


12- لكه تازه رنگهاي روغني:

پاك كردن لك كهنه رنگهاي روغني تقريباً غير ممكن است اما در صورتي كه هنوز خشك نشده باشد اضافه رنگ را از روي پارچه بتراشيد بعد پنبه اي را به تربانتين آغشته كنيد و روي لكه بماليد سپس با پنبه ديگري پاك كنيد اين كار را چندين بار تكرار كنيد و ته رنگ را نيز با آب گرم و پودر لباسشويي از بين ببريد .

13- لكه زنگ زدگي:

براي پاك كردن لكه زنگ زدگي لكه را ۱۰ دقيقه در آب ليموي تازه كه به آن نمك زده ايد خيس كنيد سپس لباس را با آب بشوييد.

14-لكه شمع و مدادهاي چرب آرايشي:

ابتدا باقي مانده لكه را با جسمي نوك تيز به آرامي برداريد. سپس دو تكه دستمال توالت در دو طرف لكه قرار دهيد. سپس اتوي گرم را بر روي يكي از كاغذها در محل لكه فشار دهيد. به اين ترتيب، چربي موجود در لكه آب مي شود و جذب دستمال يا كاغذهاي طرفين مي شود.


15- لكه چاي و قهوه:

براي از بين بردن لكه چاي، فوراً پارچه خيس را روي لكه بكشيد. اگر پاك نشد، پارچه را آغشته به آب و پودر لباسشويي كنيد بر روي لكه بكشيد فوراً تميز مي شود.

16- لكه زردي اتو:

اگر لباس كتاني بر اثر گرماي زياد اتو زرد رنگ شده مي توانيد پياز را دو نيم كرده و روي لكه بماليد لكه هاي زرد برطرف خواهد شد و بعد لباس را داخل آب سرد ۱۰ دقيقه خيس كنيد و بعد آن را بشوييد. يا از محلول آب اكسيژنه استفاده نماييد.


17-لكه واكس:

ابتدا پارچه اي را خيس كنيد و روي آن بكشيد. سپس روي پارچه مقداي مايع ظرفشويي ريخته و بر روي لكه بكشيد . بعد دوباره با پارچه خيس ديگري روي لكه بكشيد اگر لكه كاملاً از بين نرفت ، با پارچه آغشته به الكل بر روي لكه بكشيد، تا كاملاً تميز شود.

18- لكه قير :

لكه قير را در بنزين بخوابانيد و سپس با آب و مواد شوينده شستشو دهيد و بعد در معرض آفتاب بگذاريد.


19- لكه روي چرم:

پنبه اي را با روغن زيتون آغشته نماييد و روي چرم بكشيد و بعد با يك پنبه تميز و نمدار روي چرم را پاك كنيد.


20-پاك كردن لكه چربي از چرم:

براي پاك كردن لكه چربي از روي كاپشن يا چكمه چرمي روي لكه چربي مايع ظرفشويي بماليد و بگذاريد خشك شود و سپس با دستمال آن را جلا دهيد.


21-لكه شير:

براي از بين بردن لكه شير آمونياك را به مقدار زياد رقيق كرده و كمي نمك به آن بيفزاييد و لكه را با اين محلول پاك نماييدو بلافاصله آب بكشيد.


22- لكه عرق بدن:

اگر لباس سفيد است كافيست مقداري محلول آب نمك تهيه كنيد و لكه را مدت يك ساعت در آن قرار دهيد تا پاك شود.
براي پاك كردن لكه عرق از يقه لباس ازخمير جوش شيرين وسركه سفيد كمك بگيريد اين خمير را روي محل مورد نظر بماليد بعد از چند دقيقه شستشو دهيد و براي پاك كردن لكه هاي عرق برسطح لباس مي توانيد از محلول رقيق شده سركه يا آب ليمو نيز كمك بگيريد.


23-لكه جوهر:

براي از بين بردن لكه جوهر مي توانيد لكه را پنج دقيقه در شير بخوابانيد، سپس آنرا با آب معمولي بشوييد لكه به راحتي از بين مي رود.
يا آنكه ، يك تكه پنبه را در آب گوجه فرنگي فرو برده و روي لكه جوهر بماليد. سپس آن را بشوييد.


24- پاك كردن لكه مركب:

محل لكه را در مخلوطي از سركه سفيد والكل قرار دهيد تا مركب در آن حل شود بعد با آب سرد آن را شستشو دهيد.


25- لكه سس گوجه فرنگي:

ابتدا باقي مانده لكه را با جسمي نوك تيز به آرامي برداريد. پارچه اي ديگر را به الكل آغشته كنيد، و آنرا روي لكه فشار دهيد بعد در آب سرد با مواد شوينده بشوييد.

26- لكه چسب:

يك تكه پارچه را آغشته به سركه كرده و روي چسب بگذاريد. چسب، سفتي خود را از دست داده و از لباس جدا مي شود.

27-لكه روغن:

براي تميز كردن لباس هايي كه روغني شده لباس را در كوكاكولا بخيسانيد و سپس آنرا با آب و پودر لباسشويي بشوييد يا يك قوطي كوكاكولا را داخل ماشين لباسشويي پر از لباس هاي چرب خالي كنيد، پودر لباسشويي اضافه كنيد و ماشين را روي دور عادي روشن كنيد. كوكاكولا به تميز شدن لكه هاي چربي كمك مي كند.


28- لكه چربي:

براي از بين بردن لكه چربي قسمت لكه شده را با كمي محلول نمك و الكل بماليد .
اگر لكه چربي روي پارچه ابريشمي است با كاغذ توالت روي قسمت لكه شده را بپوشانيد و اتوي داغ را محكم روي آن فشار دهيد تا لكه ناپديد شود.


29-لكه روغن ماشين:

اگر لباس كتاني يا ابريشمي لك سياه روغن ماشين را گرفت روي لكه ها را روغن،بماليد و بگذاريد ۱۲ ساعت بماند. سپس آن را با بنزين پاك كنيد.
براي لباس چرمي مي توانيد مقداري وازلين روي لكه بماليد و بعد از يك ساعت و نيم با تتراكلرورد و كربن پاك كنيد سپس با يك تكه پارچه پشمي آن را جلا دهيد.
براي تميز كردن لباسي كه لك روغن گرفته است آن را در كوكاكولا بخيسانيد و سپس آنرا با آب و پودر لباسشويي بشوييد.

30-لكه نوشابه:

قشر نازكي از نمك يا پودر تالك (پودر بچه) روي لكه بريزيد و آن را تا يك ساعت بگذاريد بماند سپس با كمي مايع ظرفشويي و آب گرم شست وشو دهيد.


31- پاك كردن لكه تخم مرغ

براي پاك كردن لكه تازه تخم مرغ محل لكه رابا آب سرد بشوييد بعد با آب ولرم وصابون محل لكه راشستشو دهيد و سپس با الكل و محلول رقيق آمونياك اثر لكه را برطرف نماييد.

32-لكه زرد سيگار:

اگر لباس شما در اثر سوختگي يا سيگار زرد شده است حبه قندي را روي لكه بكشيد و آنقدر اين كار را ادامه دهيد تا لكه از بين برود. و سپس آنرا با آب و پودر لباسشويي بشوييد.


ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۲۷ تير ۱۳۹۴ ] [ ۰۶:۵۲:۳۰ ] [ اديب قوچاني - داودي ]
20 داستان خنده دار از ملا نصرالدين
شايد بسياري از جوانان بگويند، ملانصرالدين ديگه چيه و اين قصه ها ديگه قديمي شده. ولي بايد گفت كه روايت هاي ملانصرالدين تنها متعلق به كشور ما و يا مشرق زمين نيست. شايد شخصيت او مربوط به دوران قديم است ولي پندهاي او متعلق به تمام فرهنگ ها و دورانهاست.

ملانصرالدين شخصيتي است كه داستان هايش تمامي ندارد و هنوز كه هنوز است حكايات بامزه اي كه اتفاق مي افتد را به او نسبت مي دهند و حتي او را با بسياري از موضوعات امروزي همساز كرده اند.

در كشورهاي آمريكايي و روسيه او را بيشتر با شخصيتي بذله گو و داراي مقام والاي فلسفي مي شناسند. به هر حال او سمبلي است از فردي كه گاه ساده لوح و احمق و گاه عالم و آگاه و حاضر جواب است كه با ماجراهاي به ظاهر طنزآلودش پند و اندرزهايي را نيز به ما مي آموزد.

داستان خويشاوند الاغ

روزي ملا الاغش را كه خطايي كرده بود مي زد,
شخصي كه از آنجا عبور مي كرد اعتراض نمود و گفت: اي مرد چرا حيوان زبان بسته را مي زني؟
ملا گفت: ببخشيد نمي دانستم كه از خويشاوندان شماست اگر مي دانستم به او اسائه ادب نمي كردم؟!

داستان دم خروس

يك روز شخصي خروس ملا را دزديد و در كيسه اش گذاشت,
ملا كه دزد را ديده بود او را تعقيب نمود و به او گفت:خروسم را بده! دزد گفت: من خروس ترا نديده ام,
ملا دفعتا دم خروس را ديد كه از كيسه بيرون زده بود به همين جهت به دزد گفت درست است كه تو راست مي گويي ولي اين دم خروس كه از كيسه بيرون آمده است چيز ديگري مي گويد.

داستان خروس شدن ملا

يك روز ملا به گرمابه رفته بود تعدادي جوان كه در آنجا بودند تصميم گرفتند سر بسر او بگذارند به همين جهت هر كدام تخم مرغي با اورده بودند و رو به ملا كردند و گفتند: ما هر كدام قدقد مي كنيم و يك تخم مي گذاريم اگر كسي نتوانست بايد مخارج حمام ديگران را بپردازد!
ملا ناگهان شروع كرد به قوقولي قوقو! جوانان با تعجب از او پرسيدند ملا اين چه صدايي است بنا بود مرغ شوي!
ملا گفت : اين همه مرغ يك خروس هم لازم دارند!

داستان الاغ دم بريده

يك روز ملا الاغش را به بازار برد تا بفروشد, اما سر راه الاغ داخل لجن رفت و دمش كثيف شد, ملابا خودش گفت: اين الاغ را با آن دم كثيف نخواهند خريد به همين جهت دم را بريد.
اتفاقا در بازار براي الاغش مشتري پيدا شد اما تا ديد الاغ دم ندارد از معامله پشيمان شد.
اما ملا بلافاصله گفت : ناراحت نشويد دم الاغ در خورجين است!؟

داستان مركز زمين

يك روز شخصي كه مي خواست سر بسر ملا بگذارد او را مخاطب قرار داد و از او پرسيد: جناب ملا مركز زمين كجاست؟
ملا گفت : درست همين جا كه ايستاده اي؟
اتفاقا از نظر علمي هم به علت اينكه زمين كروي شكل است پاسخ وي درست مي باشد.

داستان پرواز در اسمانها

مردي كه خيال مي كرد دانشمند است و در نجوم تبحري دارد يك روز رو به ملا كرد و گفت:
خجالت نمي كشي خود را مسخره مردم نموده اي و همه تو را دست مي اندازند در صورتيكه من دانشمند هستم و هر شب در آفاق و انفس سير مي كنم.
ملا گفت : ايا در اين سفرها چيز نرمي به صورتت نخورده است؟
دانشمند گفت :اتقاقا چرا؟
ملا با تمسخر پاسخ داد: درست است همان چيز نرم دم الاغ من بوده است!

داستان درخت گردو

روزي ملا زير درخت گردو خوابيده بود كه ناگهان گردويي به شدت به سرش اصابت كرد و سرش باد كرد. بعد از آن شروع كرد به شكر كردن
مردي از انجا مي گذشت وقتي ماجرا را شنيد گفت:اينكه ديگر شكر كردن ندارد.
ملا گفت: احمق جان نمي داني اگر به جاي درخت گردو زير درخت خربزه خوابيده بودم نميدانم عاقبتم چه بود؟!

داستان قيمت حاكم

روزي ملا به حمام رفته بود اتفاقا حاكم شهر هم براي استحمام آمد حاكم براي اينكه با ملا شوخي كرده باشد رو به او كرد و گفت : ملا قيمت من چقدر است؟
ملا گفت : بيست تومان.
حاكم ناراحت شد و گفت : مردك نادان اينكه تنها قيمت لنگي حمام من است.
ملا هم گفت: منظورم همين بود و الا خودت ارزش نداري!

داستان قبر دراز

روزي ملا از گورستان عبور مي كرد قبر درازي را ديد از شخصي پرسيد اينجا چه كسي دفن است!
شخص پاسخ داد : اين قبر علمدار امير لشكر است!
ملا با تعجب گفت: مگر او را با علمش دفن كرده اند؟!

داستان خانه عزاداران

روزي ملا در خانه اي رفت و از صاحبخانه قدري نان خواست دختركي در خانه بود و گفت : نداريم!
ملا گفت: ليواني آب بده!
دخترك پاسخ داد: نداريم!
ملا پرسيد: مادرت كجاست:
دخترك پاسخ داد : عزاداري رفته است!
ملا گفت: خانه شما با اين حال و روزي كه دارد بايد همه قوم و خويشان به تعزيت به اينجا بيايند نه اينكه شما جايي به عزاداري برويد!

داستان بچه ملا

روي ملا خواست بچه اش را ساكت كند به همين جهت او را بغل كرد و برايش لالايي گفت و ادا در مي آورد, كه ناگهان بچه روي او ادرار كرد!
ملا هم ناراحت شد و بچه را خيس كرد.
زنش گفت: ملا اين چه كاري بود كه كردي؟
ملا گفت: بايد برود و خدا را شكر كند اگر بچه من نبود و غريبه بود او را داخل حوض مي انداختم!

داستان ملا در جنگ

روزي ملا به جنگ رفته بود و با خود سپر بزرگي برده بود. ولي ناگهان يكي از دشمنان سنگي بر سر او زد و سرش را شكست.
ملا سپر بزرگش را نشان داد و گفت: اي نادان سپر به اين بزرگي را نمي بيني و سنگ بر سر من مي زني؟

داستان نردبان فروشي ملا

روزي ملا در باغي بر روي نردباني رفته بود و داشت ميوه مي خورد صاحب باغ او را ديد و با عصبانيت پرسيد: اي مرد بالاي نردبان چكار مي كني؟ملا گفت نردبان مي فروشم!
باغبان گفت : در باغ من نردبان مي فروشي؟
ملا گفت: نردبان مال خودم هست هر جا كه دلم بخواهد آنرا مي فروشم.

داستان لباس نو

روزي ملا ملا به مجلس ميهماني رفته بود اما لباسش مناسب نبود به همين جهت هيچكس به او احترام نگذاشت و به تعارف نكرد!
ملا ه خانه رفت و لباسهاي نواش را پوشيد و به ميهماني برگشت اينبار همه او را احترام گذاشتند و با عزت و احترام او را بالاي مجلس نشاندند!ملا هنگام صرف غذا در حاليكه به لباسهاي نواش تعرف مي كرد گفت: بفرماييد اين غذاها مال شماست اگر شما نبوديد اينها مرا داخل آدم حساب نمي كردند.

داستان ملا و گوسفند

روزي ملا از بازار يك گوسفند خريد در راه دزدي طناب گوسفند را از گردن آن باز كرد و گوسفند را به دوستش داد و طناب را به گردن خود بست و چهار دست و پا به دنبال ملا را افتاد.
ملا به خانه رسيد ناگهان ديد كه گوسفندش تبديل به جواني شده است
دزد رو به ملا كرد و گفت من مادرم را اذيت كرده بودم او هم مرا نفرين كرد من گوسفند شدم ولي چون صاحبم مرد خوبي بود دوباره به حالت اول بازگشتم.
ملا دلش به حال او سوخت و گفت: اشكالي ندارد برو ولي يادت باشد كه ديگر مادرت را اذيت نكني!
روز بعد كه ملا براي خريد به بازار فته بود گوسفندش را آنجا ديد. گوش او را گرفت و گفت اي پسر احمق چرا مادرت را ناراحت كردي تا دوباره نفرينت كند و گوسفند شوي!؟

داستان خانه ملا

روزي جنازه اي را مي بردند پسر ملا از پدرش پرسيد : پدرجان اين جنازه را كجا مي برند؟!
ملا گفت او را به جايي مي برند كه نه اب هست نه نان هست نه پوشيدني هست و نه چيز ديگري
پسر ملا گفت : فهميدم او را به خانه ما مي برند!

داستان داماد شدن ملا

روزي از ملا پرسيدند : شما چند سالگي داماد شديد؟
ملا گفت به خدا يادم نيست چونكه آن زمان هنوز به سن عقل نرسيده بودم!

داستان گم شدن ملا

روزي ملا خرش را گم كرده بود ملا راه مي رفت و شكر مي كرد. دوستش پرسيد حالا خرت را گم كرده اي ديگر چرا خدا را شكر مي كني؟
ملا گفت به خاطر اينكه خودم بر روي آن ننشسته بودم و الا خودم هم با آن گم شده بودم!؟

داستان دوست ملا

روزي ملا با دوستش خورش بادمجان مي خورد ملا از او پرسيد خورش بادمجان چه جور غذايي است؟
دوست ملا گفت : غذاي خيلي خوبي است و راجع به منافع ان سخن گفت.
بعد از اينكه غذايشان را خوردند و سير شدند بادمجان دلشان را زد به همين جهت ملا شروع كرد به بدگويي از بادمجان و از دوستش پرسيد: خورش بادمجان چگونه غذايي است!؟
دوست ملا گفت: من دوست توام نه دوست بادمجان به همين جهت هر آنچه را كه تو دوست داري برايت مي گويم!

داستان ماه بهتر است

روزي شخصي از ملا پرسيد: ماه بهتر است يا خورشيد!؟
ملا گفت اي نادان اين چه سوالي است كه از من مي پرسي؟ خوب معلوم است, خورشيد روزها بيرون مي آيد كه هوا روشن است و نيازي به وجودش نيست!
ولي ماه شبهاي تاريك را ورشن مي كند, به همين جهت نفعش خيلي بيشتر از ضررش است


ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۲۷ تير ۱۳۹۴ ] [ ۰۶:۴۸:۴۸ ] [ اديب قوچاني - داودي ]

- آسيب ها و حالاتي كه در اثناي تعويذ در بيمار ظهور مي يابد:

حالات و آسيب‌هايي كه در اثناي تعوذي خواندن توسط راقي در بيمار ظهور مي يابد عبارتند از:

1-           سردرد و تشنج.

2-           سينه تنگي (و افسردگي).

3-           تحرك و تكان خوردن بيش از اندازه مژه ها.

4-           بلند فرياد زدن

5-  احساس درد در ناحيه شكم و نفخ شكم و همچنين ايجاد صداهاي ناهنجار در ناحيه روده ها و شكم بيمار.

6-  تغيير كردن صداي بيمار و ايجاد صداهاي عجيب و غريب توسط او.

7-           ورم كردن يكي از شاهرگ‌هاي گردن مريض.[24]

8-           غالب شدن خواب يا چرت بر مريض.

9-           خنديدن يا گريه كردن بي موقع.

10- سرگيجه، حالت تهوع و استفراغ چيزهاي غيرطبيعي در اشكال و رنگ‌هاي مختلف.

11- سردرد شديد.

12- احساس سنگيني از اطراف خويش و (در نهايت) بيهوشي و هم‌چنين تب بسيار يا سرد شدن بيش از حد بدن.

13- احساس اين‌كه انگار چيزي به سرعت از كنار او مي گذرد.

14- احساس انواع درد در قسمت‌هاي مختلف بدن به نحوي كه انگار درد در بدن او جا به جا مي‌شود.

15- تكان خوردن برخي از اعضاي او (بدون اراده).

16- زياده گشتن بلغم ( در دهان و گلو).

17- انحراف ظاهري در چشم (و كم شدن بينايي).

18- بيهوده سخن گفتن (و گفتن چيزهايي كه از ذهن فعال و دانا سرچشمه نگرفته است).

19- زياده عرق كردن به خصوص در ناحيه پشت.

20- خون ريزي ناگهاني بيني كه عواملي چون سرماخوردگي و غيره عامل آن نباشد.

21- خميازه هاي مداوم يا آه سرد كشيدن.

22- خارش يا سرخ شدن پوشت و يا ظاهر شدن دانه هايي روي پوست.

23- احساس ناراحتي شديد و بي طاقتي در اثناي تعويذ و رغبت نداشتن به تكميل شدن تعويذ.

24- لرزش شديد در ساير قسمت هاي بدن.

25- تنگي نفس (به نحوي كه نفس كشيدن به سختي و با صدايي بلند انجام گيرد) و از هوش رفتن.

26- سياه شدن چهره و شاداب شدن و سفيدي آن پس از اين‌كه مريض استفراغ كرد.

27- تراوش بويي بسيار بد و ناخوشايند از معده و دهان.

28- طپش شديد دل و زياد شدن آن در اثناي تعويذ.

29- خيره شدن يا بسته شدن چشم‌هاي بيمار.

30- احساس تلخي در دهان به هنگام نوشيدن آبي كه بر آن آياتي از قرآن خوانده شده است.[25]

خواندن قرآن

دستت را بر روي پيشاني مريض قرار ده و آيات رقي(تعويذ) را با ترتيل و حضور قلب بخوان، رقيه هايي كه با صداي بلند خوانده شود از صداي آهسته بهتر است زيرا مريض مطمئن مي شود و به آيات قرآن كه بر او تلاوت مي شود گوش مي دهد و هم چنين مريض مي فهمد كه چگونه وجودش درمان مي شود.

نيت قرائت

حضور قلب و خالص گردانيدن نيت براي خداوند در رقيه از مهمترين كارهاست و خواندن قرآن بايد با اين نيت باشد كه خداوند سبحان و متعال مريض را با راحتي و اطمينان شفا بخشد و او را منت نهد و قرائت بايد با اين نيت ها باشد:

قرائت قرآن به نيت هلاكت و نابودي

قرائت قرآن به نيت باطل كردن سحر

قرائت قرآن به نيت سوزاندن و عذاب دادن شيطان

قرائت به نيت جذب و احضار شيطان

قرائت به نيت طرد و دور كردن شيطان

قرائت به نيت برطرف كردن مصيبت هاي چشم زخم

شايسته است كه قرائت به نيت جذب و احضار بر بيمار جز در حالت مشخص شدن از وجود مس يا مورد خطاب قرار دادن شيطان يا جذب جن، يا جذب جن در جسد بيمار تا ناراحتي بر بيمار نماند، باشد و خواندن قرآن بر شيطان سخت تر است زيرا قرائت به نيت جذب و احضار مريض را در نارحتي قرار مي‌دهد و آن به خاطر آشكار شدن جن بر سرشت آدمي و تصرفاتش است اما ممكن است قرائت به نيت جذب و احضار در ابتداي رقيه و در آخر قرائت رقي به نيت طرد و دور كردن و هلاك خوانده شود و مريض را ترك نكند تا اين كه از خارج شدن جن مطمئن شود.

و هم چنين قرائت به نيت عذاب دادن و سوزاندن جن روي مي دهد. قرائت با اين نيت در قرائت هاي تنهايي طولاني بسيار سودمند است اما بر هر مصيبت ديده اي كارساز نيست در نتيجه شايسته است قرائت بر مريض با اين نيت خوانده نشود تا در آن حرمت هاي زير نگه داشته شود:

بدست آوردن اطلاعاتي از تغييرات و مدت زمان ورود شيطان بر مصيبت ديده و شناخت سبب اين داخل شدن

شايسته است كه مدت قرائت طولاني باشد(سه ساعت يا چيزي شبيه به اين)

مداواي مريض به وسيله رقيه به طور پيوسته باشد(به طور متوسط سه جلسه در هفته)

مريض ناراحتي هاي زمان مداوا و بعد آن را تحمل كند

مريض، پيرمرد نباشد

مريض، حامله نباشد

از زمان داخل شدن جن به بدن مريض مدت زمان زيادي نگذشته باشد يا به سبب سحر يا چشم زخم نباشد. باطل كردن سحر و برطرف كردن چشم زخم بر سوزاندن جن مقدم است.

سبب تحريك جن نبايد باعث ضرر رساندن به بدن مريض يا شنوايي آن هنگام رقيه و بعد آن گردد يا باعث بيزاري و نفرت بيمار از رقيه شود.


[1] بقره 102

[2] اسراء 65

[3] اسراء 15

[4] رواه البخاري

[5] رواه البخاري

[6] المرجع : مسائل ورسائل/محمد الحمود النجدي ص23 [منظور اين است كه سبب داخل شدن جن به بدن انسان مشكلات دروني شخص نيست كه توسط پزشك مداوا گردد بلكه يك وجود خارجي است كه به داخل بدن انسان نفوذ كرده است و انكار اين مورد توسط پزشك كمكي به دفع بيماري از شخص نمي كند][مترجم]

[7] سورة البقرة 275

[8] مجموع الفتاوى " ( 24 / 276 ، 277 )

[9] "لسان العرب" (6/217)

[10] وانظر : "زاد العاد" (4/66-71)

[11] رواه أهل السنن بإسناد صحيح

[12] مجموع الفتاوي شيخ محمد بن صالح المنجد

[13] ص 34

[14] ص 34

[15] انتهى باختصار" مجموع فتاوى ومقالات متنوعة" الشيخ ابن باز (3/299-308)

[16] مطالب اين بخش از متن هاي عربي سايت هاي زير گرفته شده است: www.s7r.roo7e.com, www.makkaoui.net, www.amazalll.jeeran.com www.3elag.com  , و www. arabscafe.com  و www.bab.com و www. khayma.com

[17] با كمي دخل و تصرف از كتاب المنهج القرآني في علاج السحر والمس الشيطاني/ ص63-62

[18] زخرف 36

[19] ق 16

[20] طه 120

[21] آل عمران 175

[22] كهف 29

[23] برگرفته از كتاب خودتان، خودتان را مداوا كنيد. نوشته: خالد الجريسي، ترجمه: اسحاق دبيري

 -[24] منظور رگي است كه حيات انسان به آن بستگي دارد و هنگام خشم و غضب اين رگها در زير گردن قابل مشاهده مي باشد. در زبان عربي اين رگها را (ودج (و دجان)) گويند.

[25] پايان كتاب خودتان، خودتان را مداوا كنيد

http://eeman.blagfa.com

استفاده از مطالب اين وبلاگ با ذكر منبع جايز است


ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۲۶ تير ۱۳۹۴ ] [ ۱۰:۰۵:۱۶ ] [ اديب قوچاني - داودي ]

 

 

داخل شدن به خاطر عشق:[16]

يكي از جن هاي مذكر، عاشق يكي از انسان هاي مؤنث مي شود در نتيجه داخل بدن او مي شود گاهي اين نوع از مس زماني روي مي دهد كه شخص در رختخوابش است و با همسرش قبل از اين كه نام خدا را بياورد، نزديكي مي كند_ به خصوص در تابستان- كه لباس نازك مي پوشند و بدن تقريباً  لخت است و يا هنگام داخل شدن به دستشويي و حمام[براي استحمام كردن] بدون گفتن بسم الله[17] يا گاهي صدايي مي‌شنود كه يكي از مقابل يا پشت سر او را مي گيرد يا حركتي را در اعضاي تناسلي اش احساس مي كند و عكس اين مورد نيز صحيح است يعني اين كه يكي از جن هاي مؤنث عاشق يكي از انسان هاي مذكر شود و تقريباً كارهاي گفته شده را با او انجام مي دهد.

نشانه هاي اين نوع مانند برآمدگي در اعضاي تناسلي، درد و نارحتي شديد در هنگام خواب در پستان ها، تنفر شديد از همسر در حالت جماع و نزديكي، بسيار دچار احتلام شدن در خواب و ديدن شبه هايي كه در خواب كه با تو جماع مي كنند.

داخل شدن جن به خاطر انتقام:

انسان بر جني تجاوز كند و جن براي انتقام از او دست به كار شود و او را اذيت كند مثلاً انساني آب گرمي را در حمام بريزد يا اين كه داخل حمام شود بدون اين كه استعاذه بگويد و بدون اين كه بداند بر جن(كه در شكاف ديوار يا لانه حشرات است)، ادرار نمايد، اذيت كردن حيواناتي چون سگ و گربه، يا اين كه انسان ناخواسته بر روي جني كه خوابيده است برود يا بدون اين كه متوجه شود جني را بكشد و جن به خاطر انتقام از آن شخص دست به اين كار بزند؛ كشتن مارها در خانه ها بدون اين كه او را نهي كرده باشد. فرياد زدن، بسيار گريه كردن، موسيقي و خواندن قرآن در جريان آب ها، پريدن يا افتادن از مكان بلند بدون اين كه نام خدا برده باشد كه ممكن است بر مكاني كه در آن جني خوابيده يا خبر ندارد بيفتد. انداختن سنگ در چاه يا در دشتي بدون اين كه نام خدا را بياورد كه در آن هنگام به جني برخورد كند. خواندن كتاب هاي سحر و احضار جن، سم پاشي كردن حشرات بدون گفتن بسم الله.

انتقام غير مستقيم: هنگامي كه شيطان نتواند از شخص معيني به خاطر پايبند بودن آن انسان به اذكار و اوراد روزانه يا به خاطر سببي از اين اسباب انتقام بگيرد در اين هنگام شيطان به اذن و اراده خداوند بر عزيزي يا نزديك ترين شخص به آن انسان مسلط مي شوند؛ مانند داخل شدن در همسر به خاطر انتقام از شوهر.

به خاطر ظلم نمودن به انسان: اين مورد غالباً به خاطر غفلت انسان از ذكر و ياد خدا روي مي دهد الله تعالي مي فرمايد:{وَمَن يَعْشُ عَن ذِكْرِ الرّحْمَنِ نُقَيّضْ لَهُ شَيْطَاناً فَهُوَ لَهُ قَرِين}[18] «هر كس از ياد [خداي] رحمان دل بگرداند بر او شيطاني مي‏گماريم تا برايش همدمي باشد»

داخل شدن به خاطر سكني گزيدن و ماندن در آن:

و اين نوع نادري از داخل شدن است و در مناطق دور دست اتفاق مي افتد هنگامي كه براي جن داخل شدن در بدن انسان ممكن مي شود و در آن به خاطر فراواني جا ساكن مي شود و در جسد انسان مي‌نشيند و آن را مانند منزل خود مي داند از خوردني كه بر آن بسم الله گفته نشده مي خورد و بدن انسان او را حمل مي كند و به وسيله او راه مي رود و اين مورد كمتر اتفاق مي افتد.

داخل شدن به خاطر كمك كردن:

اين نوع نيز كم اتفاق مي افتد بدين گونه كه تعدادي از جن ها براي كمك كردن فردي در كاري يا كارها دست به اين كار مي زنند يا اين كه او را ضعيف مي بينند و گمان مي كنند كه با داخل شدن در بدن او به او كمك كرده اند.

داخل شدن در بدن انسان به سبب سحر: جني كه در خدمت ساحر است به خاطر اذيت كردن مورد سحر زده شده وارد بدن او مي شود.

داخل شدن به سبب چشم زخم: شيطان در بدن چشم خورنده با عمل چشم زننده نفوذ مي يابد و وارد بدنش مي گردد.

شكل هاي حضور جن بر بدن انسان

1. وسوسه: وسوسه گاهي از نفس انسان و گاهي از شيطان است. الله سبحانه و تعالي در سوره ق مي‌فرمايد: {وَلَقَدْ خَلَقْنَا الإِنسَانَ وَنَعْلَمُ مَا تُوَسْوِسُ بِهِ نَفْسُهُ وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ}[19] «و ما انسان را آفريده‏ايم و مي‏دانيم كه نفس او چه وسوسه‏اي به او مي‏كند و ما از شاهرگ [او] به او نزديكتر هستيم» و در سوره طه مي فرمايد:{فَوَسْوَسَ إِلَيْهِ الشّيْطَانُ قَالَ يَآدَمُ هَلْ أَدُلّكَ عَلَي شَجَرَةِ الْخُلْدِ وَمُلْكٍ لاّ يَبْلَي}[20] «پس شيطان او را وسوسه كرد گفت اي آدم آيا تو را به درخت جاودانگي و ملكي كه زايل نمي‏شود راهنمايي كنم» و در سوره ناس مي فرمايد:{قُلْ أَعُوذُ بِرَبّ النّاسِ* مَلِكِ النّاسِ* إِلَهِ النّاسِ* مِن شَرّ الْوَسْوَاسِ الْخَنّاسِ* الّذِي يُوَسْوِسُ فِي صُدُورِ النّاسِ* مِنَ الْجِنّةِ وَالنّاسِ} «بگو پناه مي‏برم به پروردگار مردم(1) پادشاه مردم(2) معبود مردم(3) از شر وسوسه‏گر نهان(4) آن كس كه در سينه‏هاي مردم وسوسه مي‏كند(5) چه از جن و [چه از] انس». پس نفس، انسان، و جن هر كدام داراي وسوسه هستند. وسوسه ممكن است از داخل يا خارج باشد اما شيطان هنگامي كه وارد بدن انسان شود وسوسه اش بسيار تأثير گذار است و شخص جن زده را در سرگرداني ذهني پيوسته قرار مي دهد و از او توان تمركز، تفكر و خشوع در نماز را به خاطر شدت وسوسه مي گيرد. شيطان، شخص جن زده را دچار شك و ترديد مي كند و در تصرفات، سخنان و كارهايش و در سخنان، كارها و تصرفات ديگران دچار ترديد مي نمايد و آن در خلال آن چه است كه شيطان به قلبش وسوسه مي كند تا آن جا كه آن وسوسه را باور مي كند و به خود تلقين مي كند و به درستي آن معتقد مي‌شود در نتيجه براي دخل و تصرف شيطان از طريق وسوسه خوار و ذليل مي گردد.

2.  حاضر شدن بر بدن انسان: شيطان بر قسمتي از بدن مريض وارد مي شود و باعث درد در پشت يا سرش مي گردد و شنيدن و ديدن را به طور كامل از دست مي دهد و اين مرض روزهاي بسياري ادامه مي‌يابد و اين مانند فلج هميشگي كه به سبب جن بوجود مي آيد.

3. حضور كامل: حضور جن در بدن مريض حضور كامل است و بر زبانش سخن مي گويد و با بدنش فاصله اي را با سختي يا مشاجره كردن با مردم، يا به حالت فرار مي پيمايد. در تمام اين مدت جن در بدن مريض وجود دارد و مريض چيزي نمي داند تا آن جا كه از شياطين كساني هستند كه تمام مدت حاضر هستند و در ماشين مي نشينند و با مريض سفر مي كنند و او نمي داند و اين مدت حضور جن كه به خاطر ضعف ايماني و بدني است با قوي شدن دوباره انسان متوقف مي شود.

4. حضور مشترك: و اين شبيه حضور زن و شوهر و حضور كامل است اما مرتبه اي از آن پايين تر است و آن اين كه شيطان بر بدن انسان وارد مي شود و ممكن است تمام وجود انسان، از نوك سر تا پاهايش را در برگيرد و انسان هر چيزي كه اطرافش روي مي دهد را مي فهمد اما با كلامي سخن مي گويد و كاري را انجام مي دهد بدون اين كه بخواهد آن را انجام دهد بلكه از انواع جن اين است كه بر زبان انسان سخن مي گويد و ممكن نيست كه مشخص كنيد و بداند كه چه كسي است كه دارد سخن مي گويد تا آن جا كه خود مريض نيز نمي داند و اين نوع حضور را بسياري از شياطين در حالات سحر انجام مي دهند به خصوص در حالات سحر تفرق و جدايي. در اين حالت شيطان حاضر مي شود و با ديگري مشاجره مي‌كند تا اين كه جدايي روي مي دهد.

5.  تماس جن با انسان در رختخواب: خداوند متعال مي فرمايد:{إِنّمَا ذَلِكُمُ الشّيْطَانُ يُخَوّفُ أَوْلِيَاءَهُ فَلاَ تَخَافُوهُمْ وَخَافُونِ إِن كُنتُمْ مّؤْمِنِينَ}[21] «در واقع اين شيطان است كه شما را از دوستان خودمي‏ترساند پس اگر مؤمنيد از آنان مترسيد و از من بترسيد».

اين نوع داراي نشانه هاي بسياري از جمله آشفتگي، بي خوابي، لرزش بدن، كابوس ها و اشكال ترسناك(چون مار، سگ، گربه، الاغ، استر، عقرب، عنكبوت، مارمولك، گاو، شتر، ميمون، پلنگ، فيل و شبح‌هاي ترسناك) مي باشد.

اگر سبب داخل شدن به خاطر عاشق شدن انسان بوده است براي جن روشن مي كنيد كه كار او حرام است و به دليل اين كار روز قيامت مجازات مي شود و از عذاب و عقاب خداوند او را بترسانيد.

اگر سبب داخل شدنش به خاطر ظلم و تجاوز بر انسان بوده است برايش روشن گردانيد كه عاقبت ظالمان بسيار ناگوار است و آن چه خداوند از عقاب و مجازات براي ظالمان در روز قيامت آماده كرده است را روشن گردان. الله تعالي مي فرمايد: (إِنَّا أَعْتَدْنَا لِلظَّالِمِينَ نَارًا أَحَاطَ بِهِمْ سُرَادِقُهَا وَإِنْ يَسْتَغِيثُوا يُغَاثُوا بِمَاءٍ كَالْمُهْلِ يَشْوِي الْوُجُوهَ بِئْسَ الشَّرَابُ وَسَاءَتْ مُرْتَفَقًا)[22] «ما براي ستمگران آتشي آماده كرده‏ايم كه سراپرده‏هايش آنان را در بر مي‏گيرد و اگر فريادرسي جويند به آبي چون مس گداخته كه چهره‏ها را بريان مي‏كند ياري مي‏شوند وه چه بد شرابي و چه زشت جايگاهي است».

اگر اين كار جواب داد و مراد حاصل شده قبل از اين كه خارج شود از او عهد بگيريد و اين عهد يا مانند آن را پشت سر او تكرار كنيد:" از تو عهد مي گيرم كه از اين بدن خارج شوي و دوباره به آن برنگردي و وارد بدن هيچ مسلمان ديگري نشوي و اگر از عهد و پيماني كه با من بسته اي تجاوز كني و آن را بشكني لعنت خدا، ملائكه و همه مردم بر تو باد".

سپس به او بگو از كجا خارج مي شوي؟ اگر گفت از چشم يا از شكمش بگو نه بلكه از دهان، بيني يا از انگشتان دست يا پا خارج شو.

بعد از اين كه تأييد كرد كه خارج مي شود چون جن دروغ مي گويند دوباره به منظور رقيه بر او قرآن بخوانيد اگر با خواندن قرآن متأثر گرديد مانند اين كه دچار اضطراب و لرزيدن در قسمتي از بدنش شود بدان كه جن از بدنش خارج نشده است و اگر تغييري در او به وجود نيامد بدان كه خارج شده است اما از مريض بخواه كه بار ديگر به تو مراجعه كند تا از خروجش به طور كامل مطمئن گرديد.

حالت ها و آسيب هاي قبل و بعد از رقي و تعويذ[23]

1-حالات و آسيب هايي كه قبل از تعويذ در بيمار ظهور مي يابد:

يك سري حالات و آسيب ها قبل از اين‌كه در مورد شخص جن زده و ... تعويذي خوانده شود در وي ظهور مي يابد. آن‌ها عبارتند از:

1-اين‌كه شخص به طور ناگهاني از چيزي كه شديداً بدان عشق مي ورزيده نفرت پيدا مي كند و يا به چيزي كه شديداً از آن نفرت داشته علاقه پيدا مي كند.

2-به بيماري هاي گوناگون بسياري مبتلا مي شود و علم طب (نيز با همه پيشرفت خود) هيچ دليل يا عاملي را براي اين‌گونه بيماري ها تشخيص نمي دهد.

3-(در طول شبانه روز) به خصوص بعد از نماز عصر و مغرب افسردگي شديدي را احساس مي كند (و به تعبيري دلش مي گيرد).

4-از كار كردن و ظاهر شدن در محيط‌هاي اجتماعي (و كاري) مثل مدرسه، دانشگاه و غيره نفرت پيدا كرده عزلت و گوشه نشيني را اختيار مي كند.

5-خيالاتي مي شود و گاهاً تصور مي كند كارهايي را انجام داده كه واقعاً آن را انجام نداده است.

6-رنگ پريده مي شود يا رنگ صورتش به زردي مي گرايد و هم‌چنين گاه لكه ها و داغ و نشانه هايي گندمگون يا مايل به رنگ آبي در صورتش هويدا مي گردد و هيچ عاملي (پوستي يا داخلي) نيز توسط پزشكان براي اين بيماري تشخيص داده نمي شود.

7-هر از چندگاهي دچار سردرد مي شود و يا به طور ناگهاني تب مي كند.

8-جنجال‌ها و مشاجراتي كه بين زن و مرد يا ديگر اعضاي خانواده به خاطر مسائل بسيار اندك و پيش پا افتاده صورت مي گيرد مي تواند يكي از حالات و آفت‌هاي سحر، مس شياطين يا چشم زخم باشد.

9-فرد در حالي‌كه بيدار است، گويي در عالم رويا به سر مي برد و دچار وهم و گمان مي شود.

10- مدام كسل است و احساس مي كند كار و تلاش زيادي را انجام داده (در حالي كه هيچ كاري نكرده است). هم‌چنين اشت‌هاي او براي غذا خوردن كم مي شود.

11- وقتي كه راه مي رود احساس مي كند (روي هوا راه مي رود و) وزني ندارد.

12- همواره احساس مي كند صدايي در يك يا هر دو گوش او طنين انداز مي شود.

13- بيمار اگر زن باشد در حالت‌هاي مختلف و به خصوص هنگامي كه مرحله پريود را سپري مي كند در ناحيه‌ي رحم خويش احساس درد مي كند يا مكرراً دچار استحاضه مي شود.

14- به خاطر اندك چيزي شديداً عصباني مي شود.

15- همواره دوست دارد بخوابد و از خواب‌هاي سنگيني كه بيدار شدن از آن‌ها بسيار مشكل است رنج مي برد.

16- احساس مي كند كسي او را صدا مي زند ولي هرچه به اطراف مي نگرد كسي را نمي بيند.

17- درد شديد و مداومي در ناحيه پايين يا وسط پشت و يا بين دو كتف او به وجود مي آيد.

18- دچار نوعي حساسيت پوستي شده خارش شديدي را در بدنش احساس مي كند و احياناً بدنش ورم مي كند يا دانه هايي در بدن او ظهور مي يابد.

19- به طور مكرر دچار اسهال يا نفخ شديد شكم مي شود و گاهي نيز ترش كرده يا درون خويش احساس سوزش مي كند. يبوست مزمن از ديگر نشانه ها (ي اين بيماري) مي باشد.

20- دچار ضعف بينايي مي شود و احساس مي كند پرده اي جلوي چشمان او را گرفته است.

21- همواره احساس رنج و اندوه مي كند و پريشان و آشفته مي شود. هم‌چنين وحشت زده و مضطرب است و انگار شديداً از چيزي مي ترسد.

22- شديداً وسواسي مي شود به نحوي كه مدام انجام كاري را تكرار مي كند و بر آن‌چه قبلاً براي وي مسلم و بديهي بود، شك و ترديد مي كند. اين حالات بيانگر نوعي بيماري است كه در زبان عربي بدان، الوسواس القهري مي گويند و در نهايت نيز به مرگ منتهي مي شود.

23- مدام دچار آشفتگي ذهني مي شود و بسيار فراموشكار مي گردد.

24- از ذكر و ياد خداوند روي گردان شده از عبادت الهي بدش ميآيد.

25- بويي ناخوشايند و غيرطبيعي از بيمار تراوش مي كند كه بسيار گزنده است اما جز مريض كسي آن بو را احساس نمي كند. به علاوه مريض به مقداري زياد عرق مي كند و يا مدام نياز پيدا مي كند كه به دستشويي برود.

26- قدرت همبستر شدن با همسرش را از دست مي دهد و به طور كلي نسبت به همسرش بي رغبت شده و خواسته هايش را برآورده نمي كند.

27- مدام كابوس مي بيند. از جمله مواردي كه بيمار در خواب مي بيند عبارتند از: 1- اژدهاهايي سياهرنگ، 2- سگ ها و گربه ها (يي كه به او حمله مي كنند)، 3- شتر (هاي افسار گسيخته كه به سوي او شتابان در حركتند و ...)، 4- قبرستان، 5- زباله دان‌ها، 6- پرت شدن از ارتفاعي بسيار بلند، 7- غرق شدن در آب و غيره.

28- سخن گفتن زياد در اثناي خواب و هم‌چنين صدايي كه در اثر برخورد دندان‌ها و اصطكاكشان ايجاد مي شود و آه و ناله كردن شخص در خواب از ديگر علايم بيماري است.

29- احساس مي كند چيزي سنگين در هنگام خواب بر روي سينه او گذاشته شده است.

30- راه رفتن در اثناي خواب و بيدار شدن مكرر از خواب و هم‌چنين بيدار شدن از خواب در حالي‌كه ترس وجود او را فرا گرفته از ديگر علايم بيماري به شمار مي آيد كه نشان مي دهد بيمار جن زده است يا از چشم زخم آسيب ديده است.


ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۲۶ تير ۱۳۹۴ ] [ ۰۹:۵۳:۲۹ ] [ اديب قوچاني - داودي ]

داخل شدن جن به بدن انسان

سؤال: در روزهاي گذشته قضيه داخل شدن جن در بدن انسان مطرح شده و به خاطر اختلاف در خلقت، عقلاً محال است. انسان از گِل و جن از آتش خلق شده است و شياطين جز وسوسه تسلط ديگري ندارند و خداوند قدرتي براي تسلط آن ها بر انسان قرار نداده است! و نوارهاي ضبط شده كه منتشر شده دليلي بر اين امر نيست پس رد شما بر آن چيست؟

جواب: الحمد لله

داخل شدن جن به بدن انسان از ديدگاه قرآن و سنت و اهل سنت و جماعت و مشاهده و محسوسات، حق است و جز معتزله كه عقلهايشان را بر دلايل كتاب و سنت مقدم داشتند كسي با آن مخالفت نكرده است و ما آن را به صورت مختصر بازگو مي كنيم:

الله تعالي مي فرمايد:(الَّذِينَ يَأْكُلُونَ الرِّبَا لا يَقُومُونَ إِلا كَمَا يَقُومُ الَّذِي يَتَخَبَّطُهُ الشَّيْطَانُ مِنَ الْمَسِّ) «كساني كه ربا مي‏خورند، (از گور) برنمي‏خيزند مگر مانند برخاستن كسي كه شيطان بر اثر تماس‏، او را دچار جنون نموده است».

قرطبي: در تفسير آن مي فرمايد:"اين آيه دليل است بر باطل بودن انكار كساني كه صرع را از جهت جن انكار مي كنند و گمان مي كنند كه آن به خاطر طبيعت انسان است و شيطان نمي تواند در انسان نفوذ كند و او را دچار ديوانگي سازد".

ابن كثير: در تفسير اين آيه مي فرمايد:"يعني روز قيامت از قبرهايشان جز به مانند كساني كه در اثر تماس شيطان دچار صرع شده اند، برنمي خيزند. ابن عباس مي گويد: كسي كه ربا مي خورد روز قيامت چون ديوانه اي كه حالت خفگي دارد برمي خيزد".

در حديث صحيح نسائي از ابي اليسر روايت مي كند كه پيامبر صلي الله عليه و سلم  در دعايش مي فرمود:(اللَّهُمَّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ مِنْ الْهَرَمِ وَالتَّرَدِّي وَالْهَدْمِ وَالْغَمِّ وَالْحَرِيقِ وَالْغَرَقِ وَأَعُوذُ بِكَ أَنْ يَتَخَبَّطَنِي الشَّيْطَانُ عِنْدَ الْمَوْتِ...) «پروردگارا پناه مي برم به تو از پيري همراه با خرفتي، از افتادن از جاي بلند، غم و ناراحتي، از مردن به وسيله سوختن و غرق شدن و پناه مي برم به تو از اين كه شيطان هنگام مرگ با لمس كردن به من آسيب برساند و…» المناوي در كتاب"فيض" ج2ص148 در شرح عبارت(وَأَعُوذُ بِكَ أَنْ يَتَخَبَّطَنِي الشَّيْطَانُ عِنْدَ الْمَوْتِ) مي‌گويد: يعني مرا دچار صرع كند و مرا به بازي بگيرد و دين و عقلم را هنگام مرگ به فساد كشاند؛ با خصومت و دشمني كه دارد باعث لغزش قدم ها و از دست دادن عقل و بردباري شود و بر شخص هنگام جدايي از دنيا او را گمراه كند يا مانع توبه او گردد….

ابن تيميه در مجموع الفتاوي 24/276 مي گويد: داخل شدن جن به بدن انسان به اتفاق اهل سنت و جماعت مورد تأييد است الله تعالي مي فرمايد:(الَّذِينَ يَأْكُلُونَ الرِّبَا لا يَقُومُونَ إِلا كَمَا يَقُومُ الَّذِي يَتَخَبَّطُهُ الشَّيْطَانُ مِنَ الْمَسِّ) «كساني كه ربا مي‏خورند، (از گور) برنمي‏خيزند مگر مانند برخاستن كسي كه شيطان بر اثر تماس‏، او را دچار جنون كرده است» و در حديث صحيح از پيامبر صلي الله عليه و سلم   ثابت است كه مي‌فرمايد:(إِنَّ الشَّيْطَانَ يَجْرِي مِنْ ابْنِ آدَمَ مَجْرَي الدَّمِ) «شيطان در فرزندان آدم به مانند خون در بدن جريان مي يابد».

عبدالله بن احمد بن حنبل مي گويد:" به پدرم گفتم: كساني هستند كه مي گويند جن داخل بدن ديوانه نمي‌شود. گفت: پسرم دروغ مي گويند. جن بر زبان شخص جن زده سخن مي گويد".

ابن تيميه در توضيح آن مي گويد:"آن چه كه او گفته است امري مشهور است چون شخصي كه دچار صرع شده است به زباني سخن مي گويد كه معناي آن دانسته نمي شود و به بدنش ضربه هاي بزرگي وارد مي‌شود كه اگر به شتر وارد شود آثار آن بر جاي مي ماند ولي شخص ديوانه نه ضربه را كه به او مي زنند احساس مي كند و نه كلامي كه بر زبانش جاري مي شود را مي فهمد. و ممكن است شخص دچار صرع شده كاري را براي شخص سالم نيز انجام دهد؛ و قاليچه اي كه بر آن نشسته است را جمع كند و اسباب و وسايل را جابجا كند و از مكاني به مكان ديگر رود و كارهاي ديگر نيز انجام دهد. اما كسي كه او را مشاهده كند برايش مشخص مي شود كسي كه بر زبان آن فرد سخن مي راند و حركت دهنده اين اجسام است كسي ديگر غير از آن فرد است". و مي فرمايد:" و هيچ يك از امامان مسلمانان داخل شدن جن در بدن شخص دچار صرع شده را انكار نكرده اند و كسي كه آن را انكار كند و ادعا كند كه شريعت آن را انكار كرده است بر شريعت خداوند دروغ بسته است چون دلايل شرعي وارد شدن جن به بدن انسان را نفي نمي‌كند".

داخل شدن جن در بدن انسان از ديدگاه قرآن و سنت پيامبرصلي الله عليه و سلم  و به اتفاق اهل سنت و جماعت كه بعضي از سخنانشان را آورديم مورد تأييد است.

اما اين فرموده الله تعالي:(وَمَا هُمْ بِضَارِّينَ بِهِ مِنْ أَحَدٍ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ)[1] «بدون فرمان خدا نمي‏توانستند به وسيله آن به احدي زيان برسانند» هيچ شكي نيست كه اين دليل واضح و آشكار است كه جن نمي تواند به وسيله سحر يا صرع يا انواع ديگر از اذيت ها يا گمراهي ها به كسي ضرر برساند مگر اين كه خداوند اراده كرده باشد. حسن بصري مي گويد: همان گونه كه الله تعالي مي فرمايد هركس كه خداوند بخواهد شيطان بر او مسلط مي شود و هركس را خداوند نخواهد شيطان نمي تواند بر او تسلط يابد. پس شيطان كه جني كافر است بر مؤمناني كه دچار گناهان شده و از ذكر و ياد خدا و خالص گرداندن عبادت براي او، دور شده اند تسلط مي يابد اما نسبت به بندگان صالح خداوند شيطان قدرتي ندارد همان گونه كه مي فرمايد: (إِنَّ عِبَادِي لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطَانٌ وَكَفَي بِرَبِّكَ وَكِيلًا)[2] «در حقيقت تو را بر بندگان من تسلطي نيست و حمايتگري [چون] پروردگارت كافي است».

اما سبب هاي صرع : ابن تيميه در مجموع الفتاوي 19/39 مي گويد:"مس انسان توسط جن ممكن است به خاطر دوست داشتن، شهوت و عشق باشد همان گونه كه ميان انسان ها روي مي‌دهد… و مي تواند به خاطر تنفر و مجازات باشد كه بيشتر از اين نوع است مانند اين كه بعضي از انسان ها آن ها را اذيت كنند يا گمان كنند كه آن ها عمداً آن ها را اذيت كرده اند يا بر بعضي از آن ها ادرار كنند يا آب گرمي را بر آن ها ريخته باشند يا بعضي از آن ها را كشته باشند اگر چه انسان آن را درك نمي كند. جهل و ظلم در جن باعث مي شود كه بيشتر از آن چه انسان‌ها مستحق آن هستند آن‌ها را مجازات كنند و ممكن است كه از روي شوخي اين كار را بكنند و به مانند انسان سفيه آسيب برسانند".

مي گويم: راه نجات از مس شياطين ذكر و ياد نام الله و بسم الله گفتن در ابتداي هر كاري است هم چنان كه به صورت صحيح بسم الله و ذكر خداوند در امور بسياري مانند غذا خوردن، آب نوشيدن، سوار شدن، دستشويي رفتن، نزديكي كردن با همسر و چيزهاي ديگر از پيامبر صلي الله عليه و سلم  روايت شده است.

اما براي درمان آن ابن تيميه: در مجموع الفتاوي 19/42 مي گويد:"جن هنگامي كه بر انساني تجاوز نمود از حكم خداوند و رسولش او را باخبر سازيد و بر او اقامه حجت كنيد و او را به كارهاي پسنديده، امر و از كارهاي ناپسند نهي كنيد همان گونه كه با انسان اين كار را انجام مي دهيد. زيرا خداوند مي فرمايد:(وَمَا كُنَّا مُعَذِّبِينَ حَتَّي نَبْعَثَ رَسُولًا)[3] «ما تا پيامبري نفرستيم هرگز آن ها را عذاب نخواهيم كرد» سپس فرمود: و هنگامي كه جن با امر و نهي و روشن كردن موضوع بيرون نيامد جايز است كه او را صدا زند و دشنام دهد و تهديد كند و لعنت كند همان گونه كه رسول اللهص با شيطان هنگامي كه با شعله اي از آتش به طرف پيامبر صلي الله عليه و سلم  آمد و خواست به صورت او پرتاب كند سه بار فرمود:(أعوذ بالله منك، وألعنك بلعنة الله)[4] «از تو به خداوند پناه مي برم و تو را به لعنت خداوند لعنت مي كنم». و بر عليه او مي تواند به وسيله ذكر خداوند و خواندن قرآن ياري بگيرد به خصوص آية الكرسي كه پيامبرص در باره آن مي فرمايد:(من قرأها لَنْ يَزَالَ مَعَكَ مِنْ اللَّهِ حَافِظٌ وَلَا يَقْرَبُكَ شَيْطَانٌ حَتَّي تُصْبِحَ)[5] «هركس آن را بخواند از جانب خداوند محافظي برايش قرار داده مي شود كه هرگز از او دور نمي شود و شيطان تا هنگامي كه صبح مي شود به او نزديك نمي گردد». خواندن معوذتين نيز بدين گونه است.

اما پزشكي كه بر آن چه ما براي درمان شخص مصروع بيان كرديم اعتماد نكند هيچ چيز ديگري به شخص مصروع كمك نمي كند.[6]

مس انسان توسط جن و احكام مربوط به مس

آيا امكان دارد كه جن انسان را مس كند؟ اگر چنين چيزي ممكن است پس چگونه انسان در مقابل اعمالش هنگام وارد شدن جن به بدنش در روز قيامت مسئول است؟

جواب: الحمد لله.

اولاً: امكان دارد كه جن به وسيله داخل شدن در بدنش او را دچار نارحتي كند كه خداوند اين مورد را در كتابش بيان كرده است:(الَّذِينَ يَأْكُلُونَ الرِّبَا لا يَقُومُونَ إِلا كَمَا يَقُومُ الَّذِي يَتَخَبَّطُهُ الشَّيْطَانُ مِنَ الْمَسِّ)[7] «كساني كه ربا مي‏خورند، (از گور) برنمي‏خيزند مگر مانند برخاستن كسي كه شيطان بر اثر تماس‏، او را دچار جنون كرده است».

شيخ الاسلام ابن تيميه: مي فرمايد:"داخل شدن جن به بدن انسان به اتفاق امامان اهل سنت و جماعت ثابت است الله تعالي مي فرمايد:(الَّذِينَ يَأْكُلُونَ الرِّبَا لا يَقُومُونَ إِلا كَمَا يَقُومُ الَّذِي يَتَخَبَّطُهُ الشَّيْطَانُ مِنَ الْمَسِّ) «كساني كه ربا مي‏خورند، (از گور) برنمي‏خيزند مگر مانند برخاستن كسي كه شيطان بر اثر تماس‏، او را دچار جنون كرده است» و در حديث صحيح از پيامبر صلي الله عليه و سلم  ثابت است كه مي فرمايد:(إِنَّ الشَّيْطَانَ يَجْرِي مِنْ ابْنِ آدَمَ مَجْرَي الدَّمِ) « شيطان در فرزندان آدم به مانند خودن در بدن جريان مي يابد»"[8].

ثانياً: داخل شدن جن به بدن انسان باعث مريضي است. چنان چه انسان با وجود اين مريضي نيز عقل و اختيار خود را از دست نداد در مقابل سخنان و كردارش، مورد بازخواست قرار مي گيرد اما اگر اين مريضي بر او غلبه كند به گونه اي كه عقل و اختيارش را از دست بدهد او مانند ديوانه، تكليفي بر او نيست بدين خاطر در لغت عربي "المس" به "الجنون" يعني ديوانه معني شده است.[9]

ولي با اين حال مسئول آسيب هاي مالي است كه در حالت جنون به مردم وارد مي كند چنان كه اگر مال كسي را تلف كند، مسئول است.[10]

در" الموسوعة الفقهية " ج16 ص 106 آمده:" فقها بر اين كه جنون چون بيهوش و خواب است اجماع دارند و به دليل از دست دادن اختيار، چون بيهوشي است كه در خواب حرف مي زند و كلماتي چون طلاق، اسلام، ارتداد، خريد و فروش كردن و چيزهاي ديگر بر زبان مي راند و حالت جنون شديدتر است لذا باطل بودن آن به خاطر جنون اولي تر است زيرا مجنون قدرت تعقل، تشخيص و اهليت ندارد و در اين باره، به اين فرموده پيامبرص استدلال مي‌كنند:(رُفِعَ القَلَمُ عن ثلاثةٍ: عن النائمِ حتى يستيقظَ، وعَن الصبِيِّ حَتى يَحتلمَ، وعَن المجنونِ حتى يَعْقل)[11] «تكليف از سه دسته برداشته شده است:1. كسي كه خوابيده تا زماني كه بيدار مي شود2. كودك تا زماني كه به سن بلوغ مي رسد3. و مجنون تا وقتي كه هوشيار مي‌گردد». و هر نوع تصرف زباني كه موجب ضرر و زيان باشد نيز همين گونه است".

و در ج16 ص 107 آمده است:" اما به نسبت حقوق ديگران شخص مجنون مسئول است و مسئوليت آن متوجه ولي و سرپرست او مي گردد و بايد از دارايي مجنون ضرر شخص آسيب ديده جبران شود. هنگامي كه از او گناهاني روي مي دهد بصورت پولي از او گرفته مي شود. اگر در حالت جنون دارايي انساني را تلف كند خسارت آن دارايي بر او واجب است و اگر كسي را بكشد در مقابل قصاص نمي شود ولي ديه مقتول از او گرفته مي شود".[12]

داخل شدن جن در بدن انسان و مخاطب قرار دادن او

سؤال: هنگامي كه جن به وسيله تماس يا سحر وارد بدن انسان مي شود آيا اين امكان وجود دارد كه جن داخل بدن انسان را مورد خطاب قرار داد و او را به اسلام دعوت نمود و برايش موعظه كرد يا اين كه آن دروغ و سحر است؟

جواب: الحمد لله

مورد خطاب قرار دادن جن و پند و موعظه براي او و دعوت كردنش به اسلام دروغ و جادو نيست بلكه آن امر ممكني است كه در بيشتر مواقع روي داده و بيشتر جن ها اسلامشان را آشكار كرده اند.

اما اين بدان معني نيست همه كساني كه چنين ادعايي مي كنند در ادعاي خويش صادق هستند مواردي روي داده كه دروغ گفته اند اما دروغ تعدادي از اين جادوگرها، روي دادن آن را در تعدادي از مردم نفي نمي كند.

ابن القيم: در كتاب"زاد المعاد"ج 4 ص 68-69 از ابن تيميه نقل مي كند كه او جن را مورد خطاب قرار داده و او را پند و اندرز داده و از ظلم نهي كرده است كه نص كلامش إن شاء الله در ادامه مي‌آيد.

ابن باز: ذكر مي كند زني كه دچار جن زدگي شده بود آن جن اسلامش را در مقابل شيخ آشكار كرد و تعدادي از مردم آن را انكار كرده اند كه شيخ مقاله اي را نوشت و در آن خطاي كساني كه منكر آن هستند را روشن نمود. شيخ  در جواب چنين گفت:"گفته اند كه مانند اين رويداد را شخصي انكار كرده است و بيان كرده كه آن دروغ و فريب است در حالي كه آن سخن را به همراه آن زن ضبط كرده و او آن سخنان را نگفته است. نواري كه در آن سخنانش را ضبط كرده بود را درخواست كردم و آن چه را كه ذكر كرده بود را دانستم. بسيار تعجب كردم از اجازه دادن او از اين كه آن ضبط شود همراه با اين كه من از جن تعدادي سؤال پرسيدم و او به آن ها جواب داد پس عاقل چگونه گمان مي برد كه سؤال پرسيدن و جواب دادن ضبط مي شود؟ اين از بدترين و باطل ترين اشتباهات است و هم چنين گمان كرده كه اسلام آوردن جن به وسيله انسان مخالف فرموده الله تعالي در داستان سليمان عليه السلام است كه مي‌فرمايد: (وَهَبْ لِي مُلْكًا لا يَنْبَغِي لِأَحَدٍ مِنْ بَعْدِي)[13] «به من پادشاهي عطا فرما كه به هيچ كس بعد از من آن را نبخشي». شكي نيست كه اين استدلال از جانب شخص مدعي اشتباه و فهمش باطل است خداوند او را هدايت كند اسلام آوردن جن بر دست انسان مخالف دعاي سليمان نيست.

جن هاي بسياري بر دست رسول الله صلي الله عليه و سلم  مسلمان شدند كه خداوند آن را در سوره احقاف و جن بيان كرده است و در صحيحين از ابوهريره رضي الله عنه  روايت است كه رسول الله صلي الله عليه و سلم  فرمود:(إِنَّ الشَّيْطَانَ عَرَضَ لِي فَشَدَّ عَلَيَّ لِيَقْطَعَ الصَّلَاةَ عَلَيَّ فَأَمْكَنَنِي اللَّهُ مِنْهُ فَذَعَتُّهُ وَلَقَدْ هَمَمْتُ أَنْ أُوثِقَهُ إِلَي سَارِيَةٍ حَتَّي تُصْبِحُوا فَتَنْظُرُوا إِلَيْهِ فَذَكَرْتُ قَوْلَ سُلَيْمَانَ عَلَيْهِ السَّلَام رَبِّ هَبْ لِي مُلْكًا لَا يَنْبَغِي لِأَحَدٍ مِنْ بَعْدِي فَرَدَّهُ اللَّهُ خَاسِيًا ، وروي النسائي علي شرط البخاري عن عائشة رضي الله عنها أن النبي صلي الله عليه وسلم كان يصلي فأتاه الشيطان فأخذه فصرعه فخنقه قال رسول الله صلي الله عليه وسلم:( حتي وجدت برد لسانه علي يدي ، ولولا دعوة سليمان لأصبح موثقا حتي يراه الناس) «شيطان خود را به من نشان داد كه داشت به طرف من مي آمد تا باعث شود نمازم را قطع كنم. پس خداوند مرا بر او مسلط كرد و گلويش را گرفتم. تصميم گرفتم كه او را بر ستون (مسجد) ببندم تا صبح شود و ديگران به او بنگرند كه سخن سليمان عليه السلام را به ياد آوردم كه دعا كرد:«به من پادشاهي عطا فرما كه هيچ كس بعد از من آن را نبخشي» خداوند، شيطان را با خواري و ذليلي دور راند». و نسائي به شرط بخاري از عايشه رضي الله عنها روايت مي كند كه رسول الله صلي الله عليه و سلم  فرمودند:«تا آن جا كه سردي زبانش را بر دستم احساس كردم و اگر دعاي سليمان عليه السلام نبود او را محكم مي بستم تا مردم او را ببينند».

پيامبر صلي الله عليه و سلم  در حديث صحيح كه شيخين از صفيه رضي الله عنها روايت كرده اند مي فرمايد:(إِنَّ الشَّيْطَانَ يَجْرِي مِنْ ابْنِ آدَمَ مَجْرَي الدَّمِ) «شيطان در فرزندان آدم به مانند خون در بدن جريان مي يابد».

هم چنين در احاديث صحيح از پيامبر  صلي الله عليه و سلم  روايت است كه همراه هر انساني حتي پيامبر صلي الله عليه و سلم  ملائكه و شيطاني مي باشد جز اين كه خداوند پيامبر را بر آن شيطان ياري داد پس او مسلمان شد و او را جز به نيكي امر نمي نمود.

كتاب خدا، سنت رسول الله صلي الله عليه و سلم  و اجماع امت بر داخل شدن جن به بدن انسان و او را دچار صرع نمودن، دلالت دارد. پس چگونه ممكن است كسي كه منتسب به علم است آن را بدون علم و هدايت و تنها به تقليد از اهل بدعت كه مخالف اهل سنت و جماعت هستند، انكار كند؟ والله المستعان ولا حول ولا قوة إلا بالله . خواننده گرامي إن شاء الله آن چه از كلام اهل علم در اين مورد آماده شده است را برايت بيان مي‌نمايم.

كلام اهل تفسير در مورد اين فرموده الله تعالي:(الَّذِينَ يَأْكُلُونَ الرِّبَا لا يَقُومُونَ إِلا كَمَا يَقُومُ الَّذِي يَتَخَبَّطُهُ الشَّيْطَانُ مِنَ الْمَسِّ) «كساني كه ربا مي‏خورند، (از گور) برنمي‏خيزند مگر مانند برخاستن كسي كه شيطان بر اثر تماس‏، او را دچار جنون كرده است».

ابوجعفر بن جرير: مي فرمايد:"يعني به وسيله آن شيطان در دنيا او را دچار ديوانگي و جنون مي كند".

ابن كثير: در تفسير اين آيه مي فرمايد:" يعني روز قيامت از قبرهايشان جز به مانند كساني كه در اثر تماس شيطان دچار صرع شده اند، برنمي خيزند".

قرطبي: در تفسير آن مي فرمايد:"اين آيه دليل است بر باطل بودن كساني كه صرع را از جهت جن انكار مي كنند و گمان مي كنند آن به خاطر طبيعت انسان است و شيطان نمي تواند در انسان نفوذ يابد و او را دچار ديوانگي كند".

كلام مفسرين در اين باره بسيار است.

شيخ الاسلام ابن تيميه: در كتابش"إيضاح الدلالة في عموم الرسالة للثقلين" كه در مجموع الفتاوي ج19ص9-16 موجود است مي گويد:"دسته اي از معتزله چون جبائي، ابوبكر رازي و غير آن‌ها داخل شدن جن در بدن مصروع را انكار اما وجود جن را انكار نمي كنند، و دليلشان اين است كه اين موارد از رسول خدا صلي الله عليه و سلم  روايت نشده است اگر چه در اين مورد دچار خطا شده اند و بدين خاطر اشعري در كتاب"مقالات  بيان مي كند: اهل سنت و جماعت مي گويند كه جن داخل بدن كسي كه دچار صرع شده است مي شود، همان گونه كه خداوند مي فرمايد: (الَّذِينَ يَأْكُلُونَ الرِّبَا لا يَقُومُونَ إِلا كَمَا يَقُومُ الَّذِي يَتَخَبَّطُهُ الشَّيْطَانُ مِنَ الْمَسِّ) «كساني كه ربا مي‏خورند، (از گور) برنمي‏خيزند مگر مانند برخاستن كسي كه شيطان بر اثر تماس‏ او را دچار جنون كرده است»"(كه اين موضوع را در جاي خود بسط و توضيح داده است).

هم چنين ابن تيميه: در ج 24 ص 276-277 از مجموع الفتاوي مي گويد: «وجود جن به وسيله قرآن، سنت پيامبر و سلف امت و امامانشان ثابت است و هم چنين داخل شدن جن به بدن انسان به اتفاق امامان اهل سنت و جماعت مورد تأييد است الله تعالي مي فرمايد:(الَّذِينَ يَأْكُلُونَ الرِّبَا لا يَقُومُونَ إِلا كَمَا يَقُومُ الَّذِي يَتَخَبَّطُهُ الشَّيْطَانُ مِنَ الْمَسِّ) «كساني كه ربا مي‏خورند، (از گور) برنمي‏خيزند مگر مانند برخاستن كسي كه شيطان بر اثر تماس‏ او را دچار جنون كرده است» و در حديث صحيح، پيامبرص مي فرمايد:(إِنَّ الشَّيْطَانَ يَجْرِي مِنْ ابْنِ آدَمَ مَجْرَي الدَّمِ) «شيطان در فرزندان آدم به مانند خون در بدن جريان مي يابد».

عبدالله بن احمد بن حنبل مي گويد:" به پدرم گفتم: كساني هستند كه مي گويند جن داخل بدن ديوانه نمي‌شود. گفت: پسرم دروغ مي گويند. جن بر زبان شخص جن زده سخن مي گويد"؛ و آن امري آشكار است چون شخصي كه دچار صرع شده است به زباني سخن مي گويد كه معناي آن را نمي داند و به بدنش ضربه هاي بزرگي مي زنند كه اگر به وسيله آن شتر زده شود نشانه اي از خود به جاي مي گذارد و با اين حال شخص ديوانه نه ضربه را احساس مي كند و نه كلامي كه بر زبانش جاري مي‌شود را مي داند. و ممكن است شخص دچار صرع شده براي شخص سالم كاري انجام دهد؛ و قاليچه اي كه بر آن نشسته است را جمع كند و اسباب و وسايل را جابجا كند و از مكاني به مكان ديگر رود و كارهاي ديگري نيز انجام دهد. كسي كه مصروع را مشاهده كند برايش مشخص مي شود كسي كه بر زبان آن فرد سخن مي‌گويد و حركت دهنده اين اجسام مي باشد نوعي ديگر غير از انسان است. و هيچ يك از امامان مسلمانان داخل شدن جن در بدن شخص دچار صرع شده را انكار نكرده اند و كسي كه آن را انكار كند و ادعا كند كه شريعت آن را انكار كرده است بر شريعت خداوند دروغ بسته است چون دلايل شرعي آن را نفي نمي‌كنند».

امام ابن القيم: در كتابش[زاد المعاد في هدي خير العباد] ج4 ص66-69 مي گويد:" صرع دو نوع است. نوعي از آن ناشي از شياطين و نوع ديگر از آن ناشي از بهم خوردن تعادل و نوعي مرض است كه در اين مورد پزشكان به برسي علل و راه چاره آن مي پردازند اما در مورد صرعي كه سبب آن شياطين هستند پزشكان و دانشمندان به وجودش معترف ولي از علاجش ناتوانند؛ و معترفند كه درمان آن به وسيله ارواح پاك و بلند مرتبه صورت مي گيرد و آثار آن را دفع مي‌كند و به مقابله كارهاي آن ها مي پردازند و آن را باطل مي كنند كه بقراط در بعضي از كتاب هايش به آن پرداخته است و تعدادي از درمان صرع را بيان مي‌كند و مي گويد: اين تنها براي صرعي كه سبب آن به هم خورد تعادل دروني است سودمند است اما صرعي كه ناشي از جن است اين درمان چاره ساز نيست.

 اما در بين پزشكاني كه به نوعي از جهل و گمراهي مبتلا هستند، اين نوع صرع را انكار مي كنند و نمي‌پذيرند كه شياطين در بدن مصروع تأثير بگذارد ولي واقعيت اين است كه آن‌ها نمي دانند چون اين امر موضوع علم پزشكي نيست چنان‌چه علل چيزي دانسته نشد آن را انكار كنند در حالي‌كه حواس و واقعيت بر آن شاهد است و ارجاع دادن آن ها بر درمان بعضي از بيماري ها به منزله درمان همه آن ها نيست.

 تا آن جا كه مي گويد: و پزشكان گمراه جز صرع ناشي از عدم تعادل دروني را نمي پذيرند و هركس داراي عقل است و شناختي نسبت به جن ها و تأثير آن‌ها دارد نسبت به كسي كه به آن جاهل است و يا دچار ضعف عقلي است مي خندد.

درمان اين بيماري از دو طريق صورت مي گيرد: يك راه از طريق خود مصروع و يك راه از طريق مداوا كننده.

از جهت مصروع: به وسيله تقويت دروني صورت مي گيرد. و به راستي توجهش را به سوي به وجود آورنده و آفريننده اين روح ها گرداند و با پناه بردن به چيزهاي صحيح كه قلب و زبان بر آن يك صدا باشند و اين نوعي جنگ است. و جنگجو از جنگ با دشمنش جز به دو دليل دست برنمي دارد: اسلحه درستي با خود داشته باشد و ياري دهنده اي قوي داشته باشد. پس زماني كه يكي از اين دو را نداشته باشد اسلحه هاي بسيار او را بي نياز نمي كنند پس زماني كه هيچ كدام از اين دو امر را نداشته باشد و قلبش خالي از توحيد، توكل، تقوا باشد و هيچ سلاحي نداشته باشد بايد وضعش چگونه باشد؟

دوم از جهت مداوا كننده: او نيز بايد اين دو اسباب را داشته باشد تا آن جا كه مداوا كننده به اين سخن اكتفا مي كند:(اخرج منه) «از وجود او خارج شو» يا مي گويد:(بسم الله) يا مي گويد:(لا حول ولا قوة إلا بالله) و پيامبر صلي الله عليه و سلم  فرموده بود:"اخرج عدو الله، أنا رسول الله" «خارج شو اي دشمن خدا من رسول خداوند هستم».

ديدم كه شيخ ما كسي را به سوي مصروع مي فرستاد تا جني كه به بدن او وارد شده را مورد خطاب قرار دهد؛ و او به آن شخص مصروع مي گفت كه شيخ به تو مي گويد: خارج شو و اين كار براي تو حلال نيست در نتيجه آن، جن از شخص مصروع بيرون مي آمد و چه بسا شخصاً او را مورد خطاب قرار مي‌داد و چه بسا جن نافرمان و سركشي باشد كه با زدن از وجود او خارج شود در حالي كه مصروع نجات مي يابد اما احساس درد نمي كند. ما و ديگران آن را بارها مشاهده كرده ايم….

تا آن جا كه مي فرمايد: خلاصه اين كه اين نوع از صرع و درمان آن را جز عده كمي از اهل علم، عقل و معرفت انكار نكرده اند و بيشتر تسلط ارواح خبيث بر اهل آن از جهت ضعف ديني و ويران بودن قلب ها و زبان هايشان از حقيقت ذكر و دعاها و پناهگاه نبوي و ايماني است روح خبيث شخصي را كه هيچ سلاحي ندارد و چه بسا عريان باشد را در بر مي گيرد و در او اثر مي كند…".

و آن چه ما از دلايل شرعي و اجماع اهل علم از اهل سنت و جماعت ذكر كرديم بر جواز داخل شدن جن به بدن انسان دلالت دارد كه براي خوانندگان باطل بودن سخن كسي كه آن را انكار مي كند را روشن مي‌گرداند.

نكته:

آن چه از احاديث صحيح و كلام اهل علم در مورد خطاب قرار دادن جن و پند و اندرز و دعوتش به سوي اسلام و قبول دعوت از جانب او ذكر كرديم مخالف سخن سليمان عليه السلام در سوره ص نمي باشد كه مي‌فرمايد:(وَهَبْ لِي مُلْكًا لا يَنْبَغِي لِأَحَدٍ مِنْ بَعْدِي)[14] «به من پادشاهي عطا فرما كه به هيچ كس بعد از من آن را نبخشي» هم چنين او را به معروف امر كردن و از منكر نهي كردن و در صورت امتناع از خروج، زدن او مخالف آيه ذكر شده نمي باشد بلكه آن از جهت دفع مهاجم و ياري دادن مظلوم و امر به معروف و نهي از منكر همان گونه كه آن با انسان انجام مي گيرد، واجب است[15].

شكل هاي حضور جن در بدن انسان

تعريف مس:

مس به معني داخل شدن جن در بدن انسان به منظور اذيت كردن، سكني گزيدن و يا بر او حكم كردن است و بعضي مي گويند تلبس با مس تفاوت دارد اما حقيقت هر دو يكي است. تلبس يعني حضور جن در بدن انسان و حكم كردن جن بر او است.

انواع مس


ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۲۶ تير ۱۳۹۴ ] [ ۰۹:۵۰:۰۴ ] [ اديب قوچاني - داودي ]

براي كنترل غريزه شهوت در سنّ نوجواني يا جواني چه بايد كرد؟

كنترل غريزه شهوت

بي ترديد يكي از نيرومندترين غرايز، نيروي شهوت و غريزه جنسي است. اين نيرو كه از ابتداي تولد به صورت نهفته در وجود آدمي به وديعه نهاده شده است، تا زمان بلوغ هم چنان دوران آرام و بي تحركي را پشت سر مي گذارد، اما به محض شروع دوران نوجواني آرام، آرام زمان بيداري و شكفتگي آن فرا مي رسد و رفته رفته تمامي وجود نوجوان را در بر مي گيرد و بر تمامي رفتار انسان اثر مي گذارد. به همين دليل غريزه جنسي و نيروي شهوت فرد را با مشكلاتي مواجه مي سازد.

براي تعديل و كنترل غريزه جنسي راه هاي متعددي وجود دارد كه به برخي از آن ها اشاره مي كنيم. اما قبل از آن بيان اين نكته لازم است كه كنترل غريزه جنسي به صورتي كه منطبق با فطرت انساني باشد، امري ممكن و در عين حال پيچيده و دشوار است. آن هايي كه از مباني اخلاقي و معنوي محكم و متيني برخوردارند و نيز از شرايط خانوادگي خوب و مطلوبي از حيث ارزش هاي اخلاقي بهره مند هستند و اراده قوي دارند، به خوبي مي توانند از پيامدهاي منفي آن مصون باشند.
براي كنترل غريزه جنسي هم خود فرد و هم والدين و اطرافيان مسئوليت دارند. آن چه مربوط به خود شما مي شود و سؤال شما از اين زاويه است عبارتند از:

۱- برنامه ريزي براي كار مداوم:
جوانان و نوجوانان از نيروي سرشار و فوق العاده اي برخوردارند. اين نيرو اگر در زمينه هاي ديگر مورد استفاده قرار نگيرد و به صورت مطلوب از آن استفاده نشود، با توجه به شرايط سني آن ها در قالب امور جنسي و شهواني ظاهر خواهد شد. اگر جوانان و نوجوانان به كار مداوم عادت كنند و نيرو و توان خود رادر اين زمينه به مصرف برسانند تا حدودي از انحرافات اخلاقي و شهوت و غريزه جنسي در آنان پيشگيري مي شود. كارهاي بدني موجب تعادل جسم و روان مي شود. اگر نيك بنگريم افرادي كه به كار مداوم مشغول هستند و نيرو و استعدادشان را در زمينه هاي مثبت و سالم به كار مي اندازند، كم تر دچار انحرافات اخلاقي و بحران هاي روحي مي شوند. كار موجب مي شود نيرو و انرژي جوان قبل از آن كه به چربي هاي اضافي تبديل گردد و اختلالاتي در ساز و كار اندام هاي بدن ايجاد گردد، از طريق سوخت و ساز مفيد و سالم به مصرف برسد.

۲- تنظيم خواب:
تحقيقات نشان مي دهد كه بيشتر انحرافات به خصوص در زمينه مسايل جنسي از فكرهاي ناسالم و خيال پردازي هايي كه جوانان قبل از خواب رفتن دارند، ناشي مي شود. اگر جوان قبل از آن كه به خواب برود، فكرش به خودش و يك سري مسايل و موضوعات مربوط به دوره جواني، معطوف گردد، كم كم به انحرافات كشيده خواهد شد. بنابراين، يكي از روش هاي پيشگيري از انحرافات اين است كه برنامه خواب به صورت دقيق تنظيم شود و تا زماني كه خواب بر شما غالب نشده به رختخواب نرويد. وقتي به رختخواب برويد كه كاملاً خسته و آماده خواب هستيد. لازمة اين كار اين است كه در طول روز مشغول فعاليت هاي مهم بوده و به اندازه كافي كار كرده باشد.
طبيعي است اگر جوان با خستگي به رختخواب نرود، به ناچار مدت زماني را در بستر بيدار خواهد ماند تا به تدريج به خواب رود و چون افكار و انديشه هاي شهواني و تحريك آميز معمولاً در اين مواقع به سراغ جوان مي آيند، تنظيم ساعات خواب براي جوان، ضرورت خاصي مي يابد. يكي از روان شناسان در اين باره مي گويد: نيمه اول شب بيش از نيمه دوم آن به بدن نيرو مي دهد بنابراين بايد از آن به نحوي مفيد استفاده شود. و صبحگاهان به محض اينكه از خواب بيدار شديد. بي درنگ از بستر برخيزيد و توجه داشته باشيد كه بامدادان بيدار ماندن در بستر خواب، بسيار زيان بار است، جسم را سست و ناتوان مي سازد و وسوسه هاي شوم در دل فرد ايجاد مي شود.

۳- دوري از محيط هاي آلوده و ناسالم:
يكي از علل و عوامل انحرافات جنسي و به طور كل انحرافات اخلاقي، محيط آلوده و محرك هاي شهواني است. محيط از طريق وارد نمودن عناصر محرك در گرايش هاي انحرافي، منجر به طغيان غريزه جنسي در جوان مي شود. مسايلي از قبيل بدحجابي، روابط ناسالم و آزاد دختر و پسر، برخي از سريال هاي تلويزيوني و فيلم هاي خارجي و هم چنين استفاده نادرست از اينترنت در تحريك شهوت و غريزه جنسي جوان مؤثر است شايد براي برخي از نوجوانان يادآوري و تذكر مسايل ديني و اخلاقي چيزي بيهوده و غير ضروري تلقي شود، زيرا آن ها نه در فكر سلامت خويش هستند و نه مسايل اخلاقي و ديني را مي پذيرند، اما براي شما كه روحيه مذهبي قوي داريد و همين مسأله باعث شد تا نگران آينده تان باشيد، گفتن اين مسايل مهم و ضروري است. اگر واقعاً مي خواهيد از جواني تان به خوبي استفاده كنيد و در راه درست و سالم گام برداريد، سعي كنيد از محيط هاي آلوده و ديدن عوامل تحريك كننده، جداً پرهيز نماييد.

۴- استفاده درست و مطلوب از اوقات فراغت:
يكي از زمينه هاي پيدايش انحرافات در جوانان و نوجوانان، استفاده نادرست آن ها از اوقات فراغت است. اوقات فراغت طولاني و بي برنامه نوجوانان را عاصي و سرگردان مي كند. آن ها به تدريج سرخورده و مأيوس مي شوند و در نتيجه به دنياي درون خويش پناه مي برند و در كنج خلومت و انزوا راهي براي مشغوليت خود مي جويند.

۵- بر خورداري از روابط سالم انساني:
جوانان و نوجواناني كه روابط نامطلوب و ناسالم دارند و با افراد منحرف و بي بند و بار دوست و رفيق هستند، كم كم به انحرافات كشيده مي شوند و تحت تأثير امور شهواني قرار مي گيرند. نفوذپذيري جوانان از دوستان و همسالان بيش از ساير گروه ها است. در سنين بلوغ صحبت هاي آهسته و در گوشي بين نوجوانان بيش تر مي شود و محور اين گفتگوها، غالباً مسايل جنسي و امور شهواني است كه به صورت مخفيانه و به دور از انظار بزرگ ترها طرح مي شود. براي پيشگيري از انحرافات اخلاقي سعي كنيد از دوستي هاي آلوده و مشكوك جداً پرهيز نموده و با افراد سالم و مذهبي ارتباط برقرار نماييد.

۶- پرورش تقوا و معنويت در وجود خويش:
همه آنچه بيان شد، به نحوي مي توانند در پيشگيري از انحرافات اخلاقي و طغيان شهوت و غريزه جنسي نقش داشته باشند، اما آن چه بيش از همه ضروري است و به صورت زيربنايي در شخصيت و رفتار جوان مؤثر است. پرورش معنويت و تقويت ايمان و تقواي الهي است. ما در عصري زندگي مي كنيم كه جهان به شدت در ماديات فرو رفته و يك سره غرق در جاذبه هاي نفساني و امور شهواني گرديده است. در شرايط كنوني، خلأ عظيم و هولناكي از اخلاق و معنويت پديد آمده و تمامي مشكلات انسان ها نيز از همين جا ناشي شده است.
اگر با تقويت ايمان و نيروي اراده، باورها و اعتقادات نوجوانان تقويت گردند، بدون شك بخشي از مشكلات آنان به ويژه در زمينه مسايل اخلاقي و شهوت و غريزه جنسي درمان مي شود.
اگر نوجوان از ته دل باور نمود كه تمام اعمال و رفتار او را خدا مي بيند و بر اساس عملكرد افراد به آن ها پاداش مي دهد و اساساً سعادت و خوشبختي انسان به دست خودش مي باشد، در اين صورت احتمال اينكه مرتكب گناه نشود بسيار زياد است.

يقين داشته باشيد، تا زماني كه نيروي ايمان و تقوا در وجود انسان بارور و تقويت نگردد، هيچ ضمانتي از شهوت و انحرافات اخلاقي وجود ندارد. به خصوص در وضعيت كنوني كه عوامل تحريك كننده بسيار زياد است. بنابراين قبل از هر چيزي سعي كنيد نيروي ايمان و تقوا را در وجود خويش بارور كنيد. اگر فكر و ذهن شما متوجه خدا باشد و هميشه نماز خود را اول وقت انجام دهيد، خداوند شما را ياري مي كند تا از هر گناهي مصون بمانيد و تحت تأثير شهوت و غريزه جنسي قرار نگيريد. خداوند در قرآن مي‎فرمايد: «إِنَّ الصَّلاةَ تَنْهَى‏ عَنِ الْفَحْشَآءِ َالْمُنكَرِ؛[عنكبوت/۴۵] به درستي كه نماز انسان را از هرگونه آلودگي و عمل زشت و گناه دور نگه مي‎دارد.» نماز واقعي نه تنها والاترين عامل كنترك شهوت و دفاع در برابر هجوم انحرافات اخلاقي تلقي مي شود، بلكه عامل تهاجمي عليه انحرافات و شهوت ها نيز محسوب مي گردد.

۷- تسهيل و تسريع درازدواج:
علاوه بر آن كه جوان سعي در كنترل شهوت و غريزه جنسي مي كند، بايد براي ازدواج كه يگانه راه درست ارضاي غريزه جنسي مي باشد، نيز اقدام كند به اين معنا كه پسرها از ۱۸ سالگي به بعد مي توانند به فكر ازدواج باشند و اگر شرايط را مساعد مي بينيد، از همين سن مقدمات آن را فراهم كنند و دخترها هم چنان چه مورد مناسبي به خواستگاري آن ها آمد به دلايل نوعاً غير موجه و پوچ مثل هنوز زود است، مي خواهم درس بخوانم، داماد وضع مادي خوبي ندارد و... از ازدواج خودداري نكنند و والدين هم سنگ اندازي هاي غير منطقي نداشته باشند.
اميد است با رعايت اين نكات و به خصوص توجه به تقوا و نماز بتوانيد غريزه جنسي و حس شهوت را در خويش كنترل و مهار نماييد و زماني كه فرصت مناسب براي ازدواج فراهم گرديد، به ازدواج اقدام كنيد. البته توجه داريد كه ازدواج كردن غير از فرزند آوري است اگر ميگوييم در اين سن ازدواج كنيد منظور رسيدن به تمام كار كردهاي ازدواج نيست.

علاوه بر راهكارهاي ارائه شده كه رعايت آن ها مي تواند به شكل زيربنايي اين مشكل را برطرف كند يك سري توصيه هاي كاربردي تر به اختصار ارائه مي شود:
۱- مراقب نگاه تان باشيد.
۲- از خلوت با نامحرم، سخن گفتن و شوخي كردن با آن ها جداً خودداري كنيد.
۳- از فكر كردن، تصور و تخيل جنس مخالف و مسايل جنسي خودداري كنيد.
۴- از نگاه كردن به تصاوير و فيلم هاي تحريك كنند جداً خودداري كنيد.
۵- از شوخي هاي جنسي و محرك پرهيز كنيد.
۶- در صورت شدت شهوت، خوردن غذاهاي محرك و داراي كالري زياد مانند خرما، پياز، فلفل و... را به حداقل برسانيد.
۷- براي تعديل نيروي جنسي خود حتماً ورزش و تحرك جسماني و كار فيزيكي و بدني را در زندگي روزمره خود لحاظ كنيد.
۸- دعا و توسل براي نگهداري ايمان و رفع مشكلات مي تواند مفيد باشد.
۹- روزه گرفتن موجب كاهش نيروي جنسي مي شود.
۱۰- سعي كنيد در طول روز با وضو باشيد و از نورانيت آن استفاده كنيد.

در پايان توجه شما را به اين روايت جلب مي كنيم:
امام علي(ع) مي فرمايند: «اكره نفسك علي الفضائل فان الرذائل انت مطبوع عليها؛ با سعي و مجاهدت فضايل اخلاقي را به نفس سركش خود تحميل كن، زيرا خواهش طبيعي بشر بر شهوات و رذايل اخلاقي است.» [فهرست غرر، ص ۳۰۹.]


ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۲۶ تير ۱۳۹۴ ] [ ۰۹:۴۶:۴۸ ] [ اديب قوچاني - داودي ]
ه تازگي استدلالي مطرح شده كه زمين را در آستانه‌ي انقراضي بزرگ نشان مي‌دهد، اين فاجعه‌اي كه يكي از اولين قربانيان آن انسان خواهد بود را ششمين پايان براي جهان پس از بيشتر از ۶۵ ميليون سال زندگي مي‌نامند...
zoomit.ir - وحيد خامسي: به تازگي استدلالي مطرح شده كه زمين را در آستانه‌ي انقراضي بزرگ نشان مي‌دهد، اين فاجعه‌اي كه يكي از اولين قربانيان آن انسان خواهد بود را ششمين پايان براي جهان پس از بيشتر از ۶۵ ميليون سال زندگي مي‌نامند، اما شواهد فسيلي جديد از قلم افتادن يكي از اين انقراض‌ها در گذشته‌ي زمين خبر مي‌دهند.

انقراض‌هاي بزرگ، تا كنون چند بار زندگي به پايان رسيده است

در طول عمر زمين چندين بار و به دلايل مختلف شرايط به گونه‌اي رقم خورده كه نسل اكثر موجودات ساكن بر روي اين سرزمين از بين برود و پس از آن زمين به آن‌هايي كه توانايي تطابق بيشتري داشته‌اند به ارث برسد. تاكنون انقراض‌ها به دلايل طبيعي مانند آتشفشان‌ها و شرايط آب و هوايي سخت و يا تغيير در سطح اكسيژن و برخورد سيارك به وقوع پيوسته است، اما آيا زمان اين فجايع تمام شده است و زمين به خانه تكاني ديگري دست نخواهد زد.

 با افزايش روز افزون جمعيت انساني و تغيير شرايط اقليمي، انسان نسل بسياري از جاندران را به سمت نابودي كشيده است و بسيار غير محتمل خواهد بود كه با نابود شدن باقي گونه‌ها نسل انسان در امان بماند. آيا در ميانه‌ي انقراض مصنوعي بزرگي قرار گرفته‌ايم و همانند دايناسورها انسان نيز زمين را به گونه‌اي ديگر از موجودات خواهد سپرد. تاريخ زمين در دل خاك و در ميان فسيل‌ها نوشته شده است، دانشمندان با بررسي آثار به جاي مانده از آن دوران بر رخ دادن پنج انقراض بزرگ تاكنون توافق دارند و شواهد بحث برانگيزي از يك انقراض ديگر نيز به دست آورده‌اند.


۱. انقراض اردويسن-سيلورين (Ordovician-Silurian)

انقراض‌هاي بزرگ، تا كنون چند بار زندگي به پايان رسيده است

اولين انقراض بزرگ در تاريخ زمين در ۴۴۰ تا ۴۵۰ ميليون سال پيش دو اوج مرگبار به فاصله‌ي صدها هزار سال داشته است. در اين زمان اكثر موجودات در درياها زندگي مي‌كردند، پس تعداد زيادي از موجودات دريايي آن زمان مانند تريلوبيت‌ها، براكيوپودها و گراپتوليت‌ها نابود شدند. در طي اين مرگبارترين انقراض سوم، ۶۰ تا ۷۰ درصد از تمام گونه‌هاي جانداران از بين رفته‌اند.


۲. انقراض دونين پسين (Late Devonian)

انقراض‌هاي بزرگ، تا كنون چند بار زندگي به پايان رسيده است

در ۳۶۰ تا ۳۷۰ ميليون سال پيش تا سه چهارم از تمام گونه‌هاي زنده به كام مرگ فرو رفتند، هرچند ممكن است اين انقراض مجموعه‌اي از چندين فاجعه در امتداد يكديگر بوده باشد اما به دليل نزديكي زماني آن را يك انقراض مي‌شناسند. زندگي در آب‌هاي كم عمق بيشترين صدمه را از اين چكش مرگ دريافت كرده است به نحوي كه تا صد ميليون سال پس از آن هيچ گونه‌ي جديدي از مرجان‌ها تكامل پيدا نكرده است.


۳. انقراض پرمين-ترياسه (Permian–Triassic)

انقراض‌هاي بزرگ، تا كنون چند بار زندگي به پايان رسيده است

به اين فاجعه مرگ بزرگ گفته مي‌شود كه نامي است برازنده‌ي بزرگترين انقراض تاريخ زمين؛ ۲۵۱ ميليون سال پيش بر اثر انقراض پرمين-ترياسه تا ۹۷ درصد از كل موجودات زنده‌ي زمين از بين رفتند و تنها سه درصد باقي مانده توانستند چرخه‌ي تكامل را ادامه داده و زمين را زنده نگه دارند، و از اين زمان به بعد هرچه بر روي زمين زيسته از اين سه درصد نشأت گرفته است.


۴. انقراض ترياسه-ژوراسيك (Triassic-Jurassic)

انقراض‌هاي بزرگ، تا كنون چند بار زندگي به پايان رسيده است
۲۰۰ ميليون سال پيش و در طول ۱۸ ميليون سال پاياني دوره‌ي ترياسه، دو يا سه تغيير در شرايط اقليمي باعث رقم خوردن اين فاجعه‌ي بزرگ شده است. تغييرات آب و هوايي، فوران آشتفشاني، سيل گدازه و سرانجام برخورد يك سيارك از متهمان پديد آمدن اين فاجعه كه به انقراض نسل سه چهارم از موجودات زنده منتهي شد شناخته مي‌شوند.


۵. انقراض كرتاسه-پالئوژن (Cretaceous-Paleogene)

انقراض‌هاي بزرگ، تا كنون چند بار زندگي به پايان رسيده است

انقراض كرتاسه سوم كه به انقراض K/T نيز شناخته مي‌شود در ۶۵.۵ ميليون سال پيش رخ داده است. اين فاجعه به علت منقرض شدن نسل دايناسورها مشهورترين انقراض تاريخ به شمار مي‌آيد، با اين حال فقط دايناسورها قرباني اين رويداد مرگبار نبوده‌اند و موجودات بسياري از جمله آمونيت‌ها، بسياري از گياهان گلدار و آخرين پتروزاروس‌ها در طي اين واقعه از بين رفته‌اند. در اين انقراض ۷۵ درصد از كل جانداران زمين نابود شده‌اند.


ششمين انقراض

انقراض‌هاي بزرگ، تا كنون چند بار زندگي به پايان رسيده است

حدود ۲۰ سال است كه دانشمندان به شواهدي از وجود يك رويداد مرگبار در دوران پرمين ميانه (۲۶۲ ميليون سال پيش) دست پيدا كرده‌اند. انقراض كاپيتانيان (Capitanian) پس از به دست آمدن شواهد فسيلي از مرگ دسته‌جمعي موجودات در صخره‌هاي كشور چين مطرح شد، تاكنون اين رويداد مورد بحث باقي‌مانده بود زيرا فسيل‌ها تنها از نواحي گرمسيري جمع آوري شده بودند و اين شك را مطرح مي‌كند كه شايد اين مرگ و مير فاجعه‌اي محلي بوده و در تمام زمين رخ نداده باشد. همچنين عده‌اي بر اين عقيده‌اند كه اين فسيل‌ها به شروع روند رو به انقراض پرمين در ۱۰ ميليون سال پس از آن مربوط مي‌شود.

با اميد به ارائه‌ي توضيحي مناسب براي اين موضوع دانشمندان به جمع آوري اطلاعات از گذشته‌ي زمين ادامه دادند، محققان دانشگاه Hull و Leeds به شواهدي از اين انقراض در نزديكي مجمع الجزاير اسوالبارد نروژ دست يافته‌اند، به دنبال يافتن آثار فسيلي از پراكيوپودها (بي مهرگان دريايي كه در آغار دوره‌ي كامبرين يعني حدود ۵۷۰ ميليون سال پيش ظاهر شده‌اند بودند) آن‌ها با ديواره‌اي از اسكلت اسفنج‌ها در آب‌هاي سرد اقيانوس آرام شمالي مواجه مي‌شوند.

 با بررسي اطلاع جمع آوري شده مشخص مي‌شود كه فسيل‌هاي بازوپايان در دوره‌اي از تاريخ زمين كاملاً ناپديد مي‌شود و تا در حدود هشت ميليون سال پيش از مرگ بزرگ بعضي از گونه‌هاي آن‌ها بهبود مي‌يابند. وجود بهبود در شرايط زندگي مستقل بودن اين فاجعه از انقراض پرمين را تاييد مي‌كند. از نظر گستردگي و بزرگي مي‌توان گفت اين انقراض به انقراض كرتاسه‌ي سوم شباهت دارد، اما اين فاجعه چرا به وجود آمده است؟ به عقيده‌ي دانشمندان كمبود سطح اكسيژن نقش عمده‌اي در بروز اين فاجعه داشته است، همچنين كاهش سطح كربونات آن زمان در ارتفاعات بالا مي‌تواند نشان دهنده‌ي اسيدي شدن اقيانوس‌ها در كنار تشديد كاهش سطح اكسيژن باشد.

ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۲۶ تير ۱۳۹۴ ] [ ۰۹:۲۲:۴۹ ] [ اديب قوچاني - داودي ]
عكس هايي كه در روزهاي اخير با عنوان «وحشتناك ترين دختر دنيا» در شبك هاي اجتماعي و سايت هاي مختلف دست به دست ميچرخد. تصاويري كه مربوط به يكي از دختران فرقه شيطان پرستي و جراحي ها و خالكوبي هاي عجيب و غريبش است كه روي خود پياده كرده تا خود را به اين قيافه در بياورد!
به گزارش گروه وبگردي باشگاه خبرنگاران جوان به نقل از تاپ ناب ،عكس هايي كه در روزهاي اخير با عنوان «وحشتناك ترين دختر دنيا» در شبك هاي اجتماعي و سايت هاي مختلف دست به دست ميچرخد. تصاويري كه مربوط به يكي از دختران فرقه شيطان پرستي و جراحي ها و خالكوبي هاي عجيب و غريبش است كه روي خود پياده كرده تا خود را به اين قيافه در بياورد!
 
دختران فرقه شيطان پرستي و خالكوبي هاي عجيب + تصاوير
دختران فرقه شيطان پرستي و خالكوبي هاي عجيب + تصاوير
دختران فرقه شيطان پرستي و خالكوبي هاي عجيب + تصاوير
دختران فرقه شيطان پرستي و خالكوبي هاي عجيب + تصاوير
دختران فرقه شيطان پرستي و خالكوبي هاي عجيب + تصاوير

ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۲۶ تير ۱۳۹۴ ] [ ۰۹:۱۸:۴۸ ] [ اديب قوچاني - داودي ]

عكس ورق‌بازي برادران سعودي در مسجد النبي(ص) جنجال آفرين شد

بين الملل > خاورميانه - العالم نوشت:

انتشار تصاوير ورق بازي شماري از شهروندان سعودي در مسجد النبي، جنجالي در شبكه هاي اجتماعي اين كشور به پا كرد.

به گزارش پايگاه خبري شبكه العالم، چند كاربر اينترنت، تصاوير مربوط به ورق بازي 4 جوان عربستاني در مسجد النبي (ص) را منتشر كردند.

در پي اين اقدام، پليس مدينه اعلام كرد كه در پي انتشار اين تصاوير، اين چهار عربستاني را كه برادر هستند، پس از مدتي جستجو بازداشت كرده است.

به نوشته راي اليوم، اين چهار برادر به مأموران پليس گفته اند كه بعد از نماز صبح و در زماني كه منتظر خانواده خود بوده اند، با ورق هايي كه برادر كوچكتر به همراه داشته، فقط براي سرگرمي مشغول بازي شده اند.

چندي پيش، "مجتهد" فعال مشهور عربستاني در صفحه خود در سايت توييتر نوشت: ملك سلمان پادشاه عربستان بيشتر وقت خود را با ورق بازي سپري مي كند.

به نوشته مجتهد، مقامات عربستان براي ملاقات با پادشاه با مشكلات زيادي مواجه هستند، زيرا وي بيشتر وقت خود را - به ويژه از مغرب تا سحر- به ورق بازي مي گذراند.


ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۲۶ تير ۱۳۹۴ ] [ ۰۹:۰۷:۳۶ ] [ اديب قوچاني - داودي ]

انم «زيكرت شولت» مستبصر آلماني، ۲۶ سال پس از تشيع خود توانست ترجمه قرآن كريم را به زبان آلماني به اتمام برساند و ۹۰ هزار نسخه از قرآن كريم ترجمه شده را منتشر كند. به گزارش افكارنيوز، خانم «زيكرت شولت» مستبصر آلماني، ۲۶ سال پس از تشيع خود توانست ترجمه قرآن كريم را به زبان آلماني به اتمام برساند و ۹۰ هزار نسخه از قرآن كريم ترجمه شده را منتشر كند.

اين بانوي آلماني كه به كربلاي معلي مشرف شده بود درخصوص تشرف خود به دين مبين اسلام و ترجمه قرآن كريم اظهار داشت: چهل سال پيش ساكن شهر آلتنبرگ آلمان بودم و در يك كتابخانه كار مي‌كردم و در يكي از كليساها نيز به كودكان و بزرگسالان دباره ماهيت و اهميت مسيحيت تدريس مي‌كردم. در آن روزها با مردي به نام «يماني» آشنا شدم كه از پيروان مذهب اهل بيت(ع) بود و به من پيشنهاد ازدواج داد و با هم ازدواج كرديم كه البته به خاطر مسلمان شدن من در آن زمان ازدواج ما با مشكلاتي نيز روبرو شد چون من در سال ۱۹۷۳ مسلمان شدم و چهار هفته پس از ازدواج نيز به مذهب اهل بيت(ع) مشرف شدم.

ماجراي شيعه شدن بانوي آلماني +عكس

وي افزود: به خاطر مسلمان شدنم بسيار خوشحال بودم اما با دشواري‌هايي نيز براي يادگيري احكام و انجام عبادات خود مواجه شدم تا جايي كه فقط سه ماه طول كشيد تا گفتن «بسم الله الرحمن الرحيم» را ياد بگيرم. چهار سال و نيم از ازدواج ما گذشت و من صاحب فرزند نمي‌شدم تا اينكه به پزشك مراجعه كردم و پزشكان نيز به من گفتند نمي‌توانند براي من كاري بكنند و پس از آن بود كه به زيارت امام رضا(ع) مشرف شدم و از ايشان خواستم براي بچه دار شدن من دعا كند و نه ماه پس از آن بود كه اولين فرزند من متولد شد و الحمدلله نام او را «رضا» گذاشتم و اين حادثه باعث شد اطمينان بيشتري به اسلام و مكتب اهل بيت(ع) پيدا كنم.


وي افزود: پس از آنكه مسلمان شدم به فكر ترجمه قرآن به زبان آلماني افتادم. من مي‌دانستم كه زبان خداوند عزوجل كه با آن با عرب‌ها سخن گفته با زبان ما فرق دارد و بر اين اساس تحقيقات گسترده‌اي درباره چگونگي ترجمه قرآن كريم انجام دادم تا بتوانم معاني و نظم و آيات آن را بهتر بفهمم و مردم آلمان نيز آن را بفهمند و در زندگي خود از آن استفاده كنند و زمينه جذب آنها به اسلام فراهم شود و اين گونه بود كه قرآن كريم را آيه به آيه و با استفاده از كتاب‌هاي عربي و آلماني و با كمك برخي عرب زبانان و آلماني زبانان به زبان آلماني ترجمه كردم و اين كار از سال ۱۹۹۹ تا ۲۰۰۱ به طول انجاميد و در پايين صفحات قرآن نيز كلماتي كه فهم آن براي غير عرب زبانان دشوار است را شرح دادم.


وي ادامه داد: ترجمه قرآن كريم را با كمك يكي از ناشران استان قم و دانشگاه اصفهان انجام دادم و برخي از اشتباهات ساده من توسط آنها اصلاح شد و در نهايت اين ترجمه به چاپ رسيد كه ۹۰ هزار نسخه از آن در ايران ميان مستبصران و گردشگران آلماني و خارجي و دانشگاه‌ها و كتابخانه هاي جمهوري اسلامي ايران توزيع شد.

 


ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۲۶ تير ۱۳۹۴ ] [ ۰۹:۰۱:۳۰ ] [ اديب قوچاني - داودي ]
يك تامل/
تصور كنيد به كافي‌شاپ مي‌رويد تا كاپوچينو سفارش دهيد و پس از نوشيدن آن با خبر مي‌شويد كه قبلاً حساب شده است؛ اما اين هديۀ غير منتظره از طرف چه كسي بود؟ بعد متوجه مي‌شويد كه مشتري قبلي اين كار را كرده است. تنها نكته اين است كه شما هم بايد براي مشتري بعدي همين كار را انجام دهيد.

اين سيستم، برنامهٔ قيمت‌گذاري «بعدي را بپرداز» نام گرفته است. به نظر مي‌رسد اين ديدگاه منطق بازار آزاد را به چالش مي‌كشد. مشخصاً بازار جايي است كه در آن افراد مي‌توانند و يا حتي اين انتظار از آن‌ها مي‌رود كه خودخواهانه رفتار كنند. به نظر مي‌رسد، اين سيستم با ايده‌آل‌گرايي خاص خود، اصول بنيادي محاسبات اقتصادي را هدف قرار داده است.

جالب اينكه پژوهش انجام شده در اين رابطه نشان مي‌دهد پولي كه افراد در اين سيستم مي‌پردازند بيش از سيستم قيمت‌گذاري متعارف است. مينا جانگ سرپرست گروهي كه در اين رابطه تحقيق كرده‌اند، اين موضوع را اين طور توضيح مي‌دهد: «افراد نمي‌خواهند كم توان به نظر برسند.»

اينگونه يافته‌ها در اقتصاد رفتاري بسيار رايج است. در اقتصاد رفتاري نيز به مانند اقتصاد متعارف فرض مي‌شود كه افراد به دنبال حداكثر كردن منافع خودشان هستند- اما نه هميشه. افراد اصولي براي خودشان دارند كه هيچگاه آن‌ها را فداي پول نمي‌كنند.

شايد افراد خوش‌بين اين روند را شروعي اميدواركننده بدانند كه در آن جامعه بيشتر به سمت به اشتراك‌گذاري و هديه دادن برود و از اين طريق قدرت انباشت پولي و خصوصي‌سازي به چالش كشيده شود؛ اما واقعيت اين است كه اين ديدگاه حداقل در شرايط فعلي  بيش از اندازه خوش‌بينانه است.

يكي از ديدگاه‌هاي كليدي اقتصاد رفتاري اين است كه اگر كسي مي‌خواهد كنترل ديگر انسان‌ها را در دست بگيرد نشانه رفتن اخلاقيات و هويت اجتماعي فرد وسيله‌اي بسيار موثرتر از نفع شخصي او است.

با توجه به اين موضوع در حال حاضر شاهد تغيير در سياست‌ها و كسب‌وكارها هستيم. در حوزه‌هاي متفاوتي از بهداشت تا بازاريابي، از آموزش نظامي تا ماليه، روز به روز اميد بيشتري به وجود مي‌آيد كه مي‌توان با استفاده از قدرت «اجتماع» به هدف‌هاي مورد نظر رسيد؛ اما اين موضوع در حقيقت به چه معناست؟ در حالي كه دوران دموكراسي اجتماعي رو به افول است، معناي اين عبارت دستخوش تغييراتي اساسي شده است. در حالي كه زماني اين عبارت به معناي چيزي مرتبط با جامعه و صلاح عمومي بود، امروزه بيشتر به معني تكنيكي براي دستكاري ذهنيت فرد است. روابط اجتماعي و دوستي‌ها هر روز بيشتر قابل رديابي و اندازه‌گيري مي‌شوند. در واقع با اين روند به نظر مي‌رسد تسلط بر روابط اجتماعي در حال تبديل به منبع بسيار مهمي از قدرت است.

استفاده از روابط اجتماعي براي پول درآوردن

در سال‌هاي اخير سخاوت تبديل به يك كسب‌وكار بزرگ شده است. در سال ۲۰۰۹ كريس اندرسون كتابي منتشر كرد به نام رايگان: آيندهٔ قيمت‌هاي راديكال[۱]. او در اين كتاب گفت امروزه يكي از روش‌هاي مناسب در كسب‌وكار، اعطاي كالاها و خدمات رايگان به منظور ايجاد رابطهٔ دوستي ساختگي با مشتريان است. اعطاي رايگان كالاها و خدمات به منظور اسير نگاه داشتن مخاطب در دستان خود و ايجاد شهرتي است كه با فروش و يا تبليغات بعدي مي‌تواند مورد سوءاستفاده قرار گيرد. در واقع آنچه اندرسون به آن اشاره دارد، پتانسيل استفاده از روابط غيرپولي براي افزايش سود است.

امروزه كسب‌وكارها ديوانه وار به دنبال اجتماعي شدن هستند. به همين دليل است كه براي مثال كوكاكولا تعدادي كمپين بازاريابي مانند قرار دادن اسم افراد بر روي بطري‌هاي نوشابه راه انداخته كه مي‌تواند هديه دادن به ديگران را تشويق كند. مديران كسب و كارها نيز از كاركنانشان انتظار دارند كه در زندگي اجتماعي روزمره‌شان به عنوان «سفيران برند» فعاليت كنند.

همهٔ اين‌ها در كنار ظهور رو به گسترش «اقتصاد شريك شدن و به اشتراك گذاري» حاوي درس ساده‌اي به كسب‌وكارهاي بزرگ است. اگر تجربهٔ خريد افراد با احساس دوستي و هديه‌دادن همراه باشد، اين تجربه به مراتب خوشايندتر خواهد بود. هر جا كه ممكن است بايد نقش پول را كمرنگ كرد. همانطور كه متخصصين بازار باور دارند، پرداخت يكي از نقاط رنج‌آور و ناخوشايند در فرايند رابطه با مشتري است كه بايد با استفاده از تجربيات اجتماعي هر چه بيشتر نامحسوس شود.

ديجيتال كردن روابط اجتماعي
در شرايطي كه اقتصاد رفتاري هر روز شواهد بيشتري را براي نشان دادن اينكه ما موجودات نوعدوستي هستيم ارايه مي‌دهد، رسانه‌هاي اجتماعي فرصتي مناسب براي كسب‌وكارها ايجاد كرده‌اند كه هر چه بيشتر رفتارهاي اجتماعي افراد را دنبال كرده و تحليل كنند. اين اقدامات كه مجموعاً آن را «تحليل اجتماعي» مي‌خوانند به اين معناست كه سلايق و رفتارها با جزيياتي بي‌سابقه قابل رديابي و تحليل هستند. در واقع هدف غايي نسبت به اواخر قرن نوزدهم و ظهور بازاريابي و مديريت امروزي تغيير خاصي نكرده است: پول درآوردن. آنچه تغيير كرده اين است كه هر كدام از ما به عنوان ابزاري در نظر گرفته مي‌شويم كه مي‌توانيم رفتارها و عادات دوستان و نزديكانمان را تغيير دهيم. در اين ميان مهم‌ترين و ارزشمندترين نكته از منظر بازاريابي اين است كه چطور افراد را به سمتي ببرد كه بدون آنكه متوجه برنامهٔ تبليغاتي شركت باشند اقدام به پخش و اشاعهٔ نكات مثبت آن برند كنند و ديگران را به استفاده از آن ترغيب كنند. اين كار كه به «دوستبليغ[۲]» كردن معروف شده است شامل روش‌هايي از جمله استفاده از عكس‌ها و ويدئوهايي در شبكهٔ اجتماعي است كه افراد تمايل به اشتراك‌گذاري آن دارند بدون اينكه قصد تبليغاتي خاصي داشته باشند.

در شرايطي كه جمع كردن و دسترسي به اطلاعات مربوط به روابط اجتماعي هر روز ساده‌تر شده و مفاهيم وظيفه و نوعدوستي هرچه بيشتر توسط اقتصاددانان درك مي‌شود، وسوسهٔ پرسيدن سوال‌هاي استراتژيك دربارهٔ دايرهٔ افراد نزديك به فرد براي بهره بردن از آن بيشتر و بيشتر مي‌شود. به كار بردن ذهنيت تحليل هزينه-منفعت در حوزه‌هايي غير از بازار معمولاً در ابتدا بحث برانگيز است اما مي‌تواند خيلي سريع به موضوعي عادي بدل شود. براي مثال امروزه اقتصاددانان دولتي اگر پاي ارزيابي سياستي در ميان باشد هيچ ابايي از تعيين قيمت زندگي انسان و يا محيط زيست طبيعي ندارند.

استفاده از روابط اجتماعي براي بهبود سلامت
در فوريهٔ سال ۲۰۱۰ در جلسه‌اي شركت كردم كه چند تن از سياست‌گذاران انگليسي در آن حضور داشتند و به عنوان جامعه‌شناسي علاقمند به حوزهٔ سياست‌گذاري به آن جلسه دعوت شده بودم. در آن جلسه نيكلاس كريستاكيس جامعه‌شناس پزشكي ازآمريكا با استفاده از يك‌سري عكس و ويدئو در حال كه روي صفحه مي‌ديديم مشخص كنندهٔ شبكه‌هاي اجتماعي در حوزهٔ بالتيمور آمريكا بود كه نشان مي‌داد يك‌سري «رفتارها» و مشكلات پزشكي بين افراد انتقال يافته است.

پيام كرسيتاكيس به سياست‌گذاران حاضر در آن جلسه واضح و مشخص بود. مشكلاتي مانند چاقي بيش از حد، فقر و افسردگي كه باعث عدم كارايي افراد مي‌شوند شكلي مسري دارند. افرادي كه اين مشكلات را دارند مانند ويروس در شبكه‌هاي اجتماعي حركت كرده و افرادي كه در كنارشان هستند را به خطر مي‌اندازند

پيام كرسيتاكيس به سياست‌گذاران حاضر در آن جلسه واضح و مشخص بود. مشكلاتي مانند چاقي بيش از حد، فقر و افسردگي كه باعث عدم كارايي افراد مي‌شوند شكلي مسري دارند. افرادي كه اين مشكلات را دارند مانند ويروس در شبكه‌هاي اجتماعي حركت كرده و افرادي كه در كنارشان هستند را به خطر مي‌اندازند.

كريستاكيس نمونه‌اي از جنبشي است كه در جهان سياست‌گذاري وجود دارد. در شرايطي كه عوامل بازاري به دنبال تفوذ به شبكه‌هاي اجتماعي ما به منظور تغيير سليقه و ميل ما هستند، سياست‌گذاران شبكه‌هاي اجتماعي را به مثابه ابزاري براي بهبود سلامت و بهروزي ما مي‌بينند؛ اما آيا واقعاً چنين ديدگاهي صحيح است؟

چيزي كه آن روز به نظرم عجيب و آزاردهنده آمد اين بود كه همانند تحليل‌گران اجتماعي شركت‌ها كه سعي مي‌كنند رفتارهاي مصرف كننده را به محض ظهور بشناسند، ما هم جمع شده بوديم و مي‌ديديم كه چطور عادات غذايي و يا مشكلات سلامت عده‌اي انسان نسبتاً محروم در شهر بالتيمور آمريكا همانند يك بيماري به ديگران سرايت كرده است. انگار كه داشتيم از بالا به كلوني مورچه‌ها نگاه مي‌كرديم و كسي توجه نمي‌كرد كه اين‌هايي كه درباره‌شان صحبت مي‌شود عده‌اي انسان با روابط، گذشته و برنامه‌هاي متفاوت هستند.

زندگي اجتماعي براي بررسي سياست‌گذاري‌هاي بهداشت و سلامت مورد توجه قرار گرفته است؛ اما يك نكتهٔ ناراحت كننده در اين رابطه وجود دارد. امروز تنهايي به عنوان مشكلي عيني شناخته شده، اما فقط به اين دليل كه در مغز و بدن به صورت فيزيكي تاثيرگذار است و هزينه‌هاي مشخص و قابل محاسبه‌اي براي دولت و بيمه‌گران دارد. همين طور روابط دوستانهٔ عده‌اي انسان در يك شهر مورد توجه دولت قرار مي‌گيرد، اما براي اينكه اين روابط عادات بد غذايي و ناكارايي هزينه‌زا را تشديد مي‌كنند.

نكته عجيب اين است كه همهٔ اين به اشتراك‌گذاري و بخشندگي و مفاهيمي از اين قبيل كه به اين شكل مطرح مي‌شوند، به طور بالقوه جهان بيني خودبينانه‌تري نسبت به جهان‌بيني بازار ارايه مي‌دهند. سنگ بناي اقتصاد ارتدكس كه به زمان آدام اسميت بازمي‌گردد، اين است كه نفع شخصي در بازار در نهايت براي جامعه سودمند خواهد بود؛ اما در دوران فعلي كه مي‌توان آن را دوران خوش‌بيني اجتماعي ناميد اين ايده به شكل معكوس مطرح مي‌شود: اجتماعي بودن در زندگي روزمره ارزشش را دارد، زيرا در نهايت به شما سود مي‌رساند. مشكل اينجاست كه ميل و رغبت ما به اين شكل جديد مي‌تواند از كنترل خارج شود.

معتاد به تماس
اينترنت و فيس‌بوك را مي‌توان به‌خاطر روز به روز خودشيفه‌تر شدن جوانان و عدم تعهد به يكديگر سرزنش كرد. در واقع شواهدنشان مي‌دهد افرادي كه از رسانه‌هاي اجتماعي استفاده مي‌كنند خودبين‌تر از ديگران بوده و تمايل به رفتارهاي متظاهرانه و اغراق آميز دارند؛ اما به جاي اينكه به تكنولوژي به عنوان ويروسي بنگريم كه افراد را از نظر عصبي و رواني دچار مشكل كرده، به نظر بهتر مي‌رسد كه كمي عقب‌تر ايستاده و منطق فرهنگي موجود در پشت اين قضيه را از نظر بگذرانيم.

چه چيز رسانه‌هاي اجتماعي را به بخشي ضروري و حتي اعتيادآور تبديل كرده است؟ كساني كه نمي‌توانند يك دقيقه گوشي موبايل هوشمندشان را زمين بگذارند، فقط به خاطر مطالب و يا امكانات اين گوشي‌ها اين كار را نمي‌كنند: آن‌ها به شدت به دنبال نوعي از تعامل انساني هستند، اما نوعي كه خودمختاري خصوصي و شخصيشان را محدود نكند.

سوسياليسم نئوليبرال
جامعهٔ ما هر روز بيشتر به سمت فردگرايي مي‌رود. بازارها همه چيز را در حد محاسبات فردي و خودخواهي پايين آورده‌اند. تا وقتي نتوانيم ارزش‌هاي همراه با دوستي و نوع‌دوستي را بازيابي كنيم هر روز بيشتر به پوچ‌گرايي و تباهي نزديك خواهيم شد.

امروزه مشاوران بازاريابي، اقتصاددانان رفتاري و رسانه‌هاي اجتماعي در صف اول منتقدين و حمله كنندگان به فروض ماده‌گرايانه و فردگرايانهٔ بازار قرار دارند؛ اما آنچه خود آن‌ها ارايه مي‌دهند در واقع، نظريهٔ ديگري از رفتار و روانشناسي فردي است كه در آن اجتماع و روابط اجتماعي به عنوان ابزاري براي منفعت پولي، احساسي و يا سلامتي فرد در نظر گرفته مي‌شود.

آنچه امروز در علاقهٔ كسب‌وكار، رسانه و سياست‌ها به اجتماعي بودن مي‌بينيم چيزي است كه شايد بتوان نام آن را «سوسياليسم نئوليبرال» گذاشت. به اشتراك‌گذاري بر فروش ارجح است تا جايي كه به سود مالي شركت‌هاي مسلط ضربه نزند. برندها و رفتارها را مي‌توان به عنوان عوامل مسري اجتماعي گسترش داد. همدلي و روابط محترم و مهم شمرده مي‌شود، اما تنها به عنوان عاداتي كه افراد شاد ياد گرفته‌اند انجام دهند. در اين شرايط هر چيزي مانند دوستي كه يك روز در منطق اقتصادي جايي نداشت در آن جاي گرفته است.

تقليل زندگي اجتماعي به روان‌شناسي و يا فيزيولوژي غير قابل بازگشت نيست و مي‌توان اين روند را تغيير داد. كارل ماركس بر اين باور بود كه سرمايه‌داري با جمع كردن افراد در كارخانه‌ها و واداشتن آن‌ها به كار، در واقع در حال شكل دادن به طبقه‌اي است كه اين نظام را از بين خواهد برد. به طور مشابه، امروز نيز افراد مي‌توانند به خاطر سلامت فيزيكي و يا روحيشان و يا لذات شخصيشان دور هم جمع شوند؛ اما اين گردهمايي اجتماعي مي‌تواند منطق خاص خود را داشته باشد كه قابل تقليل به لذت يا بهروزي شخصي نباشد؛ اما بايد اقرار كرد كه در اين سوسياليسم نئوليبرال جديد هنوز نشاني كه بتواند اين اميد را برآورده كند ديده نمي‌شود.

نوشتۀ ويليام ديويس/ترجمۀ حسين ميرابوطالبي


ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۲۵ تير ۱۳۹۴ ] [ ۰۴:۵۱:۲۱ ] [ اديب قوچاني - داودي ]
آنچه انسان در دنيا با آن گناه كرده و لذت حرام برده، روح بوده است كه حقيقت انسان به همان روح و روان است و بايد آن روح عذاب شود.

به گزارش پارسينه ، عالم مردگان از جمله عوالمي است كه همواره وقتي با آن مواجه مي‌شويم سؤالات و ابهامات بسياري براي ما به وجود مي‌آيد و هر فردي علاقه دارد بيشتر از اين عالَم بداند چرا كه مرگ از جمله مباحثي است كه هر فردي روزي با آن دست به گريبان خواهد شد.

آنچه در ادامه مي‌‌آيد بخش نخست از سلسله مباحثي است كه به طرح پرسش و پاسخ درباره مرگ و معاد مي‌پردازد و از كتاب «عالم برزخ؛ عالم حيات و زندگي» نوشته حجت‌الاسلام اسدالله محمدي‌نيا از پژوهشگران حوزه علميه قم عنوان مي‌شود:

* اگر اين آتش دروني هست، چرا اكثراً متوجه آن نمي‌شوند؟

نديدن بسياري از مردم دليل بر نبودن آن نمي‌شود، زيرا گناه و آلودگي، چشم و گوش باطني افراد را از كار مي‌اندازد، اما بعد از مرگ و انتقال به عالم قبر بسياري از حقايق روشن مي‌شود.

زيرا وقتي انسان در آستانه مرگ قرار گرفت و يا روح از بدنش خارج مي‌‌شود، آن آتش را خواهد ديد.

چنانچه در درون سنگ چخماق و مواد منفجره، آتش هست اما در ظاهر ديده نمي‌شود و آن سنگ به نظر سرد مي‌رسد و كسي گرم و سوزش آن را متوجه نمي‌شود.

و مانند كسي كه او را در اطاق عمل بي‌هوش كرده‌اند با اينكه بدنش مجروح و زخمي است، هيچ دردي احساس نمي‌كند اما وقتي به هوش آمد متوجه درد خواهد شد و فريادش بلند مي‌شود.

بر همين اساس عده‌اي به خاطر آلوده شدن به انواع گناهان حواس باطني‌‌‌شان از كار مي‌افتد و احساس درد و سوزش نمي‌كنند، اما با مرگ بيدار خواهند شد و همه اينها را خواهند ديد.

مي‌گوييد: فعلاً خبري از اين مسائل نيست، در جواب مي‌گوييم: كمي صبر كنيد خواهيد ديد كه واقعيت دارد.

خداوند بزرگ مي‌فرمايد: «أَلْهَاكُمُ التَّكَاثُرُ، حَتَّى‌ زُرْتُمُ الْمَقَابِرَ»

شما را مباهات با يكديگر (در مال و مقام و فرزند و...) و مسابقه (در جمع‌آوري امور دنيا) به خودتان مشغول كرد و از ياد خداوند غافل شديد، تا اينكه گورستان‌ها را زيارت كرديد و مرگ به سراغتان آمد.

رسول مكرم اسلام (ص) فرمود:

«النَّاسِ نِيَامٌ فَإِذَا مَاتُوا انْتَبَهُوا»؛ مردم اكثراً در خواب غفلت به سر مي‌برند، همين كه مردند بيدار مي‌شوند (و بسياري از حقايق برايشان روشن مي‌شود.)

بنابراين آتش برزخ و قيامت همين الان هم هست، ولي به خاطر اينكه جوارح و حواس باطني بسياري به خاطر زرق و برق دنيا و گناهان از كار افتاده، اين آتش را حس نمي‌كنند، اما در آستانه مرگ كه قرار مي‌گيرند پرده‌هاي هوي و هوس كنار مي‌رود و حقايق براي همه آشكار مي‌شود.

آن آتش را نه تنها احساس مي‌كنند بلكه خواهند ديد، اما كساني كه اهل گناه و عصيان نيستند و گوش و چشم و قلب باطني آنها كار مي‌كند، آن حقايق را درك مي‌كنند و حاضرند براي نافرماني نكردن خداوند، از بهترين لذت‌هاي دنيوي چشم بپوشند.

* عذاب‌هاي متنوع و مختلف؟!

از رواياتي كه در مورد عذاب قبر و مارها و عقرب‌ها گذاشت و از برخي آيات قرآن مجيد استفاده مي‌شود كه عذاب براي كفار و مشركان و سران ظلم و فساد متنوع و مختلف است تا از يكنواختي خارج نشود.

قرآن كريم در اين مورد مي‌فرمايد:

«إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ بِآيَاتِنَا سَوْفَ نُصْلِيهِمْ نَارًا كُلَّمَا نَضِجَتْ جُلُودُهُمْ بَدَّلْنَاهُمْ جُلُودًا غَيْرَهَا لِيَذُوقُواْ الْعَذَابَ إِنَّ اللّهَ كَانَ عَزِيزًا حَكِيمًا»

كساني كه به آيات ما كافر شدند، به زودي آنها را در آتشي وارد مي‌كنيم كه هرگاه پوست‌هاي تنشان در آن بريان شود، پوست‌هاي ديگر به جاي آن قرار مي‌دهيم تا كيفر الهي را بچشند.

خداوند نسبت به انجام اين گونه مجازات هم قادر و تواناست و هم حكيم است و روي حساب كيفر مي‌دهد.

اگر انسان يك پوست داشت و مي‌سوخت، سوختن‌هاي متعدد شايد به صورت عادت درمي‌آمد و بي‌اثر مي‌شد، اما خداوند حكيم مي‌فرمايد پوست مجرم كه سوخت، ما همان پوست را تبديل پوست جديد به جاي پوست قديم و بريان شده، به صورت مستمر و دائمي است.

اگر به محض بريان شدن و سوختن پوست قبلي پوست جديد آمد، ديگر نمي‌توان گفت: عذاب برزخ و قيامت در طول زمان بي‌تأثير مي‌شود.

بر همين اساس كه اين عذاب متنوع و دائمي است، خداوند حكيم موضوع عذاب را به صورت فعل مضارع «لِيَذُوقُواْ الْعَذَابَ» آورده كه فعل مضارع دلالت بر دائمي بودن عذاب مي‌كند.

* پوست‌هاي جديد كه گناهي نكرده‌اند تا بسوزند؟!

امروزه ثابت شده كه هر چند سال همه ذرات بدن نو مي‌شود، بنابراين كسي كه در جواني گناهي كرده و جنايتي مرتكب شده، پوست ساير اعضاي او تا ايام پيري چندين بار عوض شده است، لذا اعضا و جوارحي كه شخص با آن گناه كرده، در برزخ قيامت نيست بلكه در برزخ از بدن برزخي و مثالي برخوردار است، چنانچه بحث آن گذشت.

بنابراين آنچه در دنيا با آن گناه كرده و لذت حرام برده، روح بوده است كه حقيقت انسان به همان روح و روان است كه بايد آن روح عذاب شود.

لذا سوزاندن پوست چه جديد و چه قديم، همه اينها ابزار و وسيله‌اي براي عذاب روح است.

بر همين مبنا قرآن حكيم نمي‌فرمايد: ما پوست‌ها را بريان مي‌كنيم تا پوست‌ها عذاب شوند، بلكه مي‌فرمايد: «ليذوقوا» ما پوست‌ها را بريان و مي‌سوزانيم تا آن حقيقت انسان كافر و روح و روان او زجر بكشد.

براساس آنچه بيان شد، در خواب هم وقتي شخص خواب‌هاي وحشتناك و مخوف مي‌بيند، روان و روح او زجر مي‌كشد و مي‌سوزد، در حالي كه بدن او در حال استراحت و گاهي روي بهترين تخت و تشك و كنار همسرش آرميده است.

ابي العوجاء كه مردي مادي‌گرا و معروف و معاصر امام صادق (ع)‌بود از آن حضرت (ع) سؤال نمود: «ما ذنب الغير»؛ يعني گناه آن پوست‌هاي ديگر كه گناه نكرده‌اند، چيست؟

امام (ع) فرمود: «هِىَ هِىَ وَ هِىَ غَيْرُها»؛

پوست‌هاي نو همان پوست‌هاي قديم‌اند، در عين حال پوست جديد و قديم با هم فرق دارند.

ابن ابي‌العوجاء كاملاً‌ متوجه نشد، به امام (ع) عرض كرد: «مَثِّلْ لي في ذلِكَ شَيْئاً مِنْ أمْرِ الدُّنْيا» در اين مورد مثالي دنيوي برايم بزن.

امام (ع) فرمود:

«اَرَأَيْتَ لَو اَنَّ رَجُلاً اَخَذَ لَبِنَةً فَكَسَّرَها ثَمَّ رَدَّها فى مَلْبَنِها، فَهِىَ هِىَ وَ هِىَ غَيْرُها»

اين همانند آن است كه كسي خشتي را بشكند و خرد كند، دوباره آن را در قالب بريزد و به صورتت خشت تازه درآورد، اين هشت دوم همان خشت اول است و در عين حال خشت نو و جديدي است (ماده اصلي خشت اول و دوم حفظ شده، ولي صورت آن تغيير كرده است.)


ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۲۵ تير ۱۳۹۴ ] [ ۰۴:۴۷:۳۶ ] [ اديب قوچاني - داودي ]
وقتي عطر مي فروشي ، آنرا نيكو بفروش و در فروختن كسي را فريب مده ، زيرا اگر چنين كني به پاكي و پرهيزكاري در پيشگاه خداوند بهتر است...

به گزارش پارسينه، زنان فراواني در صدر اسلام در زمان پيامبر گرامي و ائمّه اطهار عليهم السلام به فعاليت هاي اقتصادي اشتغال داشتند و ائمّه اطهار عليهم السلام نه تنها آنان را از كار و تلاش نهي نمي كردند، بلكه در برخي موارد، لحن سخن يا طرز برخورد پيامبر يا امام با زنان شاغل به گونه اي بود كه تشويق به ادامه كار نيز از آن استفاده مي شود.
در كتاب فروع كافي روايتي وجود دارد كه به حمايت پيامبر اكرم (ص) از شغل عطرفروشي براي يكي از زنان اشاره دارد:
«حسين بن زيد هاشمي از امام صادق عليه السلام روايت كرده است كه زني به نام زينب عطاره نزد زنان پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله آمد. پيامبر وارد خانه شد و او را نزد همسرانش ديد. به وي فرمود: منزل ما را خوشبو كردي. زينب عرض كرد: منزل به بوي شما معطّرتر است. پس از اين سخنان، پيامبر صلي الله عليه و آله برخي از آداب و احكام خريد و فروش را براي وي بيان فرمودند.» (فروع كافي، ج ۵، ص ۱۵۱)
سه نكته:
* عطر بفروش ولي فريب نده

چنان كه از اين روايت استفاده مي شود، نه تنها پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله با اشتغال زينب به عطر فروشي مخالفتي نكرد، بلكه با حسن رفتار خود با وي و با بيان برخي از آداب معامله، او را نسبت به ادامه آن كار تشويق كرده و فرموذند: فَقَالَ لَهَا رَسُولُ اللَّهِ (ص) «إِذَا بِعْتِ فَأَحْسِنِي وَ لَا تَغُشِّي فَإِنَّهُ أَتْقَي لِلَّهِ وَ أَبْقَي لِلْمَالِ.» وقتي عطر مي فروشي ، آنرا نيكو بفروش و در فروختن كسي را فريب مده ، زيرا اگر چنين كني به پاكي و پرهيزكاري در پيشگاه خداوند بهتر است و براي بقاء و دوام مال و ثروتت نيكوتر مي باشد.
 

** بافندگي، حلال ترين كسب
در روايتي مشابه رسول اكرم (ص) با زني كه به آرايشگري مشغول بود همين برخورد را كردند و برخي از آداب كسب حلال و صحيح را برايش بيان نمودند. از اميرالمؤمنين (ع) هم نقل شده است كه به ام حسن نخيعه فرمود حلال ترين كسب ها بافندگي است.
 

*** خانه داري، بهترين كار براي زن
البته علي رغم روايات فوق كه به جواز برخي كارها براي زنان اشاره دارد نبايد از ياد برد كه ارزش خانه داري و تربيت فرزند و جلب رضايت شوهر براي زن از هر كاري بيشتر است. براي اثبات آن هم همين كافيست كه بدانيم امام باقر عليه السلام فرمودند حضرت زهرا عليها السلام كارهاي داخلي منزل و خمير كردن و نان پختن را به عهده گرفت و امير المؤمنين عليه السلام كارهاي خارجي مانند هيزم آوردن و خريد مايحتاج منزل را. و همچنين امام كاظم عليه السلام نيز جهاد زن را نيكو شوهر داري دانسته اند.


ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۲۵ تير ۱۳۹۴ ] [ ۰۴:۴۵:۲۴ ] [ اديب قوچاني - داودي ]
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ][ ۵۵ ][ ۵۶ ][ ۵۷ ][ ۵۸ ][ ۵۹ ][ ۶۰ ][ ۶۱ ][ ۶۲ ][ ۶۳ ][ ۶۴ ][ ۶۵ ][ ۶۶ ][ ۶۷ ][ ۶۸ ][ ۶۹ ][ ۷۰ ][ ۷۱ ][ ۷۲ ][ ۷۳ ][ ۷۴ ][ ۷۵ ][ ۷۶ ][ ۷۷ ][ ۷۸ ][ ۷۹ ][ ۸۰ ][ ۸۱ ][ ۸۲ ][ ۸۳ ][ ۸۴ ][ ۸۵ ][ ۸۶ ][ ۸۷ ][ ۸۸ ][ ۸۹ ][ ۹۰ ][ ۹۱ ][ ۹۲ ][ ۹۳ ][ ۹۴ ][ ۹۵ ][ ۹۶ ][ ۹۷ ][ ۹۸ ][ ۹۹ ][ ۱۰۰ ][ ۱۰۱ ][ ۱۰۲ ][ ۱۰۳ ][ ۱۰۴ ][ ۱۰۵ ][ ۱۰۶ ][ ۱۰۷ ][ ۱۰۸ ][ ۱۰۹ ][ ۱۱۰ ][ ۱۱۱ ][ ۱۱۲ ][ ۱۱۳ ][ ۱۱۴ ][ ۱۱۵ ][ ۱۱۶ ][ ۱۱۷ ][ ۱۱۸ ][ ۱۱۹ ]
.: Weblog Themes By monoblog :.

درباره وبلاگ

سلام به همه دوستان خوبم به جمع ما خوش امديد دراين سايت شما انواع مطالب جالب در موضوعات مختلف را كه بيشتر جنبه كاربردي در زندگي روزمره را دارد ميتوانيد ببينيد و از انها استفاده كنيد اميدواريم مطالب ارايه شده رضايت شما را جلب كند لطفا پس از بازديد با ارايه نظرات خود را ما را در رابطه بهتر شدن سايت ياري فرماييد منتظر حضور سبزو هميشگي تان هستيم ياحق
موضوعات وب
موضوعي ثبت نشده است
پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
لینک های تبادلی
فاقد لینک
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت   لغو عضویت
امکانات وب