خرید iptv  ,خرید Cccam  ,خرید سی سی کم  ,خرید سیسیکم  ,خريد فرش ماشينى  ,buy glass mosaic tile online  ,Covid 19 Clinic testing and vaccination  ,طراحی وب سایت  ,دستگاه ضبط صدا  ,عکاسی صنعتی  ,آموزشگاه خیاطی  ,download serial irani  ,آبنما خانگی  ,صنایع دستی اصفهان  ,میناکاری  ,
سلام خوش آمديد - وبلاگي مفيد و دوست داشتني و گلچيني از جديترين مطالب آموزنده كانون اديب قوچاني لطفا براي بهتر شدن ما نظر بدهيد

سلام خوش آمديد - وبلاگي مفيد و دوست داشتني و گلچيني از جديترين مطالب آموزنده كانون اديب قوچاني لطفا براي بهتر شدن ما نظر بدهيد
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 338
دیروز : 262
افراد آنلاین : 3
همه : 1959069
پيوندهای روزانه
لينكي ثبت نشده است
چت باکس
هر سكه‌اي دو رو دارد؛ به اين معني كه مزاياي اينترنت به بهايي به دست مي‌آيد و بهايي كه ما بابت‌ش مي‌پردازيم به گفته برخي كارشناسان عبارت از تخريب ذهن و بروز اختلال در سبك زندگي اجتماعي است.
به گزارش خبرنگار اخبار داغ گروه فضاي مجازي باشگاه خبرنگاران جوان، بدون شك اينترنت يكي از برجسته‌ترين نو‌آوري‌هاي انسان است كه امكانات بي‌نظير و شگفت‌انگيزي همچون ايميل، شبكه‌هاي اجتماعي و غيره را در اختيارمان گذاشته است.

هر سكه‌اي دو رو دارد؛ به اين معني كه مزاياي اينترنت به بهايي به دست مي‌آيد و بهايي كه ما بابت‌ش مي‌پردازيم به گفته برخي كارشناسان عبارت از تخريب ذهن و بروز اختلال در سبك زندگي اجتماعي است.

آن روي سكه شبكه‌ هاي اجتماعي

ايميل‌بازي به اندازه قماربازي اعتيادآور است
شايد ايميل يكي از رايج‌ترين امكانات اينترنت باشد. گذشته از اين حقيقت كه ايميل موجب جلوگيري از قطع بي‌شمار درختان مي‌شود تاثير سودمند چشم‌گيري بر كار و كاسبي هم دارد. ايميل همچنين يك وسيله ارتباط اجتماعي فوق‌العاده اما اعتيادآور است.

احتمالاً فكر مي‌كنيم افسار و لگام همه چيز در دست‌هاي ماست اما حواس‌مان نيست كه ايميل‌مان را بيش از آن چه تصور داريم بازبيني مي‌كنيم. ناگفته نبايد گذاشت اوقاتي كه در اين ميان تلف مي‌شود هم جبران‌ناپذير است. اين امر در نهايت به بروز پديده‌اي موسوم به "برنامه تقويت فاصله متغير” منجر مي‌شود؛ فرآيند مشابهي كه اعتياد به قمار را رقم مي‌زند.

درست مثل وقتي كه سكه‌اي را درون دستگاه فروش مي‌اندازيد و انتظار دريافت چيزي را داريد شما هم ايميل‌تان را به اميد دريافت پاداش بازبيني مي‌كنيد چون دوست داريد به ايميل شما پاسخي داده شود. با اين همه، پاداش هميشه پيش‌بيني شدني نيست. به همين دليل كاربر بارها و بارها همان عمل اول را تكرار مي‌كند. بازبيني ايميل هم‌اكنون يكي از عادات قدرتمند است زيرا تقريبا هر فردي كه كامپيوتر دارد سال‌ها از اين اعتياد عذاب كشيده است.

فيس بوك و حس بيچارگي
كنار گذاشتن شبكه‌هاي اجتماعي كه به آن‌ها عادت كرده‌ايم بي‌نهايت دشوار است. شاخص‌ترين آن‌ها فيسبوك است كه هم‌اكنون به شكل فزاينده در حال رشد است. پژوهشگران دريافته‌اند كه شبكه‌هاي اجتماعي، به ويژه فيسبوك، حس بيچارگي در فرد ايجاد مي‌كند.

در تحقيقي كه گروهي از محققان بلژيكي در آمريكا انجام داده‌اند از شركت‌كنندگان خواسته شد تا به مدت دو هفته از فيسبوك استفاده كنند. در همين حين، محققان حالات اين را افراد مورد بررسي قرار ‌دادند.

در اين تحقيق مشخص شد كساني كه به طور پيوسته از شبكه‌هاي اجتماعي استفاده مي‌كنند در پايان هر بار استفاده و بعد از هر بار مراجعه به سايت اينترنتي احساس رضايت كمتري از خود دارند. به طور كلي بايد گفت تنها يك بار مراجعه به فيسبوك منجر به ايجاد خشونتي ايجاد مي‌كند.

قصه هنوز تمام نشده است. در پژوهشي ديگر كه در آلمان صورت گرفت معلوم شد كه عمده هيجاني كه به جوانان هنگام مراجعه به فيسبوك دست مي‌دهد عبارت از حسادت است. توضيح‌اش ساده است؛ بسياري از مردم در بيان موفقيت‌ها و ميزان خوشبختي خود در قسمت نمايه فيسبوك‌شان اغراق مي‌كنند و كاربر به اين حقيقت آگاه نيست كه هر كسي مي‌تواند تظاهر به خوشبختي كند.

خشم توييتر!
چنانچه شما كاربر فعال توييتر هستيد از خودتان بپرسيد آخرين بار كي واقعا توييتر در شما باعث بروز واكنش شده است؟ در بيش‌تر موارد اين واكنش به صورت عصبانيت بوده و توضيح كاملا ساده‌اش اين است كه رسانه‌هاي اجتماعي امروزه با كمك خشم و عصبانيت مديريت مي‌شوند.

براساس يافته‌هاي گروهي از محققان چيني كه ۷۰ ميليون مطلب نسخه چيني توييتر را با هدف كشف هيجان‌هايي كه از شبكه اينترنت ناشي مي‌شود تجزيه و تحليل كردند عصبانيت رايج‌ترين هيجان بوده است. اين محققان مي‌گويند بعد از خشم كه در رتبه اول قرار دارد خوشي كاذب، تنفر و غم و اندوه نيز در افراد بروز كرده است.

اينترنت شما را كُند ذهن مي‌كند
محققان با مطالعه تاثيرات رسانه‌هاي اجتماعي بر توانايي‌هاي شناختي فرد به نتايجي دست يافتند كه در مجله ساينس منتشر شده است.

به گفته محققان هرچند اينترنت مي‌تواند سواد ديداري شما را افزايش دهد؛ اين افزايش مفت و مجاني به دست نمي آيد چون افت تفكر در وضعيت بحران، توانايي حل مسايل به شكل استقرايي، تخيل و ساير را به دنبال دارد.

اينترنت مي‌تواند در پاره‌اي از حوزه‌ها موجب باهوش‌تر شدن ما شود اما در عين حال مي‌تواند در ديگر حوزه‌ها ما را "كُند ذهن” كند آن هم در مواقع بسيار مهم زيرا تفكر در وضعيت بحران و تخيل از جمله صفت‌هاي حايز اهميت آدمي است.

اينترنت مغز را دوباره سيم‌كشي مي‌كند
بر مبناي مطالعه انجام شده در سال ۲۰۱۱ اينترنت مي‌تواند مغز كاربران را دوباره سيم‌كشي كند. پس از بررسي مغز ۱۲۵ دانش‌آموز انگليسي گروهي از محققان به ارتباط مستقيم بين تعداد دوستاني كه دانش‌آموزان در فيسبوك داشتند و ميزان سلول‌هاي خاكستري شركت‌كنندگان از مناطقي مشخص از مغز پي بردند.

وقتي مناطقي از مغز بر حافظه، تعامل اجتماعي و احتمالا حتي اوتيسم تاثيرگذار است نشان از اهميت نسبي آن‌ها دارد. تحقيقات صورت گرفته تاكنون نتوانسته مشخص كند كه رسانه‌هاي اجتماعي به چه شكل مغز ما را سيم‌كشي دوباره مي‌كند يا چرا ساختار مغز كاربران فيسبوك احتمالا متفاوت است؟

با اين همه، شواهد بسياري موجود است كه ثابت مي‌كند اينترنت بر رفتار آدمي تاثير مي‌گذارد. عبارتي وجود دارد به نام "چمن مصنوعي”. اين عبارت فرآيندي را توصيف مي‌كند كه ضمن آن شركت‌ها شخصيت‌هايي ساختگي را خلق يا معدوم مي‌كنند تا در جريان آن انبوهي از پيام‌ها را با هدف القاي نظري خاص منتشر كنند. بنابراين وقتي شما به انبوهي از نظرها نگاه مي‌كنيد براي خود دليل مي‌آوريد كه اين محصول و يا آن محصول بهترين است و به اين شكل تحت تاثير نظرها قرار مي‌گيريد.

چنين ترفند‌هايي كم‌وبيش در همه جا استفاده مي‌شود كه با شركت‌هاي توليد سيگار شروع و به نيروي هوايي ايالات متحده آمريكا ختم مي‌شود. مهم اين است كه واقعا كاركرد دارد.

در تحقيقي با حضور ۲۷۸ دانش‌آموز كانادايي از شركت‌كنندگان خواسته شد تا با توجه به تغييرات اقليمي و نظري كه درباره آن دارند پرسشنامه‌اي را تكميل كنند. سپس از دانش‌آموزان به طور تصادفي خواستند كه صفحه مربوط به علم اقليم‌شناسي يا صفحه "چمن مصنوعي”‌ ايجاد شده با هدف توصيف ايده تغيير اقليمي را مطالعه كنند.

پژوهشگران دريافتند، دانش‌آموزاني كه صفحات ساختگي را مطالعه كرده و نظرات ساختگي را خوانده بودند به احتمال زياد باور كردند كه تغييرات اقليمي واقعا داراي اشتباه بودند هرچند در مستند بودن منابعي كه آن‌ها را بررسي كرده بودند شك داشتند.

اعتياد به اينترنت قويتر از اعتياد به هروئين
اگرچه اختلال استفاده از اينترنت امروزه به طور رسمي اختلال ذهني به شمار نمي‌آيد اما مطالعات بسياري انجام شده تا ثابت كند كه اين اختلال وجود خارجي دارد و برخورد با آن حايز اهميت است.

كساني كه از اعتياد به اينترنت در عذاب هستند وقتي نمي‌توانند به اينترنت متصل شوند از كوره درمي‌روند. افزون بر اين، بررسي‌ها ثابت مي‌كند مغز پاره‌اي از كاربران اينترنت فعاليتي را نشان مي‌دهد كه تقريبا مشابه همان فعاليتي است كه فرد معتاد به كوكايين و هروئين از خود نشان مي‌دهد.

رسانه‌هاي اجتماعي حس همدلي را كم مي‌كنند
به گفته شماري از محققان، جوانان امروزي در مقايسه با جوانان چند دهه پيش ۴۰ درصد كمتر حس همدلي دارند. تاكنون كسي نفهميده كه چرا چنين اتفاقي افتاده اما معضلي اجتماعي محسوب مي‌شود كه عامل آن رسانه هاي اجتماعي است.

يقينا براي شما هم پيش آمده كه فيلمي سرشار از خشونت در رفتار و داراي عملي ضدانساني را براي ديگران فرستاده باشيد.

دانشمندان مي‌گويند رسانه‌هاي اجتماعي واكنش‌هاي مهربانانه را در ما كم مي‌كنند. اگرچه تحقيقات هنوز در اين باره به نتيجه قطعي نرسيده‌اند اما باعث نمي‌شود تا شما از تجديدنظر بازبمانيد.


منبع:صبحانه آنلاين

ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۳ شهريور ۱۳۹۴ ] [ ۰۶:۲۳:۰۷ ] [ اديب قوچاني - داودي ]
سين جيم گروه علمي اين بار به مناسبت روز خبرنگار به سراغ خبرنگار سرآمد حوزه سلامت "عاطفه ميرسيدي" رفته است.

به گزارش خبرنگار حوزه بهداشت و درمان  گروه علمي پزشكي باشگاه خبرنگاران جوان، خانم پزشك خبرنگاري كه متولد بهمن 46 و داراي ديپلم تجربي از دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي است.خبرنگاري يا پزشكي كه توصيه (مراقب سلامتيتون باشيد) به برندي براي پايان گزارش هاش تبديل شده است.
عاطفه ميرسيدي پزشكي عمومي خوانده  و از سال 77 در سن 30 سالگي وارد سازمان صدا و سيما شده است.  نزديك 17 سال است كه در صداو سيما به صورت رسمي به عنوان خبرنگار حوزه سلامت در حال فعاليت است اما با تغييراتي كه ايجاد شده ديگه كار خبري انجام نمي دهد و.موظف است كه كار سوژه اي و مستندهاي خبري تهيه كند.

 به خبرنگاري بيشتر علاقه داريد يا پزشكي؟

در اصل به دليل اينكه پزشكي را بسيار دوست دارم. و اگر خبرنگاري را انتخاب كرده ام به سبب پزشكي بوده است. اگر قرار بود كاري غير از پزشكي انجام دهم وارد اين حوزه نميشدم.
 پزشكي هستيد كه خبرنگار شد يا خبرنگاري كه پزشك شد؟
اولي يعني پزشكي هستم كه خبرنگار شدم.
آيا درآمد خبرنگاري به اندازه ظاهرش شيك هست؟
اتفاقا به نظرمن اصلا شيك نيست. شايد مردم اينطور فكر ميكنند، در واقع خبرنگاري پول درآوردن با عرق جبين است. پزشكي  ميتواند درآمد بهتري داشته باشد، اگر فكر ميكنند واقعا اين شغل شيك است اينطور نيست، درآمد من متوسط بوده و واقعا نسبت به درآمدي پزشكي بسيار ناچيزه محسوب ميشود .
آيا ازدواج شما خبري بوده است؟ 
خير من قبل از ورود به اين شغل در سن 27 سالگي ازدواج كرده ام.
 دوست داشتني ترين سوژه اي كه در دوران كاريتان كار كرده ايد؟
خيلي زياد بوده است تا حدي كه قادر به گفتن آن نيستم اما هر موضوعي كه در مورد بچه ها كار ميكنم به خصوص معلوليت آنها برايم دوست داشتني است، مثلا گزارشي در مورد كاشت حلزون شنوايي داشتم كه خيلي بيشتر از بقيه دوستش دارم.
پيش آمده براي سوژه هاي گزارش هايتان گريه هم كرده باشيد؟
بله خيلي پيش آمده، همراه با مريض ها و مردم  گريه كرده ام به خصوص در برنامه هايي كه براي اهداي عضو رفتم.
با توجه به اينكه از طرفي در حوزه سلامت مشغول به كار هستيد و از طرف ديگر پزشك هم هستيد اين رابطه چقدر در كارتون تاثير دارد؟
مسلما تاثير داره، وقتي آگاهي دارم ميتوانم كارهاي متفاوتي ايجاد كنم، يعني توليداتي داشته باشم كه افراد عادي نميتوانند مطالب را به زبان ساده براي مردم در بياورند، طوري كه مردم به طرز صحيح بفهمند و اشتباه نداشته باشد و چون ميدونم چه كسي راست ميگه چه كسي دروغ  اين ارتباط باعث شده كه در بعضي اتفاقات مسئول يا افراد ديگري نتوانند من را گمراه كنند. 
 تا به حال شده به دليل ارتباطات كاري سوژه منفي كار نكرده باشيد؟
به سوژه منفي زياد علاقه اي ندارم زيرا اين دوست ندارم كسي را ناراحت كنم ولي وقتي ببينم موضوعي كه كار كردن آن به نفع مردم است و در آن مورد سكوت شده حتما كار ميكنم. فقط برايم مهم است كه منافع ،خوشبختي،سلامتي مردم مطرح شود ولي اگر حس كنم سوژه اي ممكنه باعث غضب گروهي بشه آن را كار نميكنم.
تا به حال تهديد در كارتان بوده؟
 گه گاهي پيش ميآيد. رانت هاي كاري هميشه نيست. پيش نيامده كه به سبب تهديد، سوژه منفي را كار نكنم. هميشه وقتي ميبينم واقعا كار كردنش مفيد است حتما انجامش ميدم.
 گزارشي بسته ايد كه جلوي پخش آن گرفته شود؟
هيچ وقت اين اتفاق نيفتاده .ممكنه گزارشي به تاخير انداخته شده باشد ولي بالاخره با پافشاري من موضوعات مهم پخش شده اما پيش نيامده گزارشي از من پخش نشده بماند.
 
 در 17 سال كار خبرنگاري بهداشت و درمان ارزيابي خود را از حوزه سلامت بگوييد؟
مثل اين است كه ما هم در بين كشورها يك قصر خيلي بزرگ، زيبا ، مجلل و شيك از نيروي انساني،تجهيزات و امكانات داريم ولي نمي توانيم خوب از آن استفاده كنيم.مردم ميخواهند وارد شوند و در اين قصر بهره مند شوند. خيلي از مواقع هم ميشوند اما خيلي ها هم پشت در اين قصر صف هاي طولاني  كشيده اند .به خاطر اين كه بلد نيستيم چه طوري از اين قصر بزرگ استفاده كنيم و شايد بلدي هستيم اما انقدر روش هاي اشتباه در اين سال ها پيش گرفته شده كه خيلي از بخش ها بي استفاده مانده و خيلي ازبخش ها هم در خال تخريب هستند.
اگر كسي براي راهنمايي گرفتن به سراغتان بيايد به او پيشنهاد ميدهيد خبرنگار بشود؟
بايد شخصيت آن فرد را بشناسم، من ميگويم اگر كه صبوري،اگر بعضي جاها توان تحقير شدن را داري، اگر عكسش ظرفيت شهرت را داري، اگر ميتواني خيلي مواقع از خانواده‌ات چشم پوشي كني و به كارت برسي، اگر امكان دور ماندن از خانواده‌ات را براي روزها و هفته ها و ماه ها داري اگر پاي دويدن داري، اگر كنجكاو و حساسي ،اگر گوش و چشم تيزبين داري و كوله پشتي ميندازي پشتت و از صبح تا شب پشت در يك اتاق ميماني تا خبرش را جمع كني، اگر تحمل و قدرت اين موارد را داري آره بيا اگر نداري نيا.
 سخت ترين گزارشي كه دوندگي و سختي زيادي به همراه داشته راجع به چه موردي بوده است؟
گزارش هايي كه در مورد داروها كار ميكنم سختي زيادي دارد. به خاطر اين كه خيلي رابطه در آن زياد است و حتي كنترل آن از دست مسئولين بالا هم خارج شده و انگار موضوع را رها كردند و ميگويند ماهم در توانمان نيست با اين قدرت ها بجنگيم. وقتي ميخواهم وارد اين سوژه ها بشوم خيلي زجر ميكشم.
 شغل والدينتان چقدر در انتخاب خبرنگاري تاثير داشته است؟
پدرم معلم بوده كه به رحمت خدا رفته . فكر ميكنم با اينكه پزشك شدم ولي هميشه دوست داشتم معلم باشم البته واقعا وارد مسيري شدم كه انگار به پزشك خانواده تبديل شدم و تقريبا دارم كار فرهنگي ميكنم.
 چي شد كه خبرنگار شديد؟
حس ميكنم دوست دارم شغلي داشته باشم كه هم دولتي باشه و هم بتونم در كنارش كار مطبم را هم داشته باشم. در عين حال از كارهاي تصويري و نمايشي هم خوشم مي آمد .از بچگي با اين كه درسم خوب بود در گروه هاي تئاتر مدرسه عاليت مي كردم.
 از بيمارهايي كه مي ايند مطب، سوژه الهام ميگيريد؟
مطب ندارم ولي از مريضهايي كه خيلي به من سر ميزنند و مي ايند به سراغم يا تلفن ميزنند خيلي سوژه ميگيرم و اكثر سوژه هايم آنها هستند.
چقدر بيمارها را بدون دريافت حق ويزيت معالجه ميكنيد؟
من دائم در حال بدون هزينه كمك كردن هستم.در روز 7-8 تا تلفني مشاوره ميدهم از مردم و كاركنان  و شايد حدود 10 نفر را هم ويزيت ميكنم.
 چالش هاي حوزه خبر از نگاه شما چيست ؟
شايد بعضي وقت ها قرار گرفتن افرادي در دروازه باني خبر است.
 شما اغلب در پايان گزارش هاتون ميگوييد مراقب سلامتيتون باشيد خودتان چقدر رعايت مي كنيد؟
خيلي سعي ميكنم رعايت كنم اما گاهي اين را مي پذيرم كه ناگزير بعضي از اتفاقات خيلي ساده كه خيلي هم براي سلامتيمون خوب نيست، گهگاهي انجام ميدهيم كه اينها نبايد عادت شوند. مثلا ممكن است من هم دلم بخواهد چيپس بخورم.ميدانم كه چربي بالايي دارد و هيچ مواد مغذي ندارد اما ميپذرم كه مثلا هر دو هفته يكبار با پسرم بشينم چيپس بخورم.اجازه نميدهم كه خود و خانواده ام به رفتارهاي ناسالم عادت كنيم.
اخلاق خوب و بدتان چيست؟
فكر ميكنم اخلاق خوبم خوش رويي است. در بدترين شرايط روحي و رواني هم لبخند ميزنم و كسي نميتواند بفهمد كه درونم چه ميگذرد و همه فك ميكنند من آدم خوشحالي هستم.بدترين اخلاقم هم شايد اين است كه وقتي از كسي ناراحت مي شوم، به او ميگويم. زيرا خيلي ها ظاهر سازي را دوست دارند.البته علت را براي فرد مقابل توضيح مي دهم.
آيا علاقه دارين فرزندتون خبرنگار بشود؟
من علاقه دارم پسرم هر چيزي كه دوس داره بشه و اصلا برام مهم نيست كه پزشك بشه يا موزيسين يا خبرنگار و يا نقال بشه!
من دوست دارم وقتي كار ميكنه سرشو بالا بگيره و بگه خدا را شكر چه شغل خوبي دارم و چقدر مفيد هستم و احساس شادي و خوشحالي كنه.
آيا خبرنگاري در زندگي شما محدوديت ايجاد كرده است؟
ميتواند محدوديت داشته باشه مخصوصا براي كسي كه خبرنگار تصويري است.من سعي كردم با مردم و خودم رو راست باشم. هميشه خودم هستم و هيچوقت سعي نكردم ماسك يا عينك آفتابي بزرگ بزنم يا مثلا جاهايي نروم كه شناخته شوم. 
در زندگي چه چيزي بيشتر از همه آزارتان ميدهد؟
وقتي ميبينم كنار خيابان يا كوچه اي زباله هاي نايلوني ريخته شده با ديدن اين صحنه غصه دار ميشوم حتي وقتي خارج شهر هستم.صحنه اي كه كنار يك درخت، تلنباري از زباله است.زباله هايي كه قرار است دير تجزيه شوند.فكر ميكنم كه بايد آنها را جمع كنم.
از چه كلمه اي بدتان مي ايد؟
از كلمه(متنفرم) بدم مياد.
از چه كلمه اي خوشتان مي آيد؟
از كلمه دوست دارم خوشم مي آيد.
گفتگو از ريحانه هرندي


ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۳ شهريور ۱۳۹۴ ] [ ۰۶:۲۱:۲۰ ] [ اديب قوچاني - داودي ]
تيمي از دانشمندان، در تلاش هستند تا ببينند كه آيا مولكولي كه اطلاعات وجودي تمام حيوانات و گياهان و انسان‌ها و ميكروب‌ها را در خود دارد، مي‌تواند اطلاعات مهم ما را براي هزاران سال در درون خود ذخيره كند يا نه.

ظرفيت دستگاه‌هاي ذخيره سازي اطلاعات ما، در سال‌هاي اخير سر به فلك كشيده است و اگر ظرفيت كنوني فلش‌ مموري‌ها و هارد ديسك‌هايمان را با 20 سال پيش مقايسه كنيم، به ظرفيت‌هاي چند مگابايتي آن دوران مي‌خنديم! اما انگار يك دستگاه ذخيره سازي اطلاعات كاملا طبيعي در كنار ما بوده و ما تاكنون از آن بي‌خبر بوده‌ايم! نام آن DNA است. دزوكسي‌ريبو نوكلئيك اسيد، همان ماده‌اي كه در درون خود، كل وجود يك انسان را به صورت اطلاعات ذخيره شده حفظ مي‌كند، آن هم تا صدها هزار سال پس از مرگ!
تيمي از دانشمندان، در تلاش هستند تا ببينند كه آيا مولكولي كه اطلاعات وجودي تمام حيوانات و گياهان و انسان‌ها و ميكروب‌ها را در خود دارد، مي‌تواند اطلاعات مهم ما را براي هزاران سال در درون خود ذخيره كند يا نه. به عبارتي ديگر آيا مي‌توان از DNA به عنوان هارد ديسك استفاه كرد يا خير؟! در دويست و پنجاهمين گردهمايي انجمن شيمي آمريكا، رابرت گرس از دانشگاه زوريخ سوييس، اقدام به اثبات صحيح بودن اين طرح كرده و اعلام كرد كه توانسته است با كمك اعضا تيم تحقيقاتي خود، 83 كيلوبايت اطلاعات را در DNA ذخيره كند. اين اطلاعات شامل متن منشور فدرال سوييس و شرح رويكرد ارشميدس هستند.
همانند رايانه‌ها، اما بهتر از آن‌ها
گرس مي‌گويد: چند دهه پس از كشف ساختار دوتايي DNA در ميانه‌هاي سده بيستم، وقتي دانشمندان علوم كامپيوتر، رو به كدهاي باينري آوردند، متوجه شدند كه چقدر بين DNA و كدهاي باينري كه مبناي‌شان تنها 0 و 1 است، شباهت وجود دارد!
در هارد ديسك‌ها، ما براي ذخيره اطلاعات، از مبناي 0 و 1 استفاده مي‌كنيم، در حالي كه DNA اين كار را با 4 باز آلي با علامت‌هاي A، T، C و G انجام مي‌دهد. DNA، اين 4 بيس شيميايي را به عنوان پله‌ها، بر روي نردباني از قند فسفات قرار مي‌دهد و ساختار مارپيچي خود را تشكيل مي‌دهد. تفاوت اين دو سيستم در اين است كه يكي از حروف دوتايي استفاده مي‌كند و ديگري از اعداد، اما به هر حال با هر دو آن‌ها مي‌توان پيچيده‌ترين اطلاعات را نيز ذخيره كرد و البته همان‌طور كه گرس معتقد است، DNA بسيار بسيار بهتر و مقاوم‌تر است.
امروزه هارد ديسكي به اندازه يك كتاب، مي‌تواند چيزي حدود 5 ترابايت اطلاعات را در خود ذخيره كرده و آن‌ها را تا 50 سال كاملا سالم نگهداري كند. در حالي كه حجمي از DNA به اندازه يك قطره، مي‌تواند ميلياردها ميليارد حرف را براي هزاران موجود زنده در خود ذخيره كند! گرس مي‌گويد كه يك اونس DNA مي‌تواند 300هزار ترابايت اطلاعات را در خود ذخيره كند و به جاي 50 سال، آن‌ها را تا صدها سال حفظ كند!
1389849465993841066DNA منجمد درون سلول‌ها مي‌تواند تا چندهزار سال نيز باقي بماند، اما گرس معتقد است دليلي وجود ندارد كه نتوانيم اين مدت را بهبود بخشيده و آن را بيشتر كنيم! اين همان دليلي است كه گرس و تيمش بسته‌هاي DNA حاوي اطلاعات را به درون كره‌هاي كوچك سيليكا كه در مقابل گرما مقاوم هستند، انتقال مي‌دهند. سپس آن‌ها را به مدت يك هفته در دماي 160 درجه فارنهايت قرار مي‌دهند. اين معادل قرار دادن آن‌ها در دماي 5 درجه فارنهايت و به مدت 2000 سال است. ممكن است برخي از اين بسته‌ها زودتر دچار خطا شده و اطلاعاتشان را از دست بدهند، از سويي ديگر ممكن است بعضي از آن‌ها اطلاعات را براي هزاران يا حتي ميليون‌ها سال حفظ كنند.
به نظر مي‌رسد كه اين شيوه، راهي بسيار مطمئن براي ذخيره سازي اطلاعات است، اما هنوز موانع و چالش‌هاي بزرگي در اين مسير قرار دارند. مثلا آرشيو DNA هنوز قابليت سرچ درون خود را ندارد و اين مشكل بزرگي است. تصور كنيد كه يك فايل كوچك را گم كرده‌ايد و بايد بين هزاران ترابايت فايل آن بگرديد و پيدايش كنيد. خداي من، چه كابوسي خواهد شد!

فاكتور مهمي با نام قيمت

گرس مي‌گويد كه در حال حاضر، ذخيره سازي تنها چند مگابايت اطلاعات به اين روش، بيش از 1000 دلار خرج بر مي‌دارد. با اين هزينه مي‌توان چندين هارد SSD با ظرفيت‌هاي چند صد گيگابايتي خريد!
اما دانشمندان پروژه اميدوارند بتوانند با پيشرفت‌هاي خود، آرام آرام بر تمامي مشكلات و موانع موجود بر سر راه اين پروژه غلبه كنند. براي مثال، گرس در حال حاضر در تلاش است تا با علامت‌گذاري بيت‌هاي خاصي از DNA، عمل جستجوي اطلاعات در DNA را راحت‌تر كرده و آن را به يك آرشيو با قابليت جستجو تبديل كند. طبيعتا هرچه دانشمندان در اين مسير پيشرفت كنند و اين تكنولوژي فراگيرتر شود، هزينه‌هاي آن نيز آرام آرام كاهش خواهد يافت.
اما چه اطلاعاتي ممكن است بر روي DNA ذخيره شوند؟! گرس به اين سوال پاسخ داده است. او مي‌گويد DNA، بهترين ابزار براي ذخيره سازي اطلاعاتي است كه هميشه به آن‌ها نياز است و دايما در حال تكامل و ارتقا هستند. مثلا اطلاعات ويكي‌پديا كه براي مدت‌هاي مديدي بشر به آن‌ها نياز دارد و همواره در حال افزايش و تكامل هستند. تصور كنيد كه در آينده، نه تنها مي‌توانيد تمام ژنوم خود را در يك كپسول كوچك با خود حمل كنيد، بلكه حتي مي‌توانيد تمام زندگي خود را با جزييات كامل در آن ثبت كنيد! حتي ممكن است انسان در آينده قادر به شبيه سازي خود شما باشد و تمامي خاطرات‌تان را برايتان بازسازي و پياده كند!

منبع: آي تي رسان


ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۳ شهريور ۱۳۹۴ ] [ ۰۶:۱۹:۴۳ ] [ اديب قوچاني - داودي ]

5شهريور شق القمر نمي شود

بر خلاف شايعه‌هاي مطرح شده در شبكه‌هاي اجتماعي در تاريخ پنج شهريور ماه شق القمري رخ نمي دهد و به هيچ عنوان دوماه در آسمان ديده نخواهد شد.
به گزارش گروه وبگردي باشگاه خبرنگاران جوان،مهر نوشت: مسعود عتيقي،مدير انجمن نجوم آماتور ايران در خصوص شايعه مبني بر مشاهده دوماه در آسمان و رخ دادن شق القمر در پنجم شهريورماه  گفت: چند سالي است با نشر اخبار غير علمي و اشتباهي تحت عنوان مشاهده دو ماه در آسمان در فضاي مجازي، تلاش مي شود تا موجبات انرژي جامعه در حوزه فعاليت هاي علمي فراهم و چه بسا اينگونه القا شود كه جامعه علمي ايران فاقد توان كافي در حوزه نشر اخبار صحيح است.

وي افزود: در سال هاي اوليه كه متن اين خبر كذب به زبان انگليسي منتشر مي شد مي توانست نشانگر آن باشد كه افكاري در خارج از ايران درصدد خرافه گرايي و غير علمي نشان دادن مردم دانش دوست ايراني هستند.

مدير انجمن نجوم آماتور ايران عنوان كرد: متاسفانه فرهنگ غلط كپي برداري كه اين روز ها در جامعه بسيار شايع شده است، بدون دريافت مشاوره يا سوال از مراكز علمي و فعال در اين زمينه همچون انجمن نجوم اماتوري ايران و ديگر مراكز كشور اين خبر در فضاي مجازي به زبان فارسي منتشر شده است.

وي ادامه داد: اين اتفاق از زماني شروع شد كه مقابله مطلوب سياره سرخ بهرام (مريخ) در ششم شهريور ۱۳۸۳ رخ داد كه در آن شرايط سياره سرخ بهرام كمترين فاصله را با زمين داشت و نسبت به گذشته بزرگتر و علايم سطحي آن در تلسكوپ ها بهتر قابل بررسي  و مشاهده بود.

عتيقي اظهار داشت: اما هرگز، هيچگونه جرم آسماني شبانگاهي حتي از درون قوي ترين تلسكوپ ها نمي تواند به اندازه ماه مشاهده شود چه برسد به آنكه در يك شب دو كره ماه  را در آسمان ببينيم.

وي با بيان اينكه مشاهده دو ماه در آسمان كاملا غير منطقي است، اظهار داشت: هدف از انتشار اخبار اينچنيني نشان دادن خرافه گرا بودن مسلماناني است كه سرلوحه دينشان علم و علم اندوزي است.

عتيقي افزود: شق القمر پديده اي است كه  ۱۴۰۰ سال قبل به فرموده خالق آسمان ها و زمين رخ داده است و با انتشار اين خبر كذب اينگونه القا مي شود كه شق القمر براي انسان قابل مشاهده خواهد بود چراكه از اين رويداد به عنوان شق القمر ياد شده است.

ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۳ شهريور ۱۳۹۴ ] [ ۰۶:۱۷:۱۷ ] [ اديب قوچاني - داودي ]
رييس دادگاه در اينجا از بهمن نادري‌پور (تهراني) خواست كه به اظهاراتش ادامه دهد. تهراني ادامه داد: يكي ديگر از موارد اتهام كه بر اساس اعتراف خود من بر من وارد آمده شركت در شهادت سيد علي اندرزگو معروف به شيخ عباس تهراني است.
به گزارش گروه وبگردي باشگاه خبرنگاران جوان،در روز 2 شهريور 1357 حجت‌الاسلام سيدعلي اندرزگو از فعالان مبارزات مسلحانه با حكومت پهلوي در درگيري با ماموران ساواك به شهادت رسيد.

بعد از انقلاب عاملان شهادت شهيد اندرزگو دستگير و در داد‌گاه محاكمه شدند يكي از اين افراد بهمن نادري‌پور(تهراني) است.كه در دادگاه به شرح واقعه و نحوه به شهادت رساندن شهيد اندرزگو پرداخت.

 

رييس دادگاه در اينجا از بهمن نادري‌پور (تهراني) خواست كه به اظهاراتش ادامه دهد. تهراني ادامه داد: يكي ديگر از موارد اتهام كه بر اساس اعتراف خود من بر من وارد آمده، شركت در شهادت پرشكوه مجاهد راستين و حق شناسي سيد علي اندرزگو معروف به شيخ عباس تهراني است. اطلاعات و نقش من در آن حادثه جانگداز به اين شرح بوده است:

شناسايي شيخ عباس تهراني(سيد علي اندرزگو)

در سال به احتمال قوي 52 بودكه من با نام شيخ عباس تهراني آشنا شدم. او از جمله سربازان راستين اسلام و حق و حقيقت بود كه قبلاً در هيئت مؤتلفه اسلامي فعاليت داشت و در به درك فرستادن حسنعلي منصور نخست وزيري كه كاپيتولاسيون را در ايران احياء كرد نقش داشت و از همان زمان يعني سال 42 متواري بود.

ولي همچنان به ادامه راه توحيدي و مبارزه عليه رژيم و تحصيل علوم ديني مي پرداخت.

در سال 52 وي به عنوان پيش نماز يكي از مساجد فكر مي كنم مسجد چيذر به آگاهي دادن جوانان مشغول بود و خود را براي مبارزه مسلحانه آماده مي كرد.

دقيقاً نمي دانم به چه نحو فعاليت هاي ايشان و مرتبطين او مورد شناسائي ساواك قرار گرفت ولي بهر حال تعدادي از افراد مرتبط با اين شهيد دستگير و به وسيله بازجويان كميته همراه با شكنجه هاي متداوله بازجويي شدند.

در سال 52 هنگامي كه اكيپ هاي كميته براي دستگيري شيخ عباس تهراني به منزل او مراجعه كردند وي متواري شد و گويا همه وسايل موجود در منزل را كه جهيزيه همسرش بود بعنوان اموال گروه ضبط و به انبار كميته منتقل گرديد.

من به هيچ وجه در كار بازجويي و اين كارها نبودم و در سال 52 فقط در جريان كارشان بودم.آن هم از طريق نوشته هاي بولتن كه نوشته مي شد. من تا بهمن ماه سال 55 كه به كميته اوين منتقل شدم هيچ خبري از وضع و عمل سيد علي اندرزگو نداشته و وقتي به اوين آمدم متوجه شدم قبلاً سه نفر را به اتهام ارتباط با او دستگير و مورد تحقيق قرار داده اند.

در اوين زمستان سال 56 به دستور هوشنگ ازغندي معروف به دكتر منوچهري به من مأموريت داده شد كه تا به اتفاق تعدادي از مأمورين تيم تعقيب و مراقبت به شهرستان قم رفته و يكي از طلاب علوم ديني را به نام ديانت را كه از سال 54 بعد از حوادث مدرسه فيضيه متواري و آدرسي از او در قم به دست آمده بود، شناسايي نمايم.

من با كارمندان تيم تعقيب و مراقبت به قم عزيمت كردم و خود را به سازمان اطلاعات و امنيت قم كه در آن زمان محمود معيني رئيسش بود معرفي نمودم و بعد از چند روز محل سكونت آقاي ديانت در جاده قم ـ كاشان بود شناسائي شد ولي چون او ظاهراً به طور عادي زندگي مي كرد و همچنان به تحصيل علوم ديني مي پرداخت، لذا با مذاكره با ازغندي قرار شد هيچ اقدامي روي او انجام نشده و اطلاعات خودمان را به ساواك قم بدهيم.

تقريباً قصد مراجعه به تهران را داشتيم كه تلفنگرام يا تلگرافي از تهران از ناحيه ازغندي داده شد مبني بر اينكه سيد علي اندرزگو در قم است. و احتمالاً در منزل آقاي اشراقي و آيت الله رباني شيرازي بسر مي برد و از يك موتور سيكلت گازي آبي رنگ استفاده مي‌كند و لباسش نيز كت و شلور خاكستري است.

با اين مشخصات به ما نيز دستور دادند كه با استفاده از وجود افراد تيم تعقيب و مراقبت سعي كنيم او را پيدا كنيم.

چند روزي بدون نتيجه در شهرستان قم براي شناسايي سيد علي اندرزگو در شهرستان مشهد در حوالي هتل اطلس در ميدان دقيقي مشاهده شده  كه مشغول فروش تسبيح و انگشتري عقيق بوده و احتمالاً نيز منزل او در كوچه «چهنو» است.

با اين مشخصات به ما نيز دستور دادند كه با استفاده از وجود افراد تيم تعقيب و مراقبت سعي نماييم او را پيدا كنيم.

چند روزي بدون نتيجه در شهرستان قم براي شناسايي سيد علي اندرزگو در شهرستان مشهد در حوالي هتل اطلس در ميدان دقيقي مشاهده شده  كه مشغول فروش تسبيح و انگشتري عقيق بوده و احتمالاً نيز منزل او در كوچه «چهنو» در خيابان تهران است و مجدداً به من مأموريت داد با كارمندان تيم تعقيب و مراقبت به مشهد بروم.

من به اتفاق 22نفر از كارمندان تيم و كميته اوين با اتومبيل به مشهد رفتيم و چون به ساواك مشهد نيز تلگرافي اطلاع داده بودند تا تسهيلات لازم را براي ما فراهم كنند، در زائر سراي كارگران در حومه مشهد مستقر و آماده كار شديم.

اما قبلاً بهتر است توضيح دهم كه چطور معلوم شد كه شيخ عباس تهراني در مشهد است. چندي پيش «ازغندي» شماره تلفن يك لبنيات فروشي را كه در حوالي ميدان خراسان بود به من داد تا فرم شنود تلفني درست كنم.

اين اقدام انجام شد و بعداً نوارهاي شنود تلفني آمد. چند روزي خود ازغندي نوارها را گوش كرد و بعد از گوش كردن نوارها را به من محول كرد.

در طول سه يا چهار ماهي كه نوارها را گوش مي كردم و به تدريج بر اساس ضرورت، تلفن منازل تعدادي افراد معتبر و حاج علي اكبر كه يكي از شركاء لبنيات فروشي بود با تصميم مقامات بالاتر كنترل شد كه نوارهاي آن را سعيد مير فخرايي معروف به سعيدي و خود ازغندي گوش مي دادند.

تلفن هاي منازل و افراد كه كنترل مي شد حاكي از آن بود كه اين افراد فعاليت بسيار وسيعي در تهيه و پخش اعلاميه هاي امام خميني دارند و شخصي به نام استوار جوادي هم تقريباً گرداننده اين عمليات است و وي هرچند وقت يكبار نيز به منزل حاج علي اكبر حسيني معروف به حاج علي اكبر حسيني صالح مي رفت.

در اواخر مرداد ماه در جريان گوش دادن نوار مكالمات تلفني جوادي و بهره برداري از نوار شماره گير تلفن معلوم شد جوادي بامنزلي در شهرستان مشهد تماس دارد و ازغندي هم پس از گوش دادن نوار تأييد كرد كه جوادي بايد سيد علي اندرزگو باشد و منزلي هم كه در مشهد با آن تماس گرفته محل سكونت او است، جريان واقعه بوسيله ازغندي به پرويز ثابتي مدير كل وقت اداره سوم اعلام شد و در نتيجه قرار شد بلافاصله تيم به مشهد عزيمت كند و نسبت به شناسائي و ساير اقدامات مورد لزوم مثل دستگيري و ضربت اقدام كند كه روز بعد من به اتفاق اعضاي تيم تعقيب و مراقبت و چند نفر كارمندان گارد كميته به سرپرستي هوشنگ ازغندي معروف به دكتر منوچهري با اتومبيل به مشهد رفتيم.

*كنترل تلفن منزل شيخ عباس تهراني

در مشهد به ساواك محل مراجعه كرديم و نسبت به كنترل تلفن منزل اقدام شد، سپس منزل در يكي از كوچه هاي همان محله كهرو شناسايي شد و جريان كار نيز بوسيله ازغندي هم(ادامه) داشت چون كه در زمينه اين عمليات حساسيت نشان مي داد اطلاع داده مي شد.

 البته اين حساسيت را خود ازغندي هم داشت، چون يك روز ازغندي گفت كه سيد علي اندرزگو براي من پيغام فرستاده كه به ازغندي بگوييد پايش را از گليم من بكشد بيرون و الّا بد مي‌بيند.

ضمناً ازغندي از سال 42 دنبال اين قضيه بود. چون در سال 42 در بخش 216 كه مربوط به مسائل مذهبي و اين قبيل بود كار مي كرد و وي حساسيت به قضيه داشت و فكر كنم شهيد سيد علي اندرزگو يكي از قديمي ترين مبارزين بوده است كه به طور مخفي بر عليه اين رژيم فاسد فعاليت مي‌كرد.

از سال 42 در حدود 15 يا 16 سال فعاليتش طول كشيد ضمناً قرار بود سعيد مي‌فخرائي معروف به سعيدي هم با گوش دادن نوارهاي تلفني هرگونه اطلاع جديدي را به موقع به ازغندي بگويد.

دو روز گذشت و از شنود مكالمات تلفني نتيجه اي حاصل نشد تا اينكه روزي خودم در اداره بودم كه نوار مكالمات را گوش كنم كه ناگهان سعيدي ساعت 6 بعداز ظهر خبر داد كه سيد علي اندرزگو درتهران است.

در نتيجه ازغندي جريان را تلفني از مشهد به ثابتي كه در تهران بود خبر داد اعلام و در ساعت 10 شب همان روز همگي به طرف تهران حركت كرديم.

* شيخ عباس تهراني چگونه شهيد شد؟

روز بعد در حدود ساعت 10 يا 11 صبح به تهران وارد شديم و سعيدي گفت قرار است جوادي يا سيد علي اندرزگو براي صرف افطار به منزل حاج اكبر برود.

ازغندي به من دستور داد كه به مركز شنود تلفني واقع در خيابان ابوريحان بروم اما كارمندان غير مجاز را در آن محل راه نمي دادند. در اينجا بايد توضيح بدهم كه ساواك دو مركز تلفني داشت، يكي در خيابان ابوريحان (بود) اما (ديگري) در خيابان ثريا كه هر دو در جريان جنبش نهضت اسلامي تخليه گرديد، و بعداً مردم دو مكان را اشغال كردند. اين دو مركز، تلفن ها را بين خودشان تقسيم كرده بودند. به اين صورت كه يكي از شماره2 تا5 و ديگري از شماره 5 تا 9 را كنترل مي كردند.

*ساواك تقريباً در حدود 90 تا 100 هزار شماره تلفن را كنترل مي‌كرد

ساواك تقريباً در حدود 90 تا 100 هزار شماره تلفن را كنترل مي كرد و چون كارمندان غير مجاز را به محل مذكور رفتم و هوشنگ ازغندي هم كه از اعضاي تيم تعقيب و مراقبت بود، به كميته مشترك ساواك و شهرباني رفت تا در مورد طرح مربوط به دستگيري سيدعلي اندرزگو اكيپ ضربت لازم مذاكره نمايد.

حدود ساعت پنج بعداز ظهر سعيدي تلفني خبر داد كه در حوالي خيابان ايران، نزديك منزل حاج اكبر، سيدعلي اندرزگو معروف به شيخ عباس تهراني مشاهده و بوسيله مأمورين به شهادت رسيده است.

قبل از شهادت مدارك را خورد

در مكالمه تلفني كه دختر حاج اكبر با او انجام داد معلوم شد در سر كوچه منزل آنها درگيري روي داده و تيراندازي شده و يك يا دو نفر كشته شده اند.

من با واحد اجرايي كميته مشترك تلفني تماس گرفتم و معلوم شد كه هوشنگ ازغندي خودش در صحنه عمليات بوده و جريان درگيري به اين صورت بوده است كه مأمورين تيم، شهيد سيدعلي اندرزگو را مشاهده و به مأمورين اكيپ ضربت نشان مي‌دهند، مأمورين هم در سر كوچه به  شهيدسيد علي اندرزگو دستور ايست مي دهند ولي او با انجام حركاتي خود را مسلح نشان مي داد به رگبار مسلسل بسته مي شود و هنگامي كه به زمين مي افتد دفترچه يادداشت بغلي خود را از جيب بيرون مي آورد و در همان حالت شدت خونريزي شديد دفترچه را ورق مي زند و چند برگ آن را كه مطالبي روي آن نوشته بود پاره مي كند و در دهان خود مي گذارد و مي خورد، يعني با اين برگ كاغذ افطار مي كند. جريان جزئيات دقيق ترش به اين صورت بوده است كه اول خود كميته گارد اوين در دستگيري وي دخالت داشتند و به سيد علي اندرزگو ايست مي دهند و سيد علي اندرزگو دستش را بالا مبرد و افراد گارد كميته يك رگبار مسلسل به بغل سيد علي اندرزگو به ديوار مي بندند ولي سيد علي اندرزگودستش را پايين مي آورد و خودش را مسلح نشان مي دهد، كه يكي از مأموران هول مي شود و رگبار مسلسل به پاي سيد علي اندرزگو مي بيند (مي بندد) و باز سيد علي اندرزگو ول نمي كند دوباره دستش را به طرف جيبش مي برد و خودش را مسلح نشان مي دهد كه اين بار رگبار را به طرف وي شليك مي كنند كه به زمين مي افتد و شهيد مي‌شود و بعد در حدود 20 نفر كه با سيد علي اندرزگو در ارتباط بودند، دستگير شدند و تحت بازجويي قرار گرفتند. اينها كه دستگير شدند همگي خانوادگي بودند، مثل پنج برادر و يا با همديگر فاميل بودند و در خانه اينها مقداري اعلاميه و يا دستورات امام خميني بود كه پس از مدتي به تدريج آزاد شدند و رفتند.

در منزل شهيد اندرزگو در شهرستان مشهد كه به وسيله ساواك مشهد مورد بررسي واقع شد، مقداري نوارهاي مذهبي و يك مقدار اسلحه كشف شد و مأمورين اين لوازمات را همراه با خانم و بچه هايش به تهران آوردند. پس از بازجويي از خانمش مأموران خانم سيد علي اندرزگو را آزاد كردند و ايشان به خانه پدرشان رفتند و خانم سيدعلي اندرزگو دو بار با من تماس گرفتند و گفتند چه كنم و كجا بروم و بار دومي كه با من تماس گرفت و گفت بچه ام مريض است موضوع را به ازغندي گفتم، ازغندي گفت كه برود مشهد. من هم با مأموران ساواك مشهد تماس گرفتم و گفتم كه با خانم سيدعلي اندرزگو كاري نداشته باشند، ايشان آزاد شده اند و بي گناهند. همچنين در بازرسي از خانه اش 59 هزار تومان پول نقد به دست آمده بود كه من گفتم اين پول را به خانواده اش بدهيم و پول را به دادرسي ارتش فرستاديم كه فكر كنم به شعبه 12 دادرسي ارتش فرستاده شده كه از آن طريق به خانواده اش برگردانند.

منبع: تاريخ انقلاب

ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۳ شهريور ۱۳۹۴ ] [ ۰۶:۱۲:۲۵ ] [ اديب قوچاني - داودي ]

 

اگر در تهيه آب دوغ خيار از تمام گروه‌هاي مواد غذايي استفاده شود، مي‌توان به يقين رسيد كه اين غذا سالم‌ترين و مناسب‌ترين غذاي فصل گرما به شمار مي‌آيد.

مصرف مقادير زياد سبزيجات در اين غذا مي‌تواند فيبر، ويتامين‌ها و املاح معدني مورد نياز بدن را تامين كند. نعنا و ريحان موجود در آن ضد نفخ و ضد سوزش معده بوده و عوارض گوارشي ندارد. تربچه آن سرشار از ويتامينC و يد مي‌باشد و به دليل وجود گوگرد خاصيت ضدعفوني‌كننده دارد.

ترخون آن نيز اشتهاآور، معطر، سريع‌الهضم بوده و براي اعصاب بسيار مفيد است. همچنين خيار موجود در اين غذا سرشار از ويتامين C است و بسيار خنك بوده و شديدترين عطش‌ها را فوري فرو مي‌نشاند و خواب‌آور خوبي هم به شمار مي‌رود.

تنها عيب خيار آن است كه ديرهضم بوده و اگر خيلي رسيده و زرد باشد، باعث دل درد مي‌شود، لذا براي كساني كه از ناراحتي گوارشي رنج مي‌برند، بهتر است خيار را بسيار ريز رنده كرده، يا از آب آن در اين غذا استفاده كنند. اگر در تهيه آب دوغ خيار از تمام گروه‌هاي مواد غذايي استفاده شود، مي‌توان به يقين رسيد كه اين غذا سالم‌ترين و مناسب‌ترين غذاي فصل گرما به شمار مي‌آيد.

همان‌طور كه مي‌دانيد، ماست موجود در اين غذا نيز تامين‌كننده كلسيم و پروتئين بدن و عاملي جهت رفع بي‌خوابي‌هاي شبانه به شمار مي‌رود، لذا براي آنكه وعده غذايي شما كم‌كالري و كم‌چرب گردد، لزوما از ماست كم‌چرب استفاده كنيد.

كشمش نيز در اين غذا براي مزه‌دار كردن انتخاب مناسبي بوده و داروي رشد كودكان و نيرودهنده سالخوردگان مي‌باشد. اين ميوه مغذي پرانرژي و كم‌چرب و كم‌سديم است، ولي با وجود آنكه قند و كالري بالايي دارد، به دليل غني بودن از پتاسيم، مصرف آن را به بيماران مبتلا به فشار خون توصيه مي‌كنيم.

استفاده از گردو نيز بسيار توصيه مي‌شود، زيرا پتاسيم، فسفر و اسيدفوليك از شاخص‌ترين مواد مغذي آن به شمار مي‌رود. اين مغز پرچرب، كلسترول بد خون را كاهش داده و به علت غني بودن از ويتامين‌ها منجر به رفع سستي و خستگي مي‌شود.

در كل مخلفات گوناگوني كه در اين غذا به كار رفته، آن را به غذايي كامل تبديل كرده و از همه مهم‌تر آن كه در مقايسه با غذاهاي ديگر نياز به طبخ نداشته و عوارض ناشي از حرارت پخت را به همراه ندارد.


ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۱ شهريور ۱۳۹۴ ] [ ۰۴:۱۹:۳۸ ] [ اديب قوچاني - داودي ]
چگونه نه گفتن را ياد بگيريم؟!

كلمه اي كه خيلي از افراد جرات گفتن آن را ندارند و براي خود دردسرهاي زيادي به وجود مي آورند !

 

 

مهارت «نه» گفتن يكي از مهارت هاي اساسي سلامت روان است. اين موضوع بسيار مهم است كه بدانيم چرا، چگونه و كجا جواب «نه» بگوييم. فردي كه بتواند به هر كدام از اين پرسش ها جواب درستي دهد از سلامت رواني طبيعي و خوبي برخوردار است.

 

چرا بايد «نه» بگوييم؟
در بسياري اوقات جوات مثبت دادن باعث وارد آمدن ضررهاي زيادي به افراد مي شود. براي مثال كساني كه هميشه با بله گفتن دنبال تاييد ديگران هستند و از خودشان مي گذرند اغلب در مديريت زمان دچار مشكل مي شوند چون با جواب مثبت دادن نامناسب باعث از دست دادن وقتشان مي شوند.

درواقع اين باور غلطي است كه همواره بايد به ديگران «بله» گفت تصور اينكه ممكن است رابطه اي برهم بريزد. چون با داشتن اين طرز فكر تنها به خودمان آسيب رسانده ايم. جدا از اين فردي كه توانايي «نه» گفتن ندارد و تنها براي راضي نگه داشتن ديگران جواب مثبت مي دهد احساس خوبي هم از خودش نخواهدداشت و در بسياري موارد دچار احساس اضطراب خواهدشد.

 

منفعل ها بيشتر «بله» مي گويند.
افرادي كه با وجود نارضايتي براي متقاعدكردن ديگران به آنها جواب «بله» مي دهند و از خود مي گذرند از لحاظ شخصيتي منفعل تر و وابسته تر هستند. مهم تر از همه، اين افراد در كودكي و نوجواني بدون اعتماد به نفس بوده اند، بنابراين اگر نتوانيم به ديگران جواب «نه» بدهيم وقتمان هدر رفته و نمي توانيم به اهدافمان دست پيدا كنيم. همچنين اعتماد به نفس را نيز از دست خواهيم داد و مهم تر از همه در روابطمان با ديگران نيز دچار مشكل خواهيم شد.

 

روش هاي زيادي براي ابرازكردن جواب «نه» وجود دارد. خشونت، تهديد، تحقير و مسخره كردن از راه هايي است كه متاسفانه بسياري از افراد از آن براي نه گفتن استفاده مي كنند. براي مثال فردي پاسخ منفي خود را اين گونه ابراز مي كند: «تو اصلا نمي فهمي» يا «تو ديوانه شده اي» و… درواقع از طريق مسخره كردن و تحقير به ديگران جواب منفي مي دهد.

 

در «نه» گفتن بايد چند نكته را رعايت  كرد؛ اول اينكه وقتي با يك درخواست روبرو مي شويم بايد به اين فكر كنيم كه جواب مثبت دادن به اين درخواست چه منافعي را شامل حال ما خواهدكرد. لازمه اين كار هم اين است كه در مورد درخواستي كه از ما شده است خوب فكر  كنيم و سريع جواب مثبت بدهيم.

 

قاطع «نه» بگوييد
در جواب منفي دادن خيلي مهم است «نه» گفتن ما قاطع، كوتاه، صادقانه و مستقيم باشد. در «نه» گفتن سعي كنيد از عذر و بهانه زياد، حاشيه رفتن و  معذرت خواهي مفصل استفاده نكنيد بلكه مستقيم و كوتاه «نه» بگوييد.

 

تاثير ارتباطات غيركلامي در «نه» گفتن
مطالعات نشان داده ارتباطات بين افراد بيشتر براساس ارتباطات غيركلامي است تا كلامي، در جواب منفي دادن سعي كنيد از  ارتباطات غيركلامي بهره ببريد. حتي الامكان روبروي فرد قرار بگيريد و با او تماس چشمي برقرار كنيد.

همچنين در پاسخ دادن نبايد به گونه اي باشيم كه حالت چهره مان با توجه به پاسخي كه مي خواهيم ارائه دهيم در هماهنگي باشد تا اين برداشت در فرد مقابل به وجود نيايد كه ما او را به مسخره گرفته ايم.

 

ارتباط با «نه» گفتن آسيب نمي بيند

 

ارتباط با «نه» گفتن آسيب نمي بيند
مي توان با «نه» گفتن هم يك رابطه را حفظ  كرد. اگر نگران اين هستيم كه با جواب مثبت ندادن رابطه مان را از دست مي دهيم، مي توان تدبيري انديشيد كه با روشي درست «نه» بگوييم و رابطه مان را نيز حفظ كنيم. همان طور كه گفتيم وقتي صادقانه، كوتاه، مستقيم و همراه همدلي كردن به ديگران جواب «نه» بگوييم مي توانيم انتظار برهم نخوردن ارتباط را داشته باشيم.

 

از موقعيت هاي آسان تر شروع كنيد
براي اينكه «نه» گفتن را تمرين كنيم و جسارت خود را افزايش دهيم بهتر است از موقعيت هاي كوچك تر و با افرادي كه با آنها بيشتر صميمي هستيم شروع كنيم تا به تدريج بتواينم در موقعيت هاي دشوارتر «نه» بگوييم. براي مثال رد خوردن يك غذا يا بيرون نرفتن با يك دوست نمونه اي از جواب نه دادن به يك موقعيت ساده است.

 

كجا «نه» بگوييم؟
اولويت نه گفتن در مورد همه افراد به موضوعاتي مربوط مي شود كه جواب مثبت دادن ما بالقوه يا بالفعل خطراتي را شامل حال ما كند. براي مثال فردي خواسته اي از شما دارد. اگر شما جواب مثبت به اين تشخيص بدهيد خطر از دست دادن زمان زيادي را به جان خريده ايد. به همين دليل بايد در اين شرايط قاطعانه «نه» بگوييد.

 گاهي اوقات بيشتر بزهكاري ها يا گرفتار شدن فرد به سيگار و امثال آن از همين ناتواني در «نه» گفتن ساده شروع مي شود كه ابتدا با يك تعارف ساده آغاز شده و به دليل ناتواني فرد براي «نه» گفتن باعث بروز مشكلاتي در او مي شود، بنابراين خطر جواب مثبت دادن ممكن است با محدوديت زماني، از دست دادن آبرو، فقدان مالي و خطر رواني يا  جسمي همراه باشد كه فرد با جواب مثبت دادن عايد خود كرده است.

 

چه جاهايي «نه» گفتن ضروري نيست؟
متاسفانه بعضي از والدين تصور مي كنند فرزندانشان بايد هميشه جواب «نه» بشنوند و آنها هستند كه بايد براي فرزندانشان تعيين تكليف كنند كه چه كاري بايد انجام دهند.

اين نوع «نه» گفتن اصلا جايز نيست. در برخورد با اعضاي خانواده بايد تا آنجا كه امكان دارد حق انتخاب را به آنها دهيم و به صورت مكرر به آنها «نه» نگوييم.

وقتي بچه ها را بيش از حد محدود مي كنيم و آنها را تحت كنترل خود در مي آوريم، تصور بدي از «نه» گفتن در ذهنشان شكل مي گيرد كه در بزرگسالي دچار مشكل خواهند شد. درواقع از همان سنين كودكي بايد به بچه ها آموزش «نه» گفتن را به درستي نشان داد.


ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۱ شهريور ۱۳۹۴ ] [ ۰۳:۵۷:۵۶ ] [ اديب قوچاني - داودي ]

اداب و روش تلگرام بازي

مجموعه : سبك زندگي
آداب و روش تلگرام بازي
اگر همين حالا به اينترنت متصل هستيد، نگاهي به گوشي‌تان بيندازيد. قطعا در همين چند دقيقه‌اي كه آن را كنار گذاشته‌ايد، چند پيام از وايبر، تلگرام يا واتس‌آپ به گوشي‌تان رسيده است. همه مايي كه اينترنت به جزئي جدا نشدني از زندگي روزانه‌مان تبديل شده، هر لحظه در معرض پيام‌هايي قرار مي‌گيريم كه يا قصد آموزش دادن موضوعي به ما را دارند، يا خاطرات‌مان را زنده مي‌كنند يا تنها خوشحال و سرگرم‌مان مي‌كنند.

پيام‌هايي كه در بسياري اوقات توانسته‌اند پيوند ما را با دوستان فراموش شده‌اي كه كيلومتر‌ها دورتر از ما زندگي مي‌كنند برقرار كنند و در عين حال با محدود كردن ارتباط ما و نزديكان‌مان به پيام‌هاي نوشتاري، به نوعي ما را از آنها دور كرده‌اند. حضور در اين شبكه‌هاي ارتباطي گرچه خالي از ايراد نيست، اما آنقدر به ما منفعت مي‌رسانند كه نمي‌توانيم از زندگي‌مان حذف‌شان كنيم، با اين وجود براي كم كردن آسيب‌هايي كه ممكن است عضو شدن در گروه‌هاي وايبري يا تلگرامي به زندگي و ارتباطات‌مان بزند، چاره‌اي جز رعايت برخي ريزه‌كاري‌ها نداريم. در ادامه مطلب ظرافت‌هاي حضور در اين شبكه‌هاي ارتباطي را براي‌تان روشن كرده‌ايم و قانون‌هاي عضويت در اين گروه‌ها را با شما در ميان گذاشته‌ايم.

 
 
بفهميد كجا هستيد

پيام‌تان را قرار است در يك گروه خانوادگي به اشتراك بگذاريد يا اينكه گروه هدف شما، همكاران‌تان هستند؟ قبل از اينكه گزينه «forward» را انتخاب كنيد، نگاهي به اعضاي گروه مورد نظر بيندازيد و به اين فكر كنيد كه پيام شما را قرار است چطور تفسير كنند. آيا جوكي كه در آن صفحه مي‌فرستيد ممكن است از نظر يكي از اعضاي گروه كه شرايط مشابهي دارد برخورنده به نظر برسد؟ آيا گروه خانوادگي شما كه از خاله گرفته تا مادربزرگ در آن عضو هستند، جاي خوبي براي انتشار پيامي كه انتخاب كرده‌ايد است؟

 

همه گروه‌ها را جوك‌داني نكنيد

يك لطيفه بامزه مي‌تواند لبخند را به لب خيلي از افراد بياورد، اما اين اصل نبايد بهانه‌اي براي به اشتراك گذاشتن لطيفه در همه گروه‌هايي كه عضوشان هستيد شود. اگر در گروهي علمي كه بچه‌هاي قديمي دانشكده‌تان شما را در آن عضو كرده‌اند حضور داريد، بهتر است به انتشار همان محتواي رسمي كفايت كنيد و جوك‌هاي‌تان را به گروه‌هاي صميمي‌تر يا خانوادگي ببريد. خنده خوب است؛ اما اگر بي‌جا باشد مي‌تواند برخورنده و آزار‌دهنده به‌نظر برسد.

 
 

همه چيز را كپي نكنيد

شايد از نظر شما موضوعي جالب، قابل‌تامل يا حتي بامزه به نظر برسد اما وقتي قصد كپي كردن آن را داريد، بايد به اهدافي كه يك گروه برايش شكل گرفته و علائق اعضايي كه در آن گروه حضور دارند فكر كنيد. اگر گروه مورد نظر تنها با هدف انتشار اخبار اقتصادي شكل گرفته‌ است، دليلي ندارد يك داستان قشنگ را در آن كپي كنيد و اگر در گروه فرزندپروري عضو هستيد، بهتر است از انتشار شعرهاي‌تان در آن خودداري كنيد.

 
 

قربان دست و پاي بلوري‌اش نرويد

فرزند شما از نظر خودتان نازنين و دوست‌داشتني است، قطعا افراد ديگر هم چنين نظري در مورد نورچشم شما دارند اما ممكن است شيرين‌كاري‌هاي او براي همه افراد بامزه و جالب به نظر نرسد؛ پس چه دليلي دارد در گروه همكاران‌تان مدام عكس آخرين هنر او را به اشتراك بگذاريد يا اينكه در يك گروه دانشگاهي، سلفي‌هايي كه با كودك‌تان گرفته‌ايد را به اشتراك بگذاريد؟

 

به قوانين گروه احترام بگذاريد

قبل از ايجاد يك گروه، قوانين حضور در آن را با اعضا به اشتراك بگذاريد و اگر در يك گروه عضو مي‌شويد هم قوانين فعاليت را از اعضاي قديمي بپرسيد و سعي كنيد به آنها وفادار بمانيد؛ حتي اگر قانون گروه مورد نظر اين است كه شما به عنوان يك عضو تنها خواننده باشيد و نظرات كارشناسي‌تان را در دل‌تان نگه‌داريد، تا زماني كه در آن گروه عضو هستيد، چاره‌اي جز رعايت قوانين آن نداريد.

 

وقت‌شناس باشيد

اجازه ندهيد بي‌خوابي شما ديگران را هم بي‌خواب كند. مطمئن باشيد شنيدن صداي پيام‌هاي وايبر و تلگرام در ساعت دو شب براي كساني كه عادت دارند ساعت 11 بخوابند آزار‌دهنده است پس حتي در يك گروه خانوادگي يا دوستانه كه با اعضايش احساس صميميت مي‌كنيد هم مثل خروس بي‌محل، بدون نگاه كردن به ساعت پيام نفرستيد.

 
 
 
همه را دعوت نكنيد

اگر قصد داريد يك گروه تشكيل دهيد، همه كساني كه براي‌تان عزيز هستند را در آن گروه عضو نكنيد. قرار نيست همه كساني كه دوست‌شان داريد، در همه گروه‌هايي كه عضو هستيد حضور داشته ‌باشند. همكارتان كه نه بچه دارد و نه علاقه‌اي به صاحب فرزند شدن، چه دليلي دارد در گروه فرزندپروري كه شما عضوش هستيد حاضر باشد؟ چرا بايد همسرتان در گروه فاميلي كه ممكن است حرف‌هاي كهنه و مگويي در آن گفته شود حضور داشته باشد؟

 
 

زياد فعال نباشيد

همه اعضاي گروه مثل شما در گروه‌هاي متعددي عضو هستند و قرار است پيام‌هايي جز آنچه در گروه شما به اشتراك گذاشته مي‌شود را بخوانند. اگر اين پيش‌فرض را مورد توجه قرار دهيد، خودتان مي‌فهميد بايد ميزان پيام‌هايي كه به اشتراك مي‌گذاريد را كنترل كنيد. شايد شما در مانيتور كردن اخبار روز توانمند باشيد يا به‌خاطر تعداد زياد گروه‌هايي كه در آنها عضو هستيد، اطلاعات مختلفي در مورد موضوعات متفاوت داشته باشيد، اما براي احترام گذاشتن به وقت ديگران، نبايد همه آنها را در زمان كوتاهي به خورد مخاطبان‌تان بدهيد و گاهي كافي است تماشاگر پيغام‌هاي ديگر اعضاي گروه باشيد.

 
 
خشم‌تان را قورت دهيد

اينكه شما و يكي ديگر از اعضاي گروه در موردي اختلاف‌نظر داشته باشيد عجيب نيست و اينكه شما در مورد اين اختلاف‌نظر با او صحبت كنيد هم دور از ذهن نيست، اما اجازه ندهيد واكنش‌هاي حساب‌نشده و ناگهاني شما فضاي گروه را تنش‌آلود كرده و ديگران را از عضو شدن در چنين گروهي پشيمان كند.

 
 

كوتاه حرف بزنيد

شايد در شبكه‌هايي مثل تلگرام محدوديتي براي تعداد كلماتي كه مي‌نويسيد وجود نداشته باشد اما اين موضوع نبايد شما را به دراز‌گويي بكشاند. وقتي قرار است كسي با تلفن همراهش پيام شما را بخواند، بايد آن را به كوتاه‌ترين شكل ممكن ارسال كنيد؛ پس قبل از آنكه پيام را ارسال كنيد يك دور ديگر بخوانيدش و مطمئن شويد كه هيچ واژه قابل حذفي باقي نمانده است.

 

گاهي فقط خواننده باشيد

اگر احساس مي‌كنيد در يك گروه حرفي براي گفتن نداريد اما مي‌توانيد از پيام‌هايي كه ارسال مي‌شود استفاده كنيد، دليلي ندارد آن را ترك كنيد؛ كافي است به گزينه «setting» مراجعه كنيد و صداي پيغام‌هاي گروه مورد نظر را غيرفعال كنيد تا هر زمان كه فرصت داشتيد، خودخواسته سراغ پيام‌هاي دريافت‌شده برويد و آنها را مطالعه كنيد

 
 

مراقب تك‌تك حرف‌هاي‌تان باشيد

پيامي‌كه در گروه منتشر مي‌كنيد، بعد از رسيدن به تلفن همراه ديگر اعضاي گروه بخار نمي‌شود و از بين نمي‌رود. يادتان نرود كه تك‌تك حرف‌هاي شما مي‌تواند عواقبي را به همراه داشته باشد.

 
 

حق داريد از گروه خارج شويد

اگر فكر مي‌كنيد به مباحثي كه در گروه طرح مي‌شود علاقه‌مند نيستيد، اعضاي آن را نمي‌شناسيد يا سنخيتي با آنها نداريد، شجاعانه گزينه خروج را انتخاب كنيد و به خودتان اين حق را بدهيد كه در معرض پيام‌هاي ناخواسته‌اي كه ممكن است حتي از نظرتان آزار‌دهنده باشد قرار نگيريد.

 

بازار خرافه را داغ نكنيد

شايد پيام‌هاي بي‌معنايي را ديگران با آب و تاب فراوان بنويسند و براي شما ارسال كنند، اما قبل از آنكه در احساسات‌تان غرق شويد، سراغ عقل‌تان برويد و تا از درست بودن آن پيام مطمئن نشده‌ايد آن را به اشتراك نگذاريد؛ اين موضوع زماني كه پاي پيام‌هاي عقيدتي و سياسي كه منافع گروه يا ملتي در آن دخيل است به ميان مي‌آيد، پررنگ‌تر هم مي‌شود. اين روزها اينترنت به شما امكان جست‌وجوي چنين پيام‌هايي و مطمئن شدن از صحت‌شان را داده است پس اگر خبري در مورد وقوع يك زلزله در يكي از استان‌ها براي‌تان آمده، قبل از منتشر كردنش سري به خبرگزاري‌هاي معتبر بزنيد و تا مطمئن نشده‌ايد، آن را با ديگران به اشتراك نگذاريد.

 
 

مراقب حريم خصوصي‌تان باشيد

پيش از فرستادن عكس‌هاي‌تان در هر كدام از گروه‌ها، به اين موضوع توجه كنيد كه تصاوير ارسالي شما در تلفن همراه اعضاي گروه ذخيره مي‌شود. آيا در چنين صورتي حاضريد عكس‌هاي‌تان را با آنها به اشتراك بگذاريد؟ اين شما هستيد كه با انتشار پيام‌هاي مناسب بايد به حريم خصوصي‌تان احترام بگذاريد و نمي‌توانيد درصورتي‌كه تصاويري كه به اشتراك گذاشته‌ايد در اختيار غريبه‌ها قرار گرفت، سهم خود را اين اتفاق ناديده بگيريد.


ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۱ شهريور ۱۳۹۴ ] [ ۰۳:۵۳:۵۷ ] [ اديب قوچاني - داودي ]

توليد اولين بنزين گياهي واقعي جهان!

توليد اولين بنزين گياهي واقعي جهان!

به گزارش ايران ناز: اين سوخت تنها از گياه توليد شده و از اين جهت مي توان آن را نخستين بنزين گياهي واقعي جهان ناميد.

 

تنها همين چند هفته پيش بود كه شركت آئودي نخستين سوخت ديزل سنتزي از دي اكسيد كربن و آب را توليد و به دنيا معرفي كرد و حالا در ادامه اين روند بنزين پاكي توليد شده كه منشأ آن گياهي است.

 

آئودي كه با همكاري يكي از شركاي خود يعني Global Bioenergies  در فرانسه اين محصول جديد را توليد كرده عنوان e-benzin را براي آن انتخاب كرده است.

 

كارشناسان صنعت خودرو توليد اين سوخت جديد را انقلابي در فناوري هاي نوظهور و كاربردي عنوان كرده اند.

 

Isooctane كه هم اكنون به عنوان نوعي مكمل جهت بهبود كيفيت سوخت به كار گرفته مي شود قابليت استفاده به عنوان سوخت اصلي را نيز دارد. آئودي اعلام كرده كه سوخت نهايي به دست آمده از اين محصول پس از انجام پردازشهاي مختلف e-benzin نام دارد.

 

بنابراعلام اين شركت، به دليل آنكه در فرمولاسيون اين سوخت اثري از سولفور و بنزن نيست، مي توان آن را سوختي كاملا پاك به شمار آورد.

 

گرچه آئودي اعلام كرده كه اين بنزين گياهي براي خودروهاي سبك توليد شده اما به زودي نسخه مخصوص خودروهاي سنگين آن نيز توليد خواهد شد.

 

پيش بيني مي شود همزمان با تحولات اساسي در ساختار موتوري خودروها، اين سوخت جديد نيز به زودي وارد بازارهاي جهاني شود.


ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۱ شهريور ۱۳۹۴ ] [ ۰۳:۵۱:۵۹ ] [ اديب قوچاني - داودي ]

گرانترين غذاي دنيا هر قاشق 120 ميليون تومان

گرانترين غذاي دنيا هر قاشق 120 ميليون تومان

در اين مطلب جالب با گران قيمت ترين غذاي دنيا اشنا شويد!!
تا به حال فكر كرده ايد كه گران ترين غذايي كه مي توان در اين كره خاكي خورد چيست؟اين غذا تنها در رستوران هاي بسيار شيك كه توانايي خريد محصولات اوليه را براي درست كردن تنها يك پرس را دارند سرو ‏مي شود.‏يك نوع خاصي از خاويار كه تنها در گونه نادري از ماهي خايار ياد مي شود به همراه مقداري طعم دهنده و البته زيبا شده توسط ‏دانه هاي طلاي 24 عيار گران ترين غذايي است كه مي توان روي كره زمين سفارش دارد و خورد.‏غذايي كه هرقاشقش 120 ميليون تومان است.‏

 

گرانترين غذاي دنيا هر قاشق 120 ميليون تومان

 

* قبل تر هم غذايي با همين سبك و عنوان به عنوان گرانترين غذاي جهان معرفي شد كه البته در آن از طلاي 18 عيار استفاده شده بود نه 24 عيار..!!!


ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۱ شهريور ۱۳۹۴ ] [ ۰۳:۵۰:۱۴ ] [ اديب قوچاني - داودي ]
از ديرباز تاكنون ايرانيان از جمله مردمان باهوش در سراسر دنيا بوده اند و هم اكنون نيز بزرگترين دانشمندان دنيا از اهالي همين مرز و بوم هستند.
به گزارش گروه خواندني هاي باشگاه خبرنگاران، در حالي كه بيشتر بچه هاي دوساله به دنبال بازي كردن هستند و بيشتر زمان خودشان را مقابل كامپيوتر و يا تلويزيون صرف مي كنند "شروين سرابي" به يادگيري پرچم هاي كشورهاي دنيا مي پردازد.

"شروين" كودك دوساله ايراني الاصل كه ساكن انگلستان است كه مادري انگليسي و پدري ايراني دارد. وي علي رغم سن كم مي تواند پرچم و همچنين نقشه 195 كشور دنيا را با دقت و بدون خطا نام ببرد.


او همچنين مي تواند به راحتي حرف بزند و نزديك به 500 لغت را نيز بخواند و همچنين اطلاعات بسيار زيادي در مورد آتش فشان ها و ستاره هاي دنباله دار دارد. او در حالي كه تنها 10 ماهه بود اولين لغت ها را به زبان آورد و در حالي كه تنها 18 ماه داشت مي توانست با تلفن هاي همراه به راحتي كار كند و اجزاي آن ها را مي شناخت.


"آماندا" مادر او مي گويد، پزشكان شروين را يك نابغه مي دانند و از ما درخواست كرده اند كه او را زودتر به مدرسه بفرستيم. وي همچنين گفته است كه چند شب پيش "شروين" مرا از خواب بيدار كرد و از من در مورد ايساك نيوتون و راز كشف جاذبه سوال مي كرد.


ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۳۱ مرداد ۱۳۹۴ ] [ ۰۵:۲۴:۰۷ ] [ اديب قوچاني - داودي ]
هرجاي دنيا كه هستيد سر خود را بالا بگيريد و با تمام وجود به ايراني بودن خودتون افتخار كنيد .



خبراقتصادي: هرجاي دنيا كه هستيد سر خود را بالا بگيريد و با تمام وجود به ايراني بودن خودتون افتخار كنيد .

1.پروفسور مجيد سميعي جراح برجسته و متخصص بيماري هاي مغز و اعصاب مقيم آلمان و رئيس افتخاري اتحاديه جهاني جراحان مغز و اعصاب

2.اميد كردستاني مدير بازرگاني، سهامدار و معاون ارشد "گوگل" (Google)

3.حسين اسلامبولچي رئيس بزرگ ترين شركت مخابرات در امريكا "AT&T"

4.انوشه انصاري موسس و مدير كمپاني بزرگ "TelecomTechnologies" امريكا و اولين زن فضانورد ايراني

5.فريار شيرزاد معاون وزارت بازرگاني امريكا، مشاور رئيس جمهور و عضو شوراي ملي امنيت ايالات متحده(دوره گذشته)

6.جمشيد دلشاد شهردار شهر بورلي هيلز آمريكا

7.امير مجيدي مهر معاون بخش رسانه هاي ديجيتال شركت "Microsoft" (فرد سمت چپ تصوير)

8.پروفسور Caro Lucas پدر رباتيك ايران

9.پروفسور توفيق موسيوند مخترع نخستين قلب مصنوعي داخل بدن انسان

10.ماريا خرسند رئيس كمپاني بزرگ سوني اريكسون سوئد، رئيس پروژه بلوتوث

11.پروفسور لطفي علي‌ عسكرزاده استاد بازنشسته دانشگاه بركلي، واضع منطق و نظريه فازي، كامپيوتر هوشمند و بنيانگذار نسل سوم كامپيوتر در جهان!

12.پروفسور بيژن داوري مدير ارشد كمپاني "آي بي ام" (IBM) بزرگ ترين كمپاني سخت افزار در جهان

13.فرزاد ناظمي مدير فني "ياهو" (Yahoo)

14.سينا تمدن مدير ارشد شركت "اپل" (Apple)

15.پير اميديار پدر تجارت الكترونيكي در جهان و صاحب كمپاني عظيم
"اي‌ بي" (e-bay)

16.پروفسور علي جوان دارنده جايزه جهاني آلبرت انيشتن و مخترع ليزر گازي

17.آزاده تبازاده دانشمند سازمان فضايي ناسا

18.دكتر فيروز نادري مدير پروژه سفر به مريخ در سازمان فضايي ناسا

19.ولي نصر مشاور باراك اوباما رئيس جمهور آمريكا

20.پروفسور محمد جمشيدي مدير برنامه هاي داخلي سازمان فضايي ناسا

21.قاسم اسرار عضو هيئت مديره سازمان فضايي ناسا


ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۳۱ مرداد ۱۳۹۴ ] [ ۰۵:۲۲:۱۴ ] [ اديب قوچاني - داودي ]

با سلام…اين عكس ها رو آقا “بابك قويدل نامانلو” گرفته اند كه براي شما علاقمندان به طبيعت شمال خراسان مخصوصا شهرستان قوچان ارائه شده است لطفا براي دين تصوير كامل بر روي عكسها كليك كنيد

 

 

IMG_40001

 

IMG_9357

 

IMG_5800

 

IMG_5735

 

IMG_5224

 

IMG_4616

 

IMG_3866

 

IMG_3689

 

IMG_3298

 

IMG_2671

 

IMG_2460

 

IMG_1404

 

IMG_0835

 

 

 

IMG_0154


ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۳۱ مرداد ۱۳۹۴ ] [ ۰۵:۱۱:۵۵ ] [ اديب قوچاني - داودي ]

ورزش و بازي هاي محلي قوچان

بزرگترين و بهترين سرگرمي مردم قوچان در ايام نوروز كه يادگاري از پيشينيان ما مي‏باشد ورزش‏ كشتي است.در ايام نوروز در هواي سرد و يخ‏زده‏ قوچان و در اكثر محلات و روستاها جوانان به مبارزه‏ فردي مشغول مي‏ شوند و اين خود نوعي بدنسازي‏ است.كشتي،تاريخي بس دراز و قديمي دارد…..

imagesمحمد جاباني – قوچان

بزرگترين و بهترين سرگرمي مردم قوچان در ايام نوروز كه يادگاري از پيشينيان ما مي‏باشد ورزش‏ كشتي است.در ايام نوروز در هواي سرد و يخ‏زده‏ قوچان و در اكثر محلات و روستاها جوانان به مبارزه‏ فردي مشغول مي‏ شوند و اين خود نوعي بدنسازي‏ است.كشتي،تاريخي بس دراز و قديمي دارد و نام آن‏ از كنربند مخصوص زرتشتيان گرفته شده است،كه‏ اصل آن در زبان پهلوي كستيك و در فارسي دري‏ كستي است.كستي كه زرتشتيان آن را«بند دين» مي‏ناميدند كه به دست زن موبدي بافته مي‏شود.كستي‏ كه بعدها با شين تلفظ شده،كمربند كشتي‏گيران را نيز مي‏گفته‏اند و پهلوانان به هنگام زورآزمايي به آنان‏ مي‏ آويخته‏ اند.۱

اين ورزش رزمي در حوزه‏ي قوچان در ايام نوروز با دهل و سرنا همراه است و وقتي زورآزمايي به اوج‏ مي‏رسد بر سرعت چوب طبل و صداي سرنا افزوده‏ مي‏گردد و پهلوانان تشويق مي‏شوند.ورزش كشتي‏ در حوزه‏ي قوچان به طرز خاصي برگزار مي‏گردد وبا لباس خاصي نيز همراه است.

ورزش و بازي‏هاي‏ محلي قوچان

بازي يكي از وسايل مهم آموزشي‏ و نوعي سرگرمي مفيد كودكان و نوجوانان‏ است.اقوام مختلف به نسبت زندگي در منطقه‏ي خاص خودشان به اين موضوع اهميت‏ مي‏دادند،و بازي‏ها را در قالب‏هاي خاصي به كودكان‏ خود مي‏آموختند،و حتي با گويش قصه و افسانه نيز از انتقال اين مواريث به آيندگان دريغ نمي‏كردند.بازي‏هاي‏ محلي در درجه اول باعث ايجاد تحرك براي افراد و انجام‏ حركات بدني براي پرورش جسم و روح و از طرفي روح‏خمودگي‏ را از كودكان و جوانان و حتي پيرمردان مي‏گيرد و به آنان شادابي و سرزندگي مي‏دهد.

وقتي با دقت به بازي‏هاي مختلف محلي مي‏نگريم هربازي اثر خاصي در افراد برجاي مي‏گذارد از جمله حركات بدني،مقاومت،جهش و پرش،به كار بردن فكر و انديشه،همكاري و همفكري جمعي،ايجاد روح تعاون‏ و مبارزه با مشكلات و سختي‏ها.

مبارزه با دشمنان اين آب و خاك هميشه در بازي‏ها منظور بوده و به كودكان القا گرديده است،چنانچه در بسياري از بازي‏ها،رديابي و استتار،شناسايي محل و موقعيت‏ جغرافيايي،ايجاد روح آمادگي،هشياري،دلاوري و پايمردي،چالاكي و نشاط مشاهده‏ مي‏شود.

آنچه به وسيله بازي به كودكان و نوجوانان آموخته مي‏شود جنبه‏ي آموزشي دارد. آنان بسياري از مطالب را در قالب بازي با شوق ياد مي‏گيرند و استقبال مي‏كنند.همان‏ طوري كه آموختن فنون نظامي در محيطي خشك اثرات نامطلوبي دارد و با خاطره‏اي‏ تلخ همرا است،محيط بازي،شادكننده خواهد بود.پس به اين جهت بايد اين‏ سنت‏هاي خوب قومي زنده نگهداشته شود و در ترويج آن تلاش شود.

در قوچان بازي‏هاي مختلفي در مركز شهر و روستا رواج دارد كه بعضي از آنها  در ساير شهرستان‏ها نيز مشترك است. در اينجا سعي‏ شده است كه به بازي‏هاي خاص منطقه توجه گردد.

بزرگترين و بهترين سرگرمي مردم قوچان در ايام نوروز كه يادگاري از پيشينيان ما مي‏باشد ورزش‏ كشتي است.در ايام نوروز در هواي سرد و يخ‏زده‏ قوچان و در اكثر محلات و روستاها جوانان به مبارزه‏ فردي مشغول مي‏ شوند و اين خود نوعي بدنسازي‏ است.كشتي،تاريخي بس دراز و قديمي دارد و نام آن‏ از كنربند مخصوص زرتشتيان گرفته شده است،كه‏ اصل آن در زبان پهلوي كستيك و در فارسي دري‏ كستي است.كستي كه زرتشتيان آن را«بند دين» مي‏ناميدند كه به دست زن موبدي بافته مي‏شود.كستي‏ كه بعدها با شين تلفظ شده،كمربند كشتي‏گيران را نيز مي‏گفته‏اند و پهلوانان به هنگام زورآزمايي به آنان‏ مي‏ آويخته‏ اند.۱

اين ورزش رزمي در حوزه‏ي قوچان در ايام نوروز با دهل و سرنا همراه است و وقتي زورآزمايي به اوج‏ مي‏رسد بر سرعت چوب طبل و صداي سرنا افزوده‏ مي‏گردد و پهلوانان تشويق مي‏شوند.ورزش كشتي‏ در حوزه‏ي قوچان به طرز خاصي برگزار مي‏گردد وبا لباس خاصي نيز همراه است.

هرجا چمني و يا خاك نرمي وجود داشت و حتي در هنگام درو در گوشه‏ي مزرعه و يا هنگام‏ بيكاري،جوانان به هم مي‏آويختند و خود را آماده‏ مي‏ساختند.ب عدها كشتي چوخه با همت شادروان‏ حبيب الله بلور در قوچان به طور رسمي انجام شد و جزء ورزش‏هاي استاني در مسابقات قرار گرفت.

علاوه بر ايام نوروز كه تا روز چهاردهم‏ فروردين‏ ماه ادامه داشت و در النگ و مرغزار بزرگ‏ چمن ليلي به پايان مي‏ رسيد درساير محل‏ها نيز به‏ نسبت موقعيت محل و روزهاي عيد كه با شادي‏ همراه است نيز انجام مي‏پذيرفت،بيشتر زورآزمايي‏ها فردي و قواعد خاصي داشت و لباسي‏ ويژه‏اي نيز كه در اين اواخر تغييراتي در آن داده شده‏ است.علاوه بر كشتي همزمان رقص‏هاي جمعي‏ نيز با دهل و سرنا پا مي‏گرفت.

مردان و زنان روستايي با صداي ساز در گوشه‏ و كنار روستاها مشغول بودند. رقص‏هاي محلي‏ نوعي آمادگي رزمي محسوب مي ‏شد و هم‏آهنگي‏ آنان را در كارشان نشان مي‏داد به خصوص جهش و قرص‏ها…و روبه‏رو شدن با هم و بازي با چوب و يا چوب‏بازي كه مهارت جوانان را در مبارزات به حد كمال مي‏رساند و چون با موسيقي همراه بود احساس خستگي نمي‏كردند.در اين بازي زن و مرد شركت مي‏نمودند و بيشتر نشان كردن‏ها و عروس‏ گرفتن در اين روزها به انجام مي‏رسيد.

در شهرها محل ‏هايي به نام عيدگاه آماده‏ مي‏ گرديد كه فقط خاص زنان بود و در آنجا به طناب‏ بازي و يا به اصطلاح محلي به ياد خوردن و رقص‏ و پايكوبي مشغول مي‏شدند.يادخوردن به اين‏ صورت بود كه دو سر طناب را از شاخه‏اي‏ مي‏آويختند و بالشي هم در قسمت پاييني آن قرار مي‏دادند و روي آن مي‏نشستند و تا حد انتهايي‏ بال‏هاي طناب كه آويزان بود بالا مي‏رفتند.اين كار (به تصوير صفحه مراجعه شود) به مهارت بسياري بستگي داشت و با طناب‏بازي در روي زمين تفاوت دارد و بيشتر مخصوص زنان‏ است.

نوع ديگر بازي و سرگرمي در ايام نوروز در شهر و روستاها اوپشتك‏۶ يا اوپشتنك بود كه جوانان‏ آن را درهمين ايام انجام مي‏ دادند. به اين صورت‏ كه در محيطي باز قسمتي از زمين را مي‏كندند و خاك آن را به صورت سكوي پرش درست‏ مي‏كردند و تا فاصله حدود ده و يا پانزده متر نيز خاك‏ را با بيل كنده و نرم مي‏كردند تا پاي بازيكنان صدمه‏ نيبند.

و بعد به ترتيب پشت مي‏گذاشتند و از روي آن‏ نفر،با زدن دست به پشت او،مي‏بريدند. اين عمل‏ نياز به مهارت خاص داشت و در واقع آماده‏سازي‏ كامل بدني بود و گذر از موانع را به آنان ياد مي‏داد و يكي از بازي‏هاي مخصوص جوانان و مردان‏ است.در همين هنگام طناب يا نخ را گرفته و از روي‏ همان سكو يا در زمين هموار از روي طناب‏ مي‏پريدند.يك نوع اوپشتك هم در حال حركت‏ است كه براي گرم كردن بدن به كار مي‏برند به اين‏ ترتيب كه بازيكنان به تدريج پشت مي‏گذارند و از روي پشت هم مي‏پرند تا بدنشان گرم شود.
اسب‏سواري

يكي از بازيهايي كه به اسب مربوط مي‏شد، ارنگ‏ارنگ بود.بازيكنان دو نفر را به استادي‏ انتخاب مي‏كردند.آن دو نفر در محلي مي‏نشستند و طنابي كوتاه يا تسمه‏اي را در دست نگه مي‏داشتند و با هم به طور مخفي نام اسب پادشاهي و يا اسب‏ خاص مشهور منطقه را انتخاب مي‏كردند و بعد بازيكنان به ترتيب مي‏آمدند و استادان مي‏گفتند: ارنگ‏ارنگ اسب چه رنگ،از اي اسب‏ها اسب كي؟

بازيكن نام اسبي را مي‏ برد و اگر درست نبود از دور خارج مي‏شد و در غير اين صورت تسمه را به او مي‏دادند و مي‏گفتند درخانه‏ي پادشاه پاك.و او با تسمه بقيه‏ي بازيكنان را از محيط دور مي‏كرد. استادان مي‏گفتند:جو،جو،جو،گندم،گندم،گندم و در هنگام گندم گفتن بازيكن مي‏بايست خود را به‏ مركز بازي نزد استادان برساندو اگر در اين فاصله او را گرفته و يا با دست مي‏زدند بازنده محسوب و از دور خارج مي‏گردد.در اين بازي هوش،آمادگي‏ ذهني براي گفتن نام اسب‏ها،سرعت حركت، چالاكي،جلوگيري از به بند افتادن و فرار از تهاجم‏ بسيار مطرح است.
بازي با فلاخن يا به اصطلاح محلي پلخمون

اين بازي در قديم براي پرتاب سنگ به طرف‏ دشمن بوده است.پلخمون را در روستاها با پشم‏ مي بافند و رشته آن حدود ۵/۱ متر است.در وسط آن محلي را براي گذاشتن سنگ درست كرده‏ سنگي در داخل آن مي‏گذارند و دو سر رشته را در دست گرفته و هنگام پرت كردن يك سر طناب را رها مي‏كنند.اين امر به تجربه و مهارت نياز دارد.به‏ طوري كه محلي را كه نشانه مي‏گيرند با سنگ‏ مي‏زنند.باغبانان براي جلوگيري از هجوم پرندگان‏ كه به باغات و مزارع صدمه مي‏زنند از آن استفاده‏ مي‏برند،چوپانان حتي براي بازگردانيدن گوسفندان‏ و براي زدن و زخمي كردن حيوانات درنده و دور كردن دشمن به كار مي‏برند و به محل تجمع‏ دشمن سنگ پرتاب مي‏كنند.
ازبك چور

اين بازي يادآور تهاجمات ازبك‏ها به سرزمين‏ ما بوده است.در اصطلاح محلي جور كردن،يعني با حمله‏ي ناگهاني چيزي را از جايي يا از دست كسي‏ ربودن و بردن است.ازبك‏ها به يك باره در دسته‏هاي متعدد به روستاها حمله مي‏ كردند و آنچه‏ در دسترس مي‏يافتند و مي‏بردند.اين بازي را گوگ‏ ازبكي يا گوگ مره هم مي‏گفتند.

وسايل بازي،چوبي در حدود ۷۵ سانتي‏متر و توپي چرمي يا نخي كوچك با محوطه‏اي وسيع.

ابتدا محلي را براي ايستگاه اصلي انتخاب‏ كرده و بازيكنان به دو دسته تقسيم مي‏شوند.با سكه يا مشت گرفتن مشخص مي‏كنند كه كدام‏ عده بايد توپ بزنند و كدام عده بگيرند.پس از تعيين جايگاه،بازيكنان زننده‏ي توپ به ترتيب،هر كدام سه توپ مي‏زنند.اگر افراد طرف مقابل توپ را گرفتند كه اين عده بازنده محسوب مي‏شوند و جا عوض مي‏شود و الا پس از زدن سه ضربه،طرف زننده‏ در ايستگاه مي‏ايستد و نفر بعدي توپ را مي‏زند و آن‏ نفر بايد تا انتهاي محلي كه تعيين كرده‏اند برود و برگردد و در صورت آن نفر نو مي‏شد و مي‏تواند دوباره‏ توپ بزند.اين بازي تا گرفتن توپ و يا زدن يكي از بازيكنان ادامه دارد و بعد نوبت طرف مقابل مي‏شود. در ايام نوروز پير و جوان در زمين‏هاي باز به اين بازي‏ مشغول مي‏شدند.به طوري كه مشاهده مي‏شد مردي ۸۰ ساله در كنار نوجوان ده سال مشغول بازي‏ است:

اين بازي مخصوص مردان است و سرعت‏ عمل،دقت،حس مسؤوليت براي نجات گروه تقويت‏ مي‏شود.
ازي نمترسي،از اين نمي‏ترسي

اين بازي نوعي ترسانيدن طرف و به اصطلاح‏ معروف پلتيك زدن است.بازيكنان به طور دايره‏وار روي زمين چمباته مي‏زنند.دو نفر انتخاب شده و يكي ديگري را تعقيب مي‏كند.حريف روي سر يكي  از بازيكنان مي‏ايستد و مي‏گويد ازي نمترسي. تعقيب‏ كننده نيز يك نفر را انتخاب مي‏كند و مي‏گويد ازي نمترسي،اين عمل ادامه مي‏يابد و بالاخره با «دوبرت»۳گفتن يكي را كه انتخاب كرده ‏اند به تعقيب‏ وامي‏دارند و طرف هم ممكن است با گفتن همين‏ لفظ يكي را انتخاب كند و مقابل حريف قرار دهد و اين‏ دو يكديگر را تعقيب مي‏كنند و بعضي اوقات يك‏دفعه‏ دست‏به‏يقه مي‏شوند و هركس زودتر با دست حريف‏ را زد از دور خارج مي‏كند.هرچه در اين بازي تعداد افراد زياد و محيط بزرگتر باشد بازي جذاتر مي‏شود.
اوشتلك

اوشتلك در اصطلاح محلي نوعي سوت زدن را مي‏ گويند. بازيكنان براي خود استادي انتخاب مي‏كنند و او معاونيني دارد و با گل رفتن بين بقيه افراد نفر آخر را انتخاب مي‏كنند.بازيكن آخر كنار استاد مي‏نشيند و بقيه در گوشه و كنار محوطه‏ي بازي مخفي مي‏شوند و محل بازي نيز بايد داراي پستي و بلندي و زوايايي‏ باشد تا استتار خوب انجام شود.موقع اين بازي اغلب‏ غروب آفتاب بعد از تعطيل مغازه‏ها و زماني است كه‏ شاگردان مرخص مي‏شوند.آن‏گاه استاد به ترتيب‏ بازيكنان را به اسم صدا مي‏زند و اوشتلك را هم به آخر آن اضافه مي‏كند،مثلا مي‏گويد:حسن اوشتلك؛ طرف هم بايد با سوت جواب دهد.نفر مانده نزد استاد بايد محل اختفاي حسن را نشان دهد اگر درست گفت‏ كه استاد مي‏گويد:محل تو را فهميدند و در صورت‏ خلاف بايد حسن به فردي كه نتوانسته است محل او را نشان دهد تا محل مركز استاد،سواري دهد و اين‏ عمل ادامه مي‏يابد.
الك‏دولك و الك مشهدي

از بازي‏هايي است كه در بسياري از شهرها رواج دارد.
الاكلنگ

كه در كل به ال لومبك معروف است نيز همگاني است.
اوصولولي

بازيكنان به دو عده تقسيم مي‏شوند و دو استاد انتخاب مي‏كنند بعد مشخص مي‏نمايند كدام عده بايد سواري بدهند،سپس عده‏اي از بازيكنان سوار گروه‏ مخالف مي‏شوند.البته بايد همه به طور دايره‏وار بايستند.استادي كه سوار شده است چشمان مركوب‏ خود را با يك دست مي‏گيرد و در حالي كه با انگشت‏ دست ديگر به يكي از جهات اصلي اشاره مي‏كند مي‏گويد:اوصولولي.مركوب كه چشمش بسته است‏ بايد با دست،طرف مورد اشاره‏ي راكب را نشان دهد. اگر درست گفته برنده است و از سواري دادن رها مي‏شود و آن بازي ادامه مي‏يابد.
پاراپارا

وسيله‏ ي بازي عبارت است از يك تكه سرب‏ پهن كه وزن آن برابر با يك سكه بيست ريالي است. وسيله را سوراخ نموده و پوستي مدور به آن‏ مي‏چسبانند.پوست بايد داراي پشم باشد و يا سرب را در پارچه‏اي مي‏پيچانند و بازي را به صورت فردي و يا گروهي انجام مي‏دهند.در اين بازي اصطلاحات‏ خاصي وجود دارد.

اولين نفر پاراپارا مي‏زند و هربار ضربه زدن به پارا يك شماره محسوب مي‏شود.ممكن است طبق قرار هرده شماره يك بار جهش به هوا و يا با پشت و پهلوي پا زده شود كه داراي امتيازات زيادتري خواهد بود و هرنوع آن اسم خاصي دارد.با روي پا يك پارا، با بغل پا،نيم پارا و با هوا جهيدن و با پاي ديگر زدن، لر گفته مي‏شود.
پادشاه وزير

در مراسم ختنه سوري و داماد سلطاني اين بازي‏ رواج دارد يك نفر به عنوان پادشاه و عده‏اي وزير و فراش انتخاب مي‏كردند و به عناوين‏ مختلف مردم عادي را جريمه مي‏نمودند يا تنبيهات بدني روي يك پا ايستادن يا باسن افراد را به زمين زدن و چمپاتمه‏ نشستن و در حقيقت كار مأموران دولتي‏ را انجام دادن و به عناوين مختلف پول‏ گرفتن و اداي آنها را درمي‏آورند.
پوري چرب‏كن

«پيري چرب‏كن» وسايل بازي‏ توپ جيري كوچك و پناه ديواري است‏ كه فرد بازيكن و توپ زن بايد پاي آن بايتسد.ابتدا با گل گرفتن،يك نفر از بازيكناني كه در آخر مي‏ماند پاي ديوار مي‏رود و توپ را به ديوار مي‏زند.بازيكناني‏ كه در ميدان پراكنده شده و پشت سر او قرار دارند سعي مي‏كنند توپ را بگيرند.اگر دو دستي گرفتند يك بار و اگر با دست راست ديوار و با دست چپ سه‏ بار مي‏توانند به بازيكن پاي ديوار ضربه بزنند.او بايد فرار كند تا ضربه نخورد و هركس نتوانست بازيكن‏ پاي ديوار را بزند خودش در جاي او قرار مي‏گيرد و بازي ادامه مي‏يابد.
چشم قويمك

عده به دو گروه تقسيم مي‏شوند.يك عده‏ مخفي مي‏گردند.محوطه بازي بايد بسيار وسيع باشد عده ديگر كه در موقع مخفي شدن آنها چشم‏هاي‏ خود را بسته بودند باز مي‏كنند و با راهنمايي استاد گروه‏ دنبال دسته اول مي‏گردند.آنها بايد فرار كنند و خود را به مركز برسانند و الا طرف مقابل يكي از بازيكنان را مي‏گيرد و تا مركز اصلي سوار مي‏شود.البته اين بازي‏ بيشتر در غروب آفتاب و درتاريكي و دربازي ديگري‏ به نام شير دررو و روبا بخور تكميل مي‏شود.بازي چشم‏ قويمك را بيشتر در داخل محوطه بسته،دختران‏ انجام مي‏دادند.
شير دررو روباه بخور

بازيكنان به دو گروه تقسيم مي‏شوند و هركدام‏ براي خود استادي را انتخاب مي‏نمايند.سپس با گل‏ گرفتن طبق قرار،يك دسته با راهنمايي استاد خودشان در فاصله‏اي دور مخفي مي‏شوند و استاد آنها با استاد ديگر و ساير بازيكنان به طرف محل استتار كه‏ فقط استاد خودشان مي‏داند به راه مي‏افتند و اين اشعار را مي‏خوانند.

استادها:گل گل چه،بازيكنان جواب مي‏دهند قمار بيچه-استادها:از اون بالا چه آمد؟شاگردان: صداي شمشير آمد.استادها:درخت ما سينجد دره. بازيكنان:غمزه بزي لذت دره-استادها:درخت ما پسته بازيكنان:ننه غلو مسته…اشعار ديگر كه‏ اغلب بي‏معني است و گل گل چه،قمار بيچه در بين‏ اشعار وجود دارد.و در آخر همه نيز:شير دررو،روبا بخور نيز تكرار مي‏گردد.

بازيكنان و استاد سعي دارند محل اختفا را شناسايي كنند و هرنوع جنبنده‏اي را كه در مسير هست‏ زير نظر مي گيرند و اگر حدس زدند كه بازيكنان مقابل‏ را ديده‏اند مي‏گويند:«قرنه گوردم»يعني سياهي آنها را ديدم و به طرف مركز بازي فرار مي‏كنند.چون‏ طرف‏هاي مقابل اگر باشند آنها را تعقيب مي‏نمايند و تا مركز سواري مي‏گيرند.اين بازي بسيار شاد و با هوشياري و زرنگي و سرعت و حركت همراه است و نشان مي‏دهد كه در برهه‏اي از زمان چقدر اين مسائل‏ براي مردم منطقه اهميت داشته است.
حلقه‏ ي چكمندي

دايره‏اي به نسبت تعداد بازيكنان روي زمين‏ رسم مي‏كنند سپس با قرعه يا گل گرفتن معلوم‏ مي‏كنند كدام عده بايد در داخل دايره قرار بگيرند. عده‏اي داخل دايره رو به طرف مركز مي‏ايستند و آماده‏ي سواري دادن مي‏شوند.استاد آنها بايد در اطراف آنها بچرخد و نگذارد آنها سوار شوند و اگر هركدام به داخل حمله كرد با پا او را بزند و از دور خارج كند،البته فريب هم در كار است و حمله از جهات مختلف انجام مي‏شود.پس از سوار شدن‏ مدت‏ها در همان حالت مي‏مانند و باز يك دفعه‏ پياده مي‏شوند و به بيرون فرار مي‏كنند اين بازي تا موقعي كه يكي از افراد در داخل دايره زده نشود ادامه دارد.
حموم سوسي

اين بازي خاص كودكان و نوجوانان بود.مقداري‏ خاك را روي زمين به صورت نيم‏كره درمي‏آوردند و بعد روي آن را با آب صاف مي‏كردند و چون خاك‏ قوچان رسي است در همان حالت مي‏ماند.سپس در و پنجره مي‏گذاشتند و با چوب نازكي خاك‏هاي داخل‏ را به تدريج درمي آوردند.انحناي نيمكره با پنجره‏ها وضع جالبي پيدا مي‏كرد و اين بازي به هنر و خلاقيت‏ بچه‏ ها كمك زيادي مي‏كرد.

خروس‏بازي:اين بازي فردي است و به‏ صورت جمعي هم انجام مي‏شود.بازيكنان به دو گروه‏ تقسيم مي‏شوند و بعد از هرگروه يك نفر با لي‏لي‏ كردن و يك پا رو هم حركت مي‏كنند و با زدن شانه‏ به هم سعي دارند كه طرف را از دور خارج كنند.البته‏ جاخالي دادن آنها و ضربه زدن‏ها در خارج كردن افراد بسيار مؤثر است.هرگروهي كه تعداد زيادتري را از دست بدهد بازنده است.البته هرفرد پس از افتادن و يا اينكه پا را به زمين بگذارد بازنده محسوب و از دور خارج مي‏گردد.در بازي گروهي حملات دو گروه با همان حالت به هم آغاز مي‏گردد و هركس سعي مي‏كند يكي از طرف مقابل را از پاي درآورد و در صورتي كه همه‏ي افراد گروه مقابل خارج شدند بازنده‏ محسوب مي‏گردند.
رهارها

بازينكان به دو گروه تقسيم مي‏شوند و با قراري‏ كه مي‏گذارند،يا پستي وبلندي‏ها را و يا درخت‏ها را و يا مراكزي را مشخص مي‏كنند و يا دو نفر از يك گروه به هم‏ رسيدند رها مي‏گردند و طرف ديگر حق زدن ندارد،بعد افراد در محل‏هاي تعيين‏شده مي‏ايستند و طرف‏هاي‏ بازي نيز مترصدند كه آنها را از آن محوطه خارج كنند اين‏ بازي تا آخر كه مانده و از دور خارج نشده است‏ ادامه دارد.چالاكي،سرعت عمل،هشياري بسيار مؤثر است.
سه بسه قطار

بازي هوشي است و در اكثر جاها متداول است. مربعي با خطوط موازي رسم مي‏كنند از نيمه مربع به‏ طرف مقابل نيز خطوطي مي‏كشند و اقطار آن را نيز رسم مي‏نمايند،به طوري كه در هرضلع سه نقطه‏ برخورد وجود دارد.دو بازيكن مي‏نشينند و هركدام‏ مهره يا سنگ يا شي خاصي را مي‏گزيند و در محل‏ تقاطع و مركز قرار مي‏دهد.نفر دوم هم پس از او اين‏ كار را مي‏كند و هركس توانست زودتر سه مهره‏ي‏ خود را رديف نمايد برنده است.بازي فردي است و بستگي به هوش زياد دارد.
گرگم ‏به‏ هوا

تقريبا نظير رهارهاست.پستي وبلندي‏هايي را براي خود انتخاب مي‏كنند و اگر زمين مسطح باشد قرار مي‏گذارند كه هركس يك پاي خود را بالا بگيرد محفوظ است.در رهارها اگر دو يار دست به‏ هم دادند رها مي‏شوند ولي در اينجا بايد حتما در محل‏هاي انتخابي قرار بگيرند تا محفوظ باشند. اين بازي بيشتر خاص دختران است و به تحرك‏ افراد كمك مي‏كند.
گوگ چمبه

توپي جيري با چوبي حدود ۷۵ سانتي‏متر وسيلهء بازي است.محوطه‏اي بزرگ لازم است. طبق گل گرفتن يك نفر براي زدن توپ انتخاب‏ مي‏شود و توپ را با چوب مي‏زند.هركس توپ را گرفت به جاي او مي‏آيد و مشغول توپ زدن‏ مي‏شود.فرقي كه با ازبك‏چور دارد در آنجا دو گروه انتخاب مي‏شوند و فرار از مبدأ تا مقصد و برگشت نو مي‏گردد.ولي در اينجا فقط گرفتن‏ توپ و زدن آن است.
گوش توي

استاد پولي يا وسيله‏اي انتخاب و پرتاب‏ مي‏كند.يك گروه دنبال برداشتن آن مي‏روند و گروه ديگر آنها را تعقيب مي‏كنند و در صورتي كه‏ به او سيدند از گوشش مي‏گيرند و مي‏كشند تا شئي مورد نظر را پرتاب كند و يا بگيرند.

شئي دست هركس بيفتد همين حالت را دارد و كسي برنده است كه شيء مورد نظر را به مقصد برساند و اگر پول باشد از آن او خواهد بود.
گل‏گل

بازي زمستاني و هوشي است.بازيكنان به دو گروه تقسيم مي‏شوند و دو استاد براي خود انتخاب‏ مي‏كنند.استادان در محلي مي‏نشينند و هرگروه در كنار استاد خود قرار مي‏گيرد.با گل گرفتن مشخص‏ مي‏كنند كه گل دست چه گروهي باشد آنگاه استاد گل را مي‏گيرد و در ظاهر دم مشت افراد خود قرار مي‏دهد بعد در محل خود قرار مي‏گيرد.آن‏گاه‏ طرف‏هاي مقابل با كمك استاد بايد گل را پيدا كنند. روحيه قوي،تيزهوشي،روان‏شناسي در اين امر مؤثر است.استاد طرف مقابل با كمك افراد خود مي‏تواند دست‏هاي بازيكنان طرف را پوچ كند.براي اين امر به چشم بازيكن زل مي‏زنند و مي‏گويند گل را بده او هم براي رد گم كردن مطالبي مي‏گويد و بالاخره‏ دست راست و يا چپ را پوچ مي‏نمايند و به همين‏ ترتيب بازي ادامه دارد.اگر گل را گرفتند نوبت بازي‏ به عد همقابل مي‏رسد براي اين منظور قرار مي‏گذارند هرگل كه گرفته شده يا بيست امتياز به حساب آيد و اگر به صد رسيد آن عده برنده مي‏شوند و ممكن‏ است گل چندين بار ردوبدل شود.اغلب در زمستان‏ها و در عروسي‏ها،در قهوه‏خانه‏ها انجام‏ مي‏گردد.
گو-گزره پنيره

عده‏اي بازيكنان به دو دسته تقسيم مي‏شوند و همان‏طوري كه از نام آنها پيداست به محلي بستگي‏ خاصي دارد.وسيله‏اي سياهرنگ براي نمود گاو، سبزه كه از نام گزري يك نوع گياه محلي است‏ استفاده شده و پنيز هم بايد شي سفيدرنگ باشد و دو نفر استاد انتخاب مي‏شوند.آن‏گاه يكي از استادها وسيله‏اي را در مشت خود قرار مي‏دهد و از نفر اول مي‏پرسد گو،گزره يا پنيره؟آن نفر بايد نام‏ يكي از سه اسم را ببرد الي آخر بعد مشت خود را باز مي‏كند.آنهايي كه جواب صحيح داده‏اند يك‏ طرف قرار مي‏گيرند باز اين عمل از نو شروع‏ مي‏شود تا حالت تعادل بين دو عده برقرار شود و دسته برنده و باز استاد شروع به پرسش مي‏كند و يكي از سه وسيله را در مشت خود قرار مي‏دهد. اگر مركوب درست گفت كه رها مي‏شود و الا استاد مي‏گويد يك چشم قنيّم يعني يك چشم بسته و باز اگر براي بار دوم نگفت مي‏گويد چشم ديگر بسته و يا نقيم و براي بار سوم ممكن است استاد بگويد يك پا بالا و اين نوعي تنبيه است و بازي تا حدس زدن صحيح براي طرف مقابل ادامه دارد و بعد جا عوض مي‏شود.
لپر،لپر

لپر در اصطلاح محلي،عبارت است از يك تكه‏ سنگ صاف و قدري برجسته و احتمالا قدري مدور. بازي دو نفري است كه بايد يكي لپر را پرت كند و ديگري بايد لپر او را بزند و اگر چنين شد از محل‏ پرتاب تاجاي زدن لپر سوار طرف مي‏شود.نوع ديگر آن اين است كه دايره‏اي روي زمين رسم مي‏كنند و سنگ‏هايي بر روي قطر دايره قرار مي‏دهند و بعد آنها را با لپر فاصله‏اي معيني مي‏زنند هريك از بازيكنان سنگ بيشتري خارج كرد برنده است.
مازالاق

وسيله بازي چوبي است به شكل مخروط و در رأس آن ميخي نصب مي‏كنند و نخ با طناب خاص‏ بازي را به دور مخروط از قسمت رأس آن تا سطح‏ مي‏پيچند و بعد يك سرنخ را در دست مي‏گيرند و از روي سر خود رها و پرتاب مي‏كنند.مازالاق به روي‏ زمين رها مي‏شود.نوع كوچك آن فرفره است كه‏ در روي ميزها استفاده مي‏شود و بعد هركس‏ نتوانست درست عمل كند مازالاق خود را در مركز قرار مي‏دهد و بعد ديگران با پرتاب مازالاق خود سعي مي‏كنند مازالاق وسط را بزنند.بعضي اوقات‏ ممكن است مازالاق وسط بشكند.اين نوع بازي ار قارت مي‏گويند.
نون‏نون

وسايل بازي توپ جيري كوچك-محوطه‏اي‏ وسيع-بازيكنان به دو دسته تقسيم مي‏شوند و با قرارداد يك عده توپ را مي‏گيرند و بعد با دست به‏ هم پاس مي‏دهند.عده‏ي مقابل بايد جلو پاس توپ‏ را بگيرند و توپ را تصاحب نمايند.اين بازي يك‏ نوع پاسكاري با توپ است كه به فرم بسكتبال‏ عمل مي‏شود منتهي با توپي كوچكتر بازي مي‏شود كه براي همه ميسر باشد.
هركي همچي،همچي نكنه چو مخوره يا هرچي استا گفت:

عده‏اي براي خود استادي انتخاب مي‏كنند او بايد مهارت كافي داشته باشد تا بتواند بچه‏ها را و يا نوجوانان را سرگرم كند.بعد استاد مي‏گويد:توپول‏ موپول،بچه‏ها آن را تكرار مي‏كنند.او بعد مي‏گويد: دست توپول.بازيكنان تكرار مي‏كنند و بعد مي‏گويد پا توپولو،باز هم بازيكنان تكرار مي‏كنند.آن‏گاه او مي‏گويد:هركي همچي،همچي،همچي نكنه چو مخوره و بعد نرمشي و يا كاري را آغاز مي‏كند. بازيكنان بايد مطابق استاد عمل كنند هركس انجام‏ ندهد جريمه مي‏شود و دست و پاي او را مي‏گيرند و باسنش را به زمين مي‏زنند.اين بازي در عروسي‏ها و ختنه‏سوري‏ها هم انجام مي‏شود.استاد كف دست‏ خود را سياه مي‏كند و بعد به روي افراد مي‏مالد و همين اشعار را مي‏خواند و ديده مي‏شود كه روي‏ عده‏اي سياه شدهاست.آنها ناخودآگاه دست خود را به روي ديگران هم مي‏مالند و روي عده‏اي را سياه‏ مي‏نمايند كه با تفريح و خنده همراه است اين بازي‏ با انجام حركات بدني و نرمشي مفيد همراه است.
ارغن ارغن بابجول«تاپ»

آغل‏آغل با تشله-تشله‏ بازي يا تيله‏ پازي- چفت‏چفت با تيله و گردو و يا سنگ-يك قل دو قل‏ كه بيشتر بازي دخترانه است-آقات از شهر آمده- استاي زنجيرباف گرگم و گله مي‏زنم تيز از بازي‏هايي است كه در محل انجام مي‏شود و مشابه‏ آن در محل‏هايي ديگر وجود دارد.
پاورقي:

(۱)-نقل از كتاب فن و بند كشتي نوشته حبيب الله بلور.

(۲)-به دست زدن،قرص مي‏گفتند.

(۳)-دوبرت صدايي است كه در محل گوسفندان را مي‏خوانند.


ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۳۱ مرداد ۱۳۹۴ ] [ ۰۵:۰۵:۵۲ ] [ اديب قوچاني - داودي ]
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ][ ۵۵ ][ ۵۶ ][ ۵۷ ][ ۵۸ ][ ۵۹ ][ ۶۰ ][ ۶۱ ][ ۶۲ ][ ۶۳ ][ ۶۴ ][ ۶۵ ][ ۶۶ ][ ۶۷ ][ ۶۸ ][ ۶۹ ][ ۷۰ ][ ۷۱ ][ ۷۲ ][ ۷۳ ][ ۷۴ ][ ۷۵ ][ ۷۶ ][ ۷۷ ][ ۷۸ ][ ۷۹ ][ ۸۰ ][ ۸۱ ][ ۸۲ ][ ۸۳ ][ ۸۴ ][ ۸۵ ][ ۸۶ ][ ۸۷ ][ ۸۸ ][ ۸۹ ][ ۹۰ ][ ۹۱ ][ ۹۲ ][ ۹۳ ][ ۹۴ ][ ۹۵ ][ ۹۶ ][ ۹۷ ][ ۹۸ ][ ۹۹ ][ ۱۰۰ ][ ۱۰۱ ][ ۱۰۲ ][ ۱۰۳ ][ ۱۰۴ ][ ۱۰۵ ][ ۱۰۶ ][ ۱۰۷ ][ ۱۰۸ ][ ۱۰۹ ][ ۱۱۰ ][ ۱۱۱ ][ ۱۱۲ ][ ۱۱۳ ][ ۱۱۴ ][ ۱۱۵ ][ ۱۱۶ ][ ۱۱۷ ][ ۱۱۸ ][ ۱۱۹ ]
.: Weblog Themes By monoblog :.

درباره وبلاگ

سلام به همه دوستان خوبم به جمع ما خوش امديد دراين سايت شما انواع مطالب جالب در موضوعات مختلف را كه بيشتر جنبه كاربردي در زندگي روزمره را دارد ميتوانيد ببينيد و از انها استفاده كنيد اميدواريم مطالب ارايه شده رضايت شما را جلب كند لطفا پس از بازديد با ارايه نظرات خود را ما را در رابطه بهتر شدن سايت ياري فرماييد منتظر حضور سبزو هميشگي تان هستيم ياحق
موضوعات وب
موضوعي ثبت نشده است
پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
لینک های تبادلی
فاقد لینک
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت   لغو عضویت
امکانات وب